آشنایی با دورۀ ارزشمند Facebook Creative Strategy

آشنایی با دورۀ ارزشمند Facebook Creative Strategy

شاید خیلی از دیجیتال مارکترها با دوره‌ها و مدارک گوگل درزمینۀ Google Ads، Google Analytics و Google Digital Garage آشنا باشند، ولی اکثراً با دوره‌های مرتبط با شبکه‌های اجتماعی ناآشنا هستند و به دوره‌های متفرقه رجوع می‌کنند.

نکتۀ مهم این است که اگر فیس‌بوک و زیر‌مجموعه‌هایش (Facebook family of apps) مثل اینستاگرام، واتساپ و مسنجر را به‌عنوان مهم‌ترین شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها در نظر بگیریم، باید با مارکتینگ استاندارد و حرفه‌ای که توسط خود فیس‌بوک ارائه می‌شود، آشنا شویم.

Facebook mega merging

خبر خوب این است که فیس‌بوک یک آکادمی به‌عنوان فیس‌بوک بلوپرینت (Facebook Blueprint) دارد که در آن آموزش‌های متنوع از نمونه‌های موفق و شیوۀ درست‌کار‌کردن با آن‌ها را برای بیزنس‌ها و برندها ارائه داده است.

در این نوشته می‌خواهم شما را با یکی از این دوره‌های ارزشمند به نام Creative Strategy Learning Essentials آشنا کنم.

Facebook Blueprint

چرا مهم است؟

اکثر دیجیتال مارکترها با چالش‌هایی مثل عدم استقبال مخاطبان با محتواهای شبکه‌های اجتماعی‌شان دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند و از نرخ تعامل پایین مخاطبان با محتواهای برندشان ناراضی هستند. شاید مشکل را بیندازیم گردن مخاطبانی که این روزها بی‌حوصله هستند و وقت برای برقرار‌کردن ارتباط با برندها ندارند. ولی موضوع مهم این است که مشکل از خود ماست که بعضاً نمی‌دانیم چطور باید محتوا تولید کنیم تا برای مخاطب خوشایند باشد و باعث بشود مخاطب با محتوای ما ارتباط برقرار کند.

در این دوره تکنیک‌ها و مثال‌های متعدد و جذابی ارائه می‌شود که نشان می‌دهد چطور باید در فیس‌بوک، اینستاگرام، مسنجر و یا واتساپ تولید محتوای تبلیغاتی انجام داد.

نمایی از سرفصل‌های اصلی که باید بگذرانید:

نمایی از سرفصل‌های اصلی که باید بگذرانید

کجاها کاربرد دارد؟

شاید خیلی‌ها بگویند غیر از اینستاگرام، همۀ اپلیکیشن‌های فیس‌بوک، واتساپ و مسنجر در ایران فیلتر هستند و چرا باید دوره‌های آموزشی این اپلیکیشن‌ها را که در ایران سرویس نمی‌دهند یاد گرفت. موضوع این است که در این دوره شما صرفاً با تبلیغ‌کردن در این اپلیکیشن‌ها آشنا نمی‌شوید، بلکه با چگونگی تولیدکردن محتوا به‌صورت استاندارد و جذاب، به‌شکلی که اهداف برندتان برآورده بشود، آشنا می‌شوید.

facebook certificate creative strategy professional

چطور مدرک بگیریم؟

در این لینک کامل توضیح داده شده است که چطور می‌توانید در آزمون‌های آنلاین این دوره شرکت کنید و با پرداخت مبلغ تعیین‌شده، مدرک آن را دریافت کنید. توجه کنید که اگر امتحان حضوری را انتخاب کنید، باید به یکی از کشورهای همسایه سفر کنید، چون مؤسسۀPearson که برگزار‌کنندۀ این آزمون‌هاست، در ایران شعبه‌ای ندارد و معمولاً هموطنان به ترکیه سفر می‌کنند تا بتوانند در امتحانات شرکت کنند. پیشنهاد می‌کنم اول در آزمون رایگان ارزیابی شرکت کنید و وقتی که مطمئن شدید می‌توانید حد نصاب نمرۀ قابل قبول در امتحان را به دست آورید، در آزمون اصلی شرکت کنید. چون با توجه به نرخ دلار، هزینه‌های آزمون برای ما ایرانی‌ها کم نخواهد بود.

این نوشتۀ من، حامد توفیقی، برای الفدالپ بود. ارتباط بیشتر با من: Twitter, Linkedin و Instagram

منبع :

اگر این مطلب براتون مفید بوده، می‌تونید من را هم خوشحال کنید!
من خیلی قهوه دوست دارم و موقع نوشتن هر مطلب بین ۱ تا ۵ لیوان می‌نوشم… یه جورایی انگیزه‌ی نوشتن بهم میده! پس اگر مطلب خوبی بوده برای کسایی که فکر می‌کنید این مطلب را دوست دارن بفرستید و اگر خیلی با مطلب حال کردین و می‌خواهید برای مطلب بعدی هم قهوه داشته باشم، می‌تونید(کاملا دلخواه) یه قهوه مهمونم کنید: دونیت قهوه برای امیر دانشی پور!

منبع(source)

نوشته آشنایی با دورۀ ارزشمند Facebook Creative Strategy اولین بار در الفدالپِ | دنیای دیجیتال مارکتینگ | سئو کاربردی |هرآنچه باید بدانید. پدیدار شد.

source https://alefdalpe.ir/familiarity-with-the-valuable-facebook-creative-strategy-course/

سواد رسانه‌ای چیست؟

سواد رسانه‌ای چیست؟

با توجه به فراگیری ارتباطات و رسانه‌های اطلاعاتی در قرن ۲۱، داشتن سواد رسانه‌ای برای همه الزامی است. شناخت مزیت‌ها، معایب و همچنین توانایی نقد رسانه‌ها، به تأثیرگرفتن افراد از آن‌ها کمک می‌کند. هرچقدر آموزش سواد رسانه‌ای از سن پایین‌تری شروع شود، بهتر در ذهن تثبیت می‌شود. طبق تعریف جدید یونسکو، افراد باسواد علاوه بر خواندن و نوشتن و تسلط بر زبان، باید ۱۶ مهارت سوادی دیگر را نیز یاد بگیرند.

بیشتر بخوانید: چرا شبکه‌های اجتماعی اعتیاد‌آورند؟

یکی از این ۱۶ مهارت، سواد رسانه است. به کمک سواد رسانه‌ای رسانه‌های معتبر را بهتر شناسایی و تحلیل می‌کنیم؛ درنتیجه، فهم و آگاهی‌مان بالاتر می‌رود. اما تعریف یک رسانه چیست و سواد رسانه چه مواردی را تحت پوشش قرار می‌دهد؟ در ادامه توضیح خواهیم داد.

رسانه چیست؟

رسانه وسیله‌ای برای انتقال پیام از فرستنده به گیرنده است. روزنامه‌ها، کتاب‌ها، رادیو، تلویزیون و… رسانه‌های در حال حاضر هستند که سرعت عمل متفاوتی دارند. سواد رسانه‌ای مهارت تفکیک این رسانه‌ها از یکدیگر است. به کمک سواد رسانه، رسانه‌های معتبر را شناسایی و انتخاب می‌کنیم. همچنین می‌توانیم رسانه‌هایی که قصد تحمیل خود بر تفکرمان را دارند، نپذیریم. سواد رسانه‌ای یک مهارت اساسی در عصر دیجیتال است. به‌طور‌کلی سواد رسانه با ما کمک می‌کند تا:

  1. یاد بگیریم که انتقادی فکر کنیم.
  2. یک مصرف‌کنندۀ هوشمند باشیم.
  3. دیدگاه افراد را تشخیص دهیم.
  4. مسئولیت رسانه‌ای ایجاد کنیم.
  5. نقش رسانه‌ها را در فرهنگمان مشخص کنیم.
  6. هدف نویسنده را بفهمیم.

تفاوت شبکه‌های اجتماعی و رسانۀ اجتماعی را می‌شناسید؟ این بلاگ‌پست به تفاوت میان این دو مفهوم می‌پردازد.

سواد رسانه باید از چه زمانی آموزش داده شود؟

بهتر است این آموزش‌ها از کودکی شروع شود تا افراد به‌عنوان مخاطب فعال پیام‌ها را درک و تجزیه کنند. اولین کشوری که طبق تعریف جدید یونسکو، آموزش سواد رسانه‌ای را در برنامه‌های آموزش قرار داد، کانادا بود. در قارۀ‌ آسیا نیز ژاپن زودتر از سایرین این آموزش را در مدارس الزامی کرد. متأسفانه در ایران آموزش‌های سواد رسانه‌ای اجباری نیست. این در صورتی است که عصر حاضر نیاز به تربیت افرادی دارد که بتوانند فکر کنند، تحلیل کنند و برای رویارویی با تحولات آماده باشند.

استاندارد سواد رسانه‌ای چیست و آیا در کشور ما این استاندارد وجود دارد؟

استاندارد سواد رسانه‌ای چیست و آیا در کشور ما این استاندارد وجود دارد؟

تهمورث شیری، استاد دانشگاه آزاد اسلامی و دکترای ارتباطات اجتماعی، طی مصاحبه‌ای با ایرنا بیان کرد که متأسفانه در کشور ما سواد رسانه‌ای به‌عنوان موضوعی مهم مطرح نیست. در کشورهای دیگر این سواد از کودکی به دانش‌آموزان آموزش داده می‌شود؛ درنتیجه، کودکان دچار شوک خبری نمی‌شوند و می‌توانند با یک خبر برخورد کنند. در‌حالی‌که مسئولان مدارس و اولیا ما با استفاده از ابزارهای سواد رسانه مخالف‌اند. در کشور ما و در مدارس به کودکان آموزش داده نمی‌شود که چگونه از فضاهای آموزشی استفاده کنند.

ضرورت آموزش سواد رسانه‌ای چیست؟

اگر از آموزش سواد رسانه‌ای بی‌بهره بمانیم، در میان اخبار و اطلاعات آموزشی، اجتماعی، سیاسی و… سردرگم می‌شویم. سواد رسانه‌ای، آسیب‌های اجتماعی شبکه‌های مجازی را کاهش می‌دهد. در شرایطی که رسانه‌ها نقش بسیاری در آموزش دارند، آموزش تحلیل و نقد آن‌ها کمک درخور توجهی به ما خواهد کرد. حال که نظارت روی اخبار رسانه‌ها کاهش یافته است، باید با کمک سواد رسانه بتوانیم خبر درست و کذب را تشخیص دهیم.

سواد رسانه ۶ مهارت زیر را به ما می‌آموزد:

  1. درک پیام‌های رسانه؛
  2. تشخیص چیزی که رسانه‌ها قصد ایجاد آن در باور مردم را دارند؛
  3. تشخیص تعصبات و دروغ‌های رسانه‌ها؛
  4. کشف داستان‌های پنهان در خبرها؛
  5. ارزیابی رسانه‌ها با تجربیات، باورها و ارزش‌های خود؛
  6. طراحی و ایجاد پیام‌های رسانه‌ای خود.

مفاهیم سواد رسانه‌ای به سه سطح عمومی، متوسط و پیشرفته تقسیم می‌شوند. در سطح عمومی افراد یاد می‌گیرند چگونه رسانه‌ها آن‌ها را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. در سطح متوسط مفاهیم رسانه را معنا می‌کنند و در سطح پیشرفته تعامل جامعه و سواد و رسانه را در ایجاد تغییرات ارزیابی می‌کنند. با توجه به ضرورت این سواد، در سال ۱۳۹۶ انجمن سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی ایران ثبت شد. این انجمن یک سازمان مردم‌نهاد ملی است که در حوزۀ سواد رسانه‌ای فعالیت می‌کند. امید که این مجموعه بتواند در طول‌ سال‌های آینده نقش مهمی در آموزش سواد رسانه از کودکی داشته باشد.

منبع : www.nima.today

اگر این مطلب براتون مفید بوده، می‌تونید من را هم خوشحال کنید!
من خیلی قهوه دوست دارم و موقع نوشتن هر مطلب بین ۱ تا ۵ لیوان می‌نوشم… یه جورایی انگیزه‌ی نوشتن بهم میده! پس اگر مطلب خوبی بوده برای کسایی که فکر می‌کنید این مطلب را دوست دارن بفرستید و اگر خیلی با مطلب حال کردین و می‌خواهید برای مطلب بعدی هم قهوه داشته باشم، می‌تونید(کاملا دلخواه) یه قهوه مهمونم کنید: دونیت قهوه برای امیر دانشی پور!

منبع(source)

نوشته سواد رسانه‌ای چیست؟ اولین بار در الفدالپِ | دنیای دیجیتال مارکتینگ | سئو کاربردی |هرآنچه باید بدانید. پدیدار شد.

source https://alefdalpe.ir/what-is-media-literacy/

آیا هوش مصنوعی نان تولیدکنندگان محتوا را آجر خواهد کرد؟

آیا هوش مصنوعی نان تولیدکنندگان محتوا را آجر خواهد
کرد؟

هنوز خیلی از عمر تخصص کپی‌رایتینگ (تبلیغ‌نویسی، اثربخش‌نویسی) و بازاریابی محتوایی (تولید محتوای متنی با هدف بازاریابی) در کشور ما نمی‌گذرد؛ شاید چیزی در حدود پانزده سال. تازه کسب‌وکارهایمان دارند به اهمیتِ داشتن متن‌هایی برای بازاریابی با لحن مشخص در رسانه‌ها و نقاط تماس با مخاطبانشان پی‌می‌برند. هنوز بر سر محاسبۀ قیمت هر کلمه‌ از کار یک نویسنده چانه می‌زنند و خلاصه ما تا بلوغ این صنعت فاصله‌ داریم.

اما در‌حالی‌که ما درگیر این مسائل ابتدایی‌ هستیم، در دنیا خبر دیگری است! هوش مصنوعی (Artificial intelligence) هنوز از راه نرسیده، همه چیز را به هم ریخته! از دستیار صوتی و تایپ صوتی بگیرید تا دیپ‌فیک یا جعل عمیق و حتی کپی‌رایتینگ. گویا رقیب تازه‌نفسی وارد گود شده که بیشتر شبیه هَووی نویسنده‌هاست.

هوش مصنوعی چیست و قرار است چه فتنه‌ها بکند؟!

بیشتر ما لذت استفاده از هوش مصنوعی را لمس کرده‌ایم. نمونۀ معروفش هم همین گوگل ترنسلیت عزیزمان است؛ ناجی نویسندگان، پایان‌نامه‌نویسان و مترجمانی بسیار. یا تایپ صوتی در گوگل داکس که با فارسی هم کاملاً آشنا است و با خطای کمی، فرموده‌های ما را تبدیل به متن تایپ‌شده می‌کند. فناوری OCR یا اسکن متن و تبدیل به متن تایپ‌شده را هم که احتمالاً دیده‌اید. تازگی هم که ویدئوهای بهت‌آور دیپ‌فیک غوغا به‌پا کرده، که تصاویر ویدئوی جعلی از افراد می‌سازد و مونتاژهایی حیرت‌آور می‌کند.

تصویری از انیمیشن مشهور WALL-E

تعریف هوش مصنوعی در منابع مختلف

اگر بخواهیم کمی اصولی‌تر به موضوع بپردازیم، باید ابتدا با هوش مصنوعی آشنا شویم. این دو تعریف هوش مصنوعی که از ویکی‌پدیا آورده‌ام به ‌نظرم گویاست:

  • مطالعۀ اینکه چگونه رایانه‌ها را قادر به انجام اعمالی کنیم که در حال حاضر، انسان آن اعمال را بهتر انجام می‌دهد (ریچ و نایت،۱۹۹۱).
  • توانایی دست‌یافتن به کارایی در حد انسان، در همۀ امور شناختی توسط رایانه (آلن تورینگ، ۱۹۵۰).

هوش مصنوعی براساس پردازش اطلاعات بسیار، کم‌کم به این توانایی دست می‌یابد که کارهای فکری انسان را الگو برداری کند و می‌تواند مثل انسان و در بسیاری موارد، سریع‌تر و بهتر از او کارهایی مشابه انجام دهد.

حتماً فیلم‌های علمی‌تخیلی را که در آن ربات‌ها علیه سازندگان خود می‌شورند دیده‌اید. ایدۀ اصلی همه این است که هوش مصنوعی درنهایت می‌تواند قدرت را از انسان‌ها بگیرد و آن‌ها را بردۀ ربات‌ها کند!

اگر می‌خواهید بیشتر دربارۀ روش کار هوش مصنوعی در «متن‌کاوی» بدانید، می‌توانید واژه‌های «یادگیری عمیق» و خصوصاً «GPT-3» را در گوگل جست‌وجو کنید.

هوش مصنوعی چه کاری به تولید محتوا دارد؟

تا سال‌ها خلق آثار فکری یا معنوی، یکی از امتیازات اختصاصی انسان نسبت‌به ماشین بود، اما در عصر علوم داده و اینترنت، حتی نوشتن که یکی از توانایی‌های منحصربه‌فرد انسان است نیز تحت سیطرۀ هوش مصنوعی قرار گرفته و هم‌اکنون کسب‌وکارهای بسیاری در دنیا از هوش مصنوعی برای تولید انواع محتوا بهره می‌برند.

هوش مصنوعی

معرفی چند هَووی کپی‌رایترها!

اگر مثل بنده قلم‌پیشگی و کپی‌رایتنگ انجام می‌دهید، پیشنهاد می‌کنم وب‌سایت copy.io را مشاهده کنید و امکانات و کمالات آن ‌را چند روزی به رایگان امتحان کنید. در این وب‌سایت که از نامش پیداست، کپی (متن) موردنظر خود را فقط با دادن اطلاعات مختصری در حد ۴۰۰ کاراکتر می‌توانید در کمتر از یک دقیقه دریافت کنید! نه نیازی به نوشتن بریف چندصفحه‌ای و معرفی کسب‌وکار و پرسونای مخاطب دارید، نه کشیدن ناز مثل منی که برایتان متن جذاب و ترغیب‌کننده بنویسد.

برای هر نمونه متنی که نیاز دارید، چندین عبارت به شما تحویل می‌دهد تا هرکدام را که خواستید استفاده کنید و از هرکدام که بیشتر خوشتان آمد، دکمۀ Make more را بفشارید تا براساس همان نمونه، نمونه‌های بیشتری بیافریند!

به ادعای خود این سایت، متن‌ها منحصربه‌فرد و بدون کپی‌برداری از جایی تولید می‌شوند؛ یعنی لازم نیست نگرانی بابت مالکیت معنوی یا کپی‌رایت (copyright) و الگوریتم‌های گوگل داشته باشید. البته سایت‌های دیگری هم در این زمینه فعالیت می‌کنند که در این میان، بد نیست به سایت conversion.ai هم اشاره کنیم.

سرویس‌های هوش مصنوعی از پس چه نوع کپی‌رایتینگ‌هایی برمی‌آیند؟

متن‌هایی که این سرویس یا پلتفرم‌های هوشمند به شما می‌دهند، در انواع و اقسام شکل‌ها و فرمت‌هاست! از شعار برند و عنوان اصلی (هدلاین) و متن قهرمان (Hero text) صفحۀ اصلی بگیرید تا عناوین بلاگ‌پست‌ها و کپشن‌های شبکۀ اجتماعی و حتی بایوی کلاب‌هاوس خودتان!

حتی براساس مدل‌های مشهور AIDA و PAS در کپی‌رایتینگ به شما خروجی می‌دهند و می‌توانید ایده‌های توفان فکری هم از آن‌ها بگیرید! در تصویر زیر پاره‌ای از انواع متن‌هایی را که سایت copy.ai به شما تحویل می‌دهد مشاهده می‌کنید:

copy.ai

همچنین می‌توانید لحن‌های مختلفی را انتخاب کنید تا براساس آن‌ها برای شما از نو بنویسد.

چه کنیم که هوش مصنوعی نانمان را آجر نکند؟

راستش تکنولوژی و پیشرفت همیشه کارش همین بوده، به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم، خیلی از مشاغل را از بین برده، باعث ایجاد مشاغل جدیدی شده یا دست‌کم سبب ارتقا و به‌روزرسانی مشاغل قدیم شده است. اما خبر خوب اینکه این خدمات، بیشتر برای کسب‌وکارهای کوچک راهگشا هستند و هنوز آن‌قدرها قوی نیستند که جای یک کپی‌رایتر حرفه‌ای را پر کنند. علاوه‌ بر این، شاید تنها حوزه‌ای که هوش‌مصنوعی در تولیدمحتوای متنی هنوز نتوانسته به‌خوبی آن را لمس کند، حوزۀ خلاقیت باشد. خلاقیت در نویسندگی، سطحی فراتر از نوشتن متن‌های استاندارد است و به‌ نظر نویسنده، هنوز مجرایی است که می‌توان از طریق آن در کنار هوش‌ مصنوعی زندگی مسالمت‌آمیز داشت. گرچه زیاد هم بی‌خیال نباید بود، چون دانش سر جایش نمی‌ایستد و هم‌اکنون مدل‌های هوش مصنوعی مثل DALL-E در حال رشد و توسعه هستند که به‌نوعی وارد شبیه‌سازی خلاقیت هم شده‌اند! در این مدل با دادن چند کلمه می‌توان از ماشین، تصاویر خلاقانۀ ترکیبی تحویل گرفت.

با این فرض می‌توانیم بگوییم که نویسندگان و قلم‌پیشگان زحمت‌کش و رنج‌دیده‌‌ای مثل نویسندۀ این سطور، لازم نیست وحشت کنند؛ اما بی‌تفاوت هم نباید بود، بلکه کافی است مهارت‌های نویسندگی خود را تقویت کنند و کارهایی کنند که هنوز برای هوش مصنوعی سخت است. علاوه بر این، به برکت تحریم‌ها! هنوز پلتفرم‌های کپی‌رایتینگ با هوش مصنوعی، فارسی را پشتیبانی نمی‌کنند. اما اگر زمانی فارسی را هم پوشش دهند، باز هم یک کپی‌رایتر خلاق می‌تواند از آن‌ها برای نوشتن متن‌های خلاقانه‌تر و کشف ایده‌های بکر کمک بگیرد. در یک کلام می‌توانم این‌طور بگویم که:

داشتن تفکر خلاق، تفکر استراتژیک و تفکر انتقادی هنوز می‌تواند خروجی‌های فکر انسان را ممتازتر از تفکر ماشینی کند.

وصیت ‌آخر

آن‌طور که بویش می‌آید، تولید محتوا با هوش مصنوعی در آینده‌ای نه‌چندان دور می‌تواند به بلوغ خوبی برسد و نیاز کسب‌وکارهای کوچک و متوسط را برطرف کند. در این فرصت، کپی‌رایترهای خلاق و سایر تولیدکنندگان محتوا هم باید دست بجنبانند و خود را به‌‌روز کنند تا دستشان جلوی این مهمان ناخوانده پر باشد و نقاط امتیاز بیشتری نسبت‌به ماشین‌ها از خود نشان دهند. امید واهی در کار نیست! شاید هم تا یک دهۀ دیگر مفهوم کپی‌رایتینگ و خلاقیت انسانی دگرگون شود، اما تا آن روز خود ما کپی‌رایترها هم می‌توانیم از همین سرویس‌ها برای خلاقیت بیشتر خود و تیم همکارانمان ایده بگیریم و کمبودهایمان ‌را در خود تقویت کنیم.

این نوشتۀ من، حسین وجدانی، برای الفدالپ بود. ارتباط بیشتر با من: بلاگ شخصی، TwitterLinkedin و Instagram و ویرگول

منبع :

اگر این مطلب براتون مفید بوده، می‌تونید من را هم خوشحال کنید!
من خیلی قهوه دوست دارم و موقع نوشتن هر مطلب بین ۱ تا ۵ لیوان می‌نوشم… یه جورایی انگیزه‌ی نوشتن بهم میده! پس اگر مطلب خوبی بوده برای کسایی که فکر می‌کنید این مطلب را دوست دارن بفرستید و اگر خیلی با مطلب حال کردین و می‌خواهید برای مطلب بعدی هم قهوه داشته باشم، می‌تونید(کاملا دلخواه) یه قهوه مهمونم کنید: دونیت قهوه برای امیر دانشی پور!

منبع(source)

نوشته آیا هوش مصنوعی نان تولیدکنندگان محتوا را آجر خواهد
کرد؟
اولین بار در الفدالپِ | دنیای دیجیتال مارکتینگ | سئو کاربردی |هرآنچه باید بدانید. پدیدار شد.

source https://alefdalpe.ir/will-artificial-intelligence-bread-the-content-creatorsdid/

سئو و سوشال سیگنال

سئو و سوشال سیگنال

سوشال سیگنال مجموع لایک‌ها، نظرات، اشتراک‌گذاری‌ها و تعامل کلی یک سایت و صفحه وب در شبکه‌های اجتماعی است. این سیگنال‌ها توسط گوگل برای سنجش اینکه آیا یک صفحه وب ارزشمند است یا نه، در نظر گرفته می‌شود. اگر صفحه وب دارای سوشال سیگنال بالایی باشد، به این معنا است که محتوای آن لایک شده و توسط افراد زیادی به اشتراک گذاشته می‌شود. این موضوع به سئو سایت و رتبه‌بندی سایت در جستجوهای گوگل کمک کرده و از دیدگاه گوگل به عنوان نوعی دیگر از بک‌لینک‌ها دیده می‌شود.

شما می‌تونید این قسمت را در آدرس‌های زیر بشنوید یا در ادامه به متن اون دسترسی داشته باشید:

منبع : www.nima.today

اگر این مطلب براتون مفید بوده، می‌تونید من را هم خوشحال کنید!
من خیلی قهوه دوست دارم و موقع نوشتن هر مطلب بین ۱ تا ۵ لیوان می‌نوشم… یه جورایی انگیزه‌ی نوشتن بهم میده! پس اگر مطلب خوبی بوده برای کسایی که فکر می‌کنید این مطلب را دوست دارن بفرستید و اگر خیلی با مطلب حال کردین و می‌خواهید برای مطلب بعدی هم قهوه داشته باشم، می‌تونید(کاملا دلخواه) یه قهوه مهمونم کنید: دونیت قهوه برای امیر دانشی پور!

منبع(source)

نوشته سئو و سوشال سیگنال اولین بار در الفدالپِ | دنیای دیجیتال مارکتینگ | سئو کاربردی |هرآنچه باید بدانید. پدیدار شد.

source https://alefdalpe.ir/seo-and-social-signal/

معنا دو تا شد! کژتابی و ایهام در نوشته‌های ما

معنا دو تا شد! کژتابی و ایهام در نوشته‌های ما

زبان چه‌کاره است؟ خب، زبان خیلی کارها می‌کند؛ اما کار ویژه‌اش این است که معنا برساند. بله، قرار که «زبان معنا را برساند» از ذهن نویسنده و گوینده به ذهن خواننده و شنونده. اگر این کار را کرد، زبان زبان است! اگر این کار را نکرد، دیگر زبان نیست. چیز دیگری است که نمی‌دانم چیست؛ ولی به‌هرحال «زبان» نیست.

حالا، گاهی وقت‌ها پیش می‌آید که معنا را می‌رساند؛ اما زیادی می‌رساند! یعنی چه؟ یعنی به‌جای اینکه «یک» معنا برساند، زحمت می‌کشد و «دو» تا می‌رساند یا حتی بیشتر. خب، اینجا دیگر زبان خراب شده است و در خدمتِ انجام وظیفه‌اش نیست. این جمله را بخوانیم:

او حاضر نشد که به سرِ کار برود.

نویسنده می‌خواهد معنایی برساند و آن اینکه «او آماده نشد برای رفتن به سرِ کار» و لباس مناسب نپوشید و به سرووضعش نرسید و زلفش را نیاراست و از این حرف‌ها؛ اما نویسنده غافل است از اینکه این جمله معنای دومی هم می‌دهد:

او زیرِ بار نرفت برای رفتن به سر کار.

دو معنای ناخواسته یا خواسته؟

این دوپهلونویسی، غیرعمدی رخ می‌دهد. قرار نبوده که جمله دو معنا بدهد؛ اما الان می‌بینیم که می‌دهد. ما ویراستارها به این خطا می‌گوییم «کژتابی». تعریف خیلی فشرده‌اش می‌شود: «چندمعناییِ ناخواسته». واژهٔ «کژتابی» را بهاءالدین خرمشاهی ساخته و کتابی هم جمع کرده از ۲۰ سال کژتابی‌هایی که این‌ور و آن‌ور شنیده و خوانده است، با نام کژتابی‌های ذهن و زبان، از نشر ناهید.

خواندن این کتاب دو سود دارد:

  1. سود فرعی‌اش این است که شادی‌زایی می‌کند؛ زیرا بیشترِ نمونه‌هایش باردارِ طنزهای زبانی است و خنده بر لبان خواننده می‌نشاند.
  2. اما سود اصلی‌اش این است که ذهن اهالی تولید محتوا را «تیز می‌کند» برای یافتن معنای دوم یا حتی سوم و چهارم. همین که ذهن شما تیز شود، یعنی «تحلیلی» بار بیاید، توان زبانی‌تان افزایش می‌یابد، منظم فکر می‌کنید، حُسن‌ها و عیب‌ها را می‌یابید، در زبان دقیق می‌شوید و معنا را زودتر و روشن‌تر می‌رسانید.

به‌جز آن کتاب، در بخش «کژتابی»های وبگاه «ویراستاران» هم نمونه‌ها و تمرین‌هایی برای قدم‌زدن در این وادیِ جذاب زبانی پیدا خواهید کرد. توصیه می‌کنم وقتی تمرین‌های کژتابی را حل می‌کنید، پس از اینکه جملهٔ کژتابی‌دار را خواندید، زود پاسخ‌ها را نخوانید؛ بلکه ابتدا خودتان کمی فکر کنید و معناهای ممکنِ جمله را دریابید و دربیاورید. بعد، پاسخ‌ها را بخوانید و توانِ کژتابی‌یابی‌تان را محک بزنید.

چه می‌کند این ایهام!

چه می‌کند این ایهام!

برویم سراغ روی دیگرِ سکه. آیا دوپهلونویسی می‌شود که عمدی باشد؟ یعنی خود نویسنده خواسته باشد که دو یا چند معنا از یک عبارتِ زبانی به خواننده برسد؟ پاسخ مثبت است. این پدیدهٔ زبانی از قرن‌ها و حتی هزاره‌های پیش در میان مردمان رایج بوده است و در ادبیات سراسر دنیا نیز بازیگری و دلبری کرده است. نامش «ایهام» است و اینک یک مثال برایش:

دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد / شاید به خوابِ شیرین فرهاد رفته باشد.

در این بیت از حزین لاهیجی «خواب شیرین» ایهام دارد و شاعر عمداً برای رسیدنِ هر دو معنا به ذهن خواننده از آن بهره جسته است:

  1. خواب خوش و عمیق و دل‌چسب؛
  2. خواب شیرین‌خانم که معشوق فرهاد بود.

دوپهلونویسیِ عمدی، یعنی همین ایهام، کاربرد فراوانی دارد در نوشته‌های رسانه‌ای، به‌ویژه تیترنویسی برای خبر. تصور کنید خبرنگاری می‌خواسته بگوید که فلان شخصیت طرازاول مملکت خیلی متواضع است و خودش را فقط خدمتگزار مردم می‌داند. معنا را در ذهنش پرورده و واژه برایش یافته و جمله را ردیف کرده و دست‌آخر این را نوشته و منتشر هم کرده است:

او خود را تنها خادم ملت می‌داند.

نگو که به‌جز آن معنای مثبتِ پُر از فروتنی، این جمله معنای دیگری هم می‌دهد و آن اتفاقاً پر از غرور و سرکشی است. یافتیدش؟ بله، این معنا را هم می‌دهد که: او خودش را تنها کسی می‌داند که خادم ملت است و بقیه دروغ‌گویند و هدفشان خدمت به خلق نیست.

ایهام برای تثبیت پیام

در تبلیغ‌نویسی هم سروکلهٔ ایهام پیدا می‌شود، مثلاً در طراحی شعار «پاک یادت نره!» به‌خوبی از این ترفند زبانی استفاده کرده‌اند و دو معنا در آن گنجانده‌اند:

  1. خریدن لبنیات برندِ پاک را فراموش نکنی؛
  2. خریدها و قرارها کامل یادت نرود.

وقتی در پیام تبلیغی‌مان دو معنا می‌گنجانیم، قدرت پیام را بیشتر می‌کنیم؛ زیرا برخی خوانندگان فقط معنای نخست را درک می‌کنند و برخی معنای دوم را و برخی هر دو را.

آنانی هم که فقط یک معنا برداشت کرده‌اند، کم‌کم و در اثر دیدن پیام در بافت‌های مختلف، به معنای دوم نیز پی می‌برند و همین باعث می‌شود پیام در ذهنشان بیشتر نفوذ کند. پس، حواسمان باشد که اگر پیام تبلیغی‌مان ایهام (چندمعناییِ عمدی) دارد، آن پیام را در بافت‌های گوناگون به کار ببریم و برایش فیلم و صوت و متن و تصویر و کنش‌های مختلف آماده کنیم، با این هدف که مطمئن شویم مخاطب به هر دو معنا پی برده و پیام در ذهنش «دوقبضه» تثبیت شده است.

کژتابی نشود، بپّا!

در نوشته‌های فجازی (فضای مجازی) هم ایهام کاربرد دارد؛ البته به ‌شرطی که واقعاً ایهام باشد و این دوپهلوییِ معنایی به‌صورت عمدی رخ بدهد، نه اینکه معنای دوم خودبه‌خود تولید شود (کژتابی) و معنا به دست‌انداز بیفتد. یکی‌دو هفتهٔ پیش در اینستاگرام پیامی گذاشتیم دربارهٔ رواج واژه‌های بیگانه‌ای که معادل فارسیِ تمیز دارند. یکی همان پیامِ ما را بازفرست کرده بود و این جمله را بالایش نوشته بود:

این پیج واقعاً روی مخ منه!

رفتیم در خصوصی به او گفتیم:

منظورتان صفحهٔ ویراستاران است؟ کدام پیام‌های ما شما را ناراحت کرده؟ از چه محتوایی ناخوش‌دِلید؟

پاسخ داد:

ای وای! منظورم کلمهٔ «پیج» بوده. اصلاً فکر نمی‌کردم جمله‌ام آن معنا را بدهد.

و سریع پیام دیگری گذاشت و این ماجرای جالب را برای مخاطبانش توضیح داد.

کژتابی مخفی است

نکته همین جاست: آدم در هنگام نوشتن به مخیّله‌اش خطور نمی‌کند که شاید معنای دیگری هم پشت واژه‌های متنش خوابیده باشد. همهٔ کژتابی‌ها «پس از» انتشار رو می‌شود و خود نویسنده را متحیّر می‌کند. نویسنده، هنگام نوشتن مزیت‌های محصول در صفحهٔ فرود، این‌طور می‌نویسد:

رنگ این محصول آبی و قرمز است و می‌توانید برای موقعیت‌های مختلف از آن استفاده کنید.

خواننده متوجه نمی‌شود که:

  1. یک محصول، هم‌زمان، به هر دو رنگِ آبی و قرمز است؟
  2. رنگ‌بندی را گفته و هر محصول فقط یک رنگ دارد.

از عکس و متن هم معلوم نمی‌شود کدام درست است. اینجاهاست که بار اضافیِ پرسش و پاسخ به سازمان و به بخش پاسخ‌گویی به مشتریان اضافه می‌شود.

در چالهٔ کژتابی، چطور نیفتیم؟

برای نیفتادن در چالهٔ کژتابی، چند راه پیشنهاد می‌دهم:

  1. ذهن را تیز کنیم! تمرین‌های کژتابی‌دار بیابیم و تمرین کنیم که خودمان، پیش از خواندن پاسخ، همهٔ معناهای ممکن را از آن‌ها دربیاوریم.
  2. متن را نخوانده منتشر نکنیم! عادت کنیم که پیش از انتشار حتماً دوسه بار متن را دقیق بخوانیم. بدبینانه هم بخوانیم. به جمله‌جمله‌اش شک کنیم و ادای داورهای سخت‌گیر و بدعُنُق را دربیاوریم. راستی، این ترفند را فقط برای متن‌های مهم و جدی به کار نبریم. عادت کنیم که «هر» پیامِ ریز و معمولی و روزمره‌ای را که از گوشیِ مبارکمان، برای هرکسی، در هر پیام‌رسانی می‌فرستیم هم، دست‌کم یک دور مرور کنیم.
  3. به چشم دیگری بسپاریم! خیلی مؤثر است که فردی غیر از خود ما متن ما را بخواند. او معنای مدنظرمان را «از پیش نمی‌داند» و با خواندن متن به آن می‌رسد؛ اما خودمان که مرورش می‌کنیم، چون با معنا آشناییم، در جمله‌ها دقیق نمی‌شویم.

حالا نوبت شماست

حالا موافقید چند تا جمله هم با همدیگر تمرین کنیم و ببینیم کژتابی دارند یا نه؟ و اگر دارند، چند معنا می‌دهند؟ اگر همدل و پایه‌اید، این جمله‌ها را بخوانید و کژتابی یا ایهام‌هایشان را بیابید. سپس در یادداشت‌های پایین صفحه، با ذکر شمارهٔ جمله، پاسختان را به یادگار بگذارید:

  1. برقراری حکومت نظامی در پاکستان.
  2. معاون زنان رئیس‌جمهور.
  3. ز من، چو باد صبا، بوی خود دریغ مدار (حافظ).
  4. Fighting lions can be dangerous.

این نوشتۀ من، محمدمهدی باقری، برای الفدالپ بود. ارتباط بیشتر با من: بلاگ شخصی، Twitter, Linkedin و Instagram و Telegram و ویرگول

منبع :

اگر این مطلب براتون مفید بوده، می‌تونید من را هم خوشحال کنید!
من خیلی قهوه دوست دارم و موقع نوشتن هر مطلب بین ۱ تا ۵ لیوان می‌نوشم… یه جورایی انگیزه‌ی نوشتن بهم میده! پس اگر مطلب خوبی بوده برای کسایی که فکر می‌کنید این مطلب را دوست دارن بفرستید و اگر خیلی با مطلب حال کردین و می‌خواهید برای مطلب بعدی هم قهوه داشته باشم، می‌تونید(کاملا دلخواه) یه قهوه مهمونم کنید: دونیت قهوه برای امیر دانشی پور!

منبع(source)

نوشته معنا دو تا شد! کژتابی و ایهام در نوشته‌های ما اولین بار در الفدالپِ | دنیای دیجیتال مارکتینگ | سئو کاربردی |هرآنچه باید بدانید. پدیدار شد.

source https://alefdalpe.ir/the-meaning-was-twofold-distortion-and-ambiguity-in-our-writings/

بررسی شایعات منتشرشده دربارۀ ژاپن

بررسی شایعات منتشرشده دربارۀ ژاپن

با رونق‌گرفتن شبکه‌های اجتماعی، شایعات و حرف‌های عجیب و غریبی دربارۀ کشور ژاپن، در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شده است؛ مثلاً اینکه از هر چیزی برق تولید می‌کنند گرفته تا اینکه بابت هر چیزی عذرخواهی می‌کنند.

شما می‌تونید این قسمت را در آدرس‌های زیر بشنوید یا در ادامه به متن اون دسترسی داشته باشید:

  

منبع : www.nima.today

اگر این مطلب براتون مفید بوده، می‌تونید من را هم خوشحال کنید!
من خیلی قهوه دوست دارم و موقع نوشتن هر مطلب بین ۱ تا ۵ لیوان می‌نوشم… یه جورایی انگیزه‌ی نوشتن بهم میده! پس اگر مطلب خوبی بوده برای کسایی که فکر می‌کنید این مطلب را دوست دارن بفرستید و اگر خیلی با مطلب حال کردین و می‌خواهید برای مطلب بعدی هم قهوه داشته باشم، می‌تونید(کاملا دلخواه) یه قهوه مهمونم کنید: دونیت قهوه برای امیر دانشی پور!

منبع(source)

نوشته بررسی شایعات منتشرشده دربارۀ ژاپن اولین بار در الفدالپِ | دنیای دیجیتال مارکتینگ | سئو کاربردی |هرآنچه باید بدانید. پدیدار شد.

source https://alefdalpe.ir/investigate-the-rumors-about-japan/

واینر کیست؟

واینر کیست؟

واینرها این روزها در بین کاربران فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی محبوبیت زیادی پیدا کرده‌اند؛ شخصیت‌های سرگرم‌کننده و خنده‌داری که با ساختن ویدئوهای کوتاه شهرت زیادی پیدا کرده‌ و به سلبریتی‌ها و کمدین‌های اینترنتی تبدیل شده‌اند. سؤال اصلی اینجاست که چرا به آن‌ها واینر می‌گویند و اصلاً چه سبک محتوایی تولید می‌کنند؟ در این بلاگ‌پست قصد داریم به این سؤالات پاسخ دهیم.

واین چیست؟

شبکۀ اجتماعی واین (Vine) با محوریت ویدئوهای کوتاه چندثانیه‌ای در ژوئن ۲۰۱۲ تأسیس شد و در اکتبر همان سال توسط توییتر خریداری شد. انتشار رسمی این برنامه تا ژانویۀ ۲۰۱۳ به طول انجامید و به‌محض انتشار، توجه کاربران و حتی سلبریتی‌های زیادی را به خود جلب کرد. در سال ۲۰۱۵، این شبکۀ اجتماعی به ۲۰۰میلیون کاربر فعال دست پیدا کرده بود. تا اینکه توییتر در اکتبر ۲۰۱۶ اعلام کرد که این شبکۀ اجتماعی دیگر فعال نخواهد بود و تنها آرشیو ویدئوها قابل مشاهده هستند.

پلتفرم‌های دیگر با ایده‌گرفتن از واین، قابلیت‌های جدیدی اضافه کردند. برای مثال، اینستاگرام قابلیت استوری و ویدئوهای ۱۵ثانیه‌ای را اضافه کرد که تا به امروز بهترین جایگزین واین شناخته شده است. همین موضوع باعث شد که کاربران و اینفلوئنسرهای این شبکه که تحت عنوان واینر (Viner) شناخته می‌شدند، به شبکه‌های مجازی دیگری همچون اینستاگرام، فیس‌بوک و یوتیوب کوچ کنند.

واین چیست؟

واینر کیست؟

واینر درواقع زیرشاخۀ‌ اینفلوئنسر است و به اشخاصی گفته می‌شود که با توجه به محتواهای به‌روز و خلاقانه، ویدئوهای سرگرم‌کننده و کوتاهی منتشر می‌کنند یا همان‌طور که گفتیم، کمدین‌های شبکه‌های اجتماعی هستند. امروزه واینرها بخش اعظمی از محتواهای فضای مجازی را اشغال کرده‌اند و به علت موضوع محتوایی‌شان (که طنز است)، مخاطبان زیادی دارند.

تفاوت واینر با بلاگر و اینفلوئنسر چیست؟

در بلاگ‌پست اینفلوئنسر کیست؟ اینفلوئنسر مارکتینگ چیست؟ دربارۀ اینفلوئنسرها توضیحاتی دادیم. واینرها نیز همانند اینفلوئنسرها، مخاطبان زیادی را در بر می‌گیرند؛ اما یک فرق اساسی با بلاگرها و اینفلوئنسرها دارند: تأثیری که روی مخاطب خود می‌گذارند کمتر از بلاگرها و اینفلوئنسرهاست. واینرها از موضوعات طنز محتوا تولید می‌کنند و موضوعات جامع‌تری دارند، اما بلاگرها و اینفلوئنسرها اغلب روی موضوعات جزئی و خاص تمرکز می‌کنند.

واینرها چگونه درآمد کسب می‌کنند؟

واینرها همانند دیگر اینفلوئنسرها، با تبلیغ برندهای مختلف درآمد کسب می‌کنند. اینفلوئنسرها اغلب با تأثیر روی مخاطبانشان به تبلیغ محصولات و خدمات می‌پردازند و تعداد فالوئر چندان مهم نیست، اما واینرها پتانسیل تبلیغ تمام برندها را دارند؛ فرقی نمی‌کند که آرایشی‌بهداشتی باشد، پوشاک باشد یا حتی یک پرده‌فروشی. مسئلۀ مهمی که اغلب برای برندها اهمیت دارد، تعداد فالوئرها و دنبال‌کنندگان یک واینر است؛ یعنی هرچه تعداد دنبال‌کننده و فالوئر یک واینر بیشتر باشد، درآمد بهتری از تبلیغ یک برند به دست می‌آورد.

در آخر

واینرها رؤیای پولدارشدن با یک گوشی را به حقیقت تبدیل کرده‌اند؛ گرچه، تولید ویدئوهای واین چندان هم کار راحتی نیست و خلاقیت، صبر و زمان زیادی می‌خواهد.

منبع : www.nima.today

اگر این مطلب براتون مفید بوده، می‌تونید من را هم خوشحال کنید!
من خیلی قهوه دوست دارم و موقع نوشتن هر مطلب بین ۱ تا ۵ لیوان می‌نوشم… یه جورایی انگیزه‌ی نوشتن بهم میده! پس اگر مطلب خوبی بوده برای کسایی که فکر می‌کنید این مطلب را دوست دارن بفرستید و اگر خیلی با مطلب حال کردین و می‌خواهید برای مطلب بعدی هم قهوه داشته باشم، می‌تونید(کاملا دلخواه) یه قهوه مهمونم کنید: دونیت قهوه برای امیر دانشی پور!

منبع(source)

نوشته واینر کیست؟ اولین بار در الفدالپِ | دنیای دیجیتال مارکتینگ | سئو کاربردی |هرآنچه باید بدانید. پدیدار شد.

source https://alefdalpe.ir/who-is-weiner/

بررسی شایعات منتشرشده دربارۀ ژاپن (گپی با علی نورانی)

بررسی شایعات منتشرشده دربارۀ ژاپن (گپی با علی
نورانی)

با رونق‌گرفتن شبکه‌های اجتماعی، شایعات و حرف‌های عجیب و غریبی دربارۀ کشور ژاپن، در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شده است؛ مثلاً اینکه از هر چیزی برق تولید می‌کنند گرفته تا اینکه بابت هر چیزی عذرخواهی می‌کنند.

شما می‌تونید این قسمت را در آدرس‌های زیر بشنوید یا در ادامه به متن اون دسترسی داشته باشید:

منبع : www.nima.today

اگر این مطلب براتون مفید بوده، می‌تونید من را هم خوشحال کنید!
من خیلی قهوه دوست دارم و موقع نوشتن هر مطلب بین ۱ تا ۵ لیوان می‌نوشم… یه جورایی انگیزه‌ی نوشتن بهم میده! پس اگر مطلب خوبی بوده برای کسایی که فکر می‌کنید این مطلب را دوست دارن بفرستید و اگر خیلی با مطلب حال کردین و می‌خواهید برای مطلب بعدی هم قهوه داشته باشم، می‌تونید(کاملا دلخواه) یه قهوه مهمونم کنید: دونیت قهوه برای امیر دانشی پور!

منبع(source)

نوشته بررسی شایعات منتشرشده دربارۀ ژاپن (گپی با علی
نورانی)
اولین بار در الفدالپِ | دنیای دیجیتال مارکتینگ | سئو کاربردی |هرآنچه باید بدانید. پدیدار شد.

source https://alefdalpe.ir/investigating-the-rumors-about-japan-chat-with-alilighting/

آموزش بازیافت محتوا در شبکه‌های اجتماعی

آموزش بازیافت محتوا در شبکه‌های اجتماعی

در دنیای امروز تولید محتوای باکیفیت و خاص، دغدغه‌ای است که ذهن تولیدکنندگان محتوا را به خود درگیر کرده است. با وجود این چالش، همواره باید دنبال راه‌ها و ایده‌هایی برای خلق محتوای جدید گشت تا در برنامۀ مستمر انتشار محتواهایمان قرار بگیرد. خوشبختانه، بازیافت محتوا (Content Recycling) روشی‌ است که می‌توانیم در برابر این چالش از آن استفاده کنیم. پیش از این در راستای همین موضوع، در پادکست الفدالپ، اپیزود چگونه محتواها را برای شبکههای اجتماعی بازیافت کنیم، گپی با محمدرضا ازلی، هم‌مؤسس تکراسا و استارتاپ جادۀ ابریشم زدیم.

در این بلاگ‌پست قصد داریم به بررسی عمیق این مفهوم بپردازیم و راه‌های بازیافت محتوا در شبکه‌های اجتماعی را شرح دهیم.

بازیافت محتوا چیست؟

بازیافت محتوا به‌معنای استفادۀ دوباره از محتوای تولید‌شدۀ ما با ظاهر یا مطلبی جدید است تا باعث گسترش و افزایش طول عمر آن شویم. شاید فکر کنیم که با بازیافت محتوا، محتوایی تکراری را در اختیار مخاطب خود قرار می‌دهیم یا آن‌ها را از محتوایی منحصربه‌فرد محروم می‌کنیم، اما این‌گونه نیست.

برای مثال، انتشار بلاگ‌پستی قدیمی که با اطلاعاتی تازه به‌روزرسانی شده، انتشار محتوای پادکست به شکل ویدئویی در یوتیوب یا اینستاگرام، یا ایجاد یک اینفوگرافیک از محتوایی که تولید کردیم، همه و همه از نمونه‌های بازیافت محتواست که نه‌تنها برای مخاطب تکراری نمی‌شود، بلکه ارزشی جدید را برای مخاطب ایجاد می‌کند.

چرا از بازیافت محتوا استفاده کنیم؟

استفاده از روش بازیافت محتوا برای تولید محتوایی جدید، از زمان و هزینه‌های ما می‌کاهد. درواقع، ما محتوای باکیفیتی داریم و می‌دانیم که با یک‌سری تغییرات به شکل پادکست، پست اینستاگرام و حتی بخشی از یک کتاب الکترونیک، می‌توانیم آن را بازیافت کنیم. بازیافت محتوا در سئو (SEO) نیز تأثیر بسیاری دارد. زمانی که محتواهای مختلفی دربارۀ یک موضوع با کلمات کلیدی مشابه داریم، موتور جست‌وجو ما را به‌عنوان یک منبع دربارۀ آن موضوع می‌بیند.

علاوه بر این، با به‌روزرسانی محتواهای قدیمی، گوگل ما را به‌عنوان یک سایت فعال می‌شناسد؛ سایتی که برای جلب رضایت مخاطبان و خوانندگان خود محتواهای به‌روز و کاملی را به اشتراک می‌گذارد. بنابراین، بازیافت محتوا در افزایش محتوا، کاهش زمان و هزینه و همچنین افزایش مخاطب تأثیر بسیاری دارد.

چگونه محتواهای خود را بازیافت کنیم؟

چگونه محتواهای خود را بازیافت کنیم؟

همان‌طور که گفتیم، بازیافت محتوا بدین معناست که محتوایی را مجدداً در جایی دیگر استفاده کنیم یا با اضافه‌کردن اطلاعاتی بیشتر، آن را مجدداً به اشتراک بگذاریم. اگر هدف ما استفادۀ مجدد از محتوا در کانال‌های مختلف است، بهتر است به معیارهای خود توجه کنیم. سعی کنیم مطالبی را که عملکرد خوبی داشته انتخاب کنیم و به روش‌های مختلف، محتوایی با یک موضوع یکسان را برای مخاطبان هدفِ متفاوت به اشتراک بگذاریم. در ادامه برخی از روش‌هایی را که می‌توانیم از آن استفاده کنیم شرح می‌دهیم. با وجود اینکه بازیافت محتواهای بلاگ‌پست و شبکه‌های اجتماعی اندکی متفاوت است، اما می‌توانیم از روش‌های بازیافت بلاگ‌پست برای شبکه‌های اجتماعی نیز استفاده کنیم و بالعکس.

بازیافت محتوای بلاگ‌پست

  1. تولید محتواهای ویدئویی: یکی از راه‌های تأثیرگذار در استفادۀ مجدد از محتوا، تبدیل آن به ویدئوست. هاب‌اسپات ازجمله رسانه‌هایی است که از بلاگ‌پست‌های آموزشی خود، ویدئو‌های آموزشی تولید می‌کند و در یوتیوب به اشتراک می‌گذارد.
  2. ساخت اینفوگرافیک: بلاگ‌پستی با آمار، داده و نمودارهای مختلف داریم؟ تولید اینفوگرافیک از این بلاگ‌پست می‌تواند راه‌حل ما باشد. خلاصه‌ای از این آمارها و داده‌ها را به شکل بصری و زیبا درآوریم و در بلاگ‌پست خود یا حتی شبکه‌های اجتماعی‌مان به اشتراک بگذاریم. محتواهای بصری اغلب باعث جلب توجه مخاطب می‌شوند و تأثیر بیشتری نیز روی محتواهای متنی می‌گذارند.
  3. کتاب الکترونیکی: جمع‌آوری یک کتاب الکترونیکی (Ebook) می‌تواند راه‌حل مناسبی برای بلاگ‌پست‌هایی باشد که حجم اطلاعات زیادی را در بر می‌گیرند. با جمع‌آوری اطلاعات بیشتر، نگاه عمیقی از موضوع بلاگ‌پستمان در کتاب الکترونیکی ارائه دهیم.
  4. استفاده از نقل ‌قول‌های افراد: آیا در تهیۀ بلاگ‌پست خود از نظر اشخاص دیگر یا افرادی متخصص در آن حوزۀ محتوایی استفاده کرده‌ایم؟ می‌توانیم آن را به شکل یک پست در شبکه‌های اجتماعی مختلف نظیر اینستاگرام به اشتراک بگذاریم.
  5. ساخت پادکست: پادکست همواره برای تولیدکنندگان محتوا آزادی‌های بیشتری دارد. صحبت‌ با شخصی دیگر دربارۀ موضوع بلاگ‌پستمان، تبدیل بلاگ‌پست به یک پادکست چنددقیقه‌ای و بالعکس و… ازجمله مثال‌های بازیافت و تبدیل بلاگ‌پست به پادکست است. برخی اشخاص هم در حین ضبط پادکست از محیط اطراف و اشخاصی که با آن‌ها صحبت می‌کنند، فیلم می‌گیرند و به شکل محتوای ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی مختلف به اشتراک می‌گذارند.

بازیافت محتوا برای شبکه‌های اجتماعی

بازیافت محتوا برای شبکه‌های اجتماعی

  1. انتشار محتواهای ویدئویی: اکثر پلتفرم‌های اجتماعی قابلیت انتشار ویدئو را در اختیار مخاطبان خود قرار می‌دهند. با توجه به اینکه محتواهای ویدئویی مقبولیت بیشتری بین کاربران شبکه‌های اجتماعی دارند، انتشار بخشی از آن‌ها در اینستاگرام، فیس‌بوک، توییتر و… می‌تواند تأثیر بسیاری در بازدید ما داشته باشد.
  2. محتوای ایجاد‌شده توسط کاربر: نظرهای کاربران یا مشتریانی که از محصولات ما راضی هستند، می‌تواند یکی از روش‌های بازیافت محتوا باشد. با اینکه این نظرها فقط در کانال اصلی خود باارزش هستند، می‌توانند در قالب یک پست در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شوند. برندهای آرایشی و پوشاک زیادی هستند که با تولید محتوای ویدئویی، نظرهای کاربران خود را در شبکه‌های اجتماعی همچون اینستاگرام به اشتراک می‌گذارند. حامی غفاری نیز در بلاگ‌پستِ UGC چیست؟ چرا باید حرف مردم را جدی بگیریم؟ به شرح کامل‌تر این مفهوم می‌پردازد.
  3. بازنشر محتواهای شبکه‌های اجتماعی: شاید به‌نظر پیچیده بیاید، اما می‌توانیم محتوای تولید‌شده برای یک شبکۀ اجتماعی را در شبکه‌های اجتماعی دیگر به اشتراک بگذاریم. افراد زیادی هستند که با اسکرین‌شات از توییت‌های خود، آن را در شبکه‌های اجتماعی دیگر مانند اینستاگرام، فیس‌بوک یا لینکدین به اشتراک می‌گذارند و توضیحات بیشتری راجب آن توییت ارائه می‌دهند.

بازیافت محتوا با به‌روزرسانی محتوای قدیمی

همه‌چیز در حال تغییر است. آیا محتواهای قدیمی ما نیز امکان به‌روزرسانی دارند؟ شاید. ممکن است صحبت‌ها، ایده‌ها و اطلاعات جدیدی دربارۀ موضوعی که قبلاً راجب آن محتوایی تولید کرده‌ایم، منتشر شده باشد. به همین خاطر، باید محتواهای قدیمی خود را بررسی کنیم و اگر مطالب جدیدی موجود است، به آن اضافه کنیم.

لازم نیست که آن را کاملاً تغییر دهیم (اگرچه این نیز یکی ازانتخاب‌های ماست)، فقط مطمئن شویم که محتوای ما در زمان حال نیز حرفی برای گفتن دارد. می‌توانیم محتواهایی را که ترافیک بالایی دارند، اما خیلی بروز نیستند، بررسی کنیم و با به‌روزرسانی آن با اطلاعات جدید، ارزش سئوی محتوا را حفظ کنیم.

و در آخر

تولید محتوای باکیفیت یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد. زمان زیادی برای خلق یک محتوای منحصربه‌فرد نیاز است. بازیافت محتوا جایگزین نیست، بلکه به‌عنوان یک استراتژی مکمل عمل می‌کند. با بازیافت محتوا در کنار خلق محتوای جدید، جانی دوباره به محتواهای تولید‌شده و قدیمی خود می‌دهیم.

منبع :

اگر این مطلب براتون مفید بوده، می‌تونید من را هم خوشحال کنید!
من خیلی قهوه دوست دارم و موقع نوشتن هر مطلب بین ۱ تا ۵ لیوان می‌نوشم… یه جورایی انگیزه‌ی نوشتن بهم میده! پس اگر مطلب خوبی بوده برای کسایی که فکر می‌کنید این مطلب را دوست دارن بفرستید و اگر خیلی با مطلب حال کردین و می‌خواهید برای مطلب بعدی هم قهوه داشته باشم، می‌تونید(کاملا دلخواه) یه قهوه مهمونم کنید: دونیت قهوه برای امیر دانشی پور!

منبع(source)

نوشته آموزش بازیافت محتوا در شبکه‌های اجتماعی اولین بار در الفدالپِ | دنیای دیجیتال مارکتینگ | سئو کاربردی |هرآنچه باید بدانید. پدیدار شد.

source https://alefdalpe.ir/content-recycling-training-in-social-networks/

معنا دو تا شد! کژتابی و ایهام در نوشته‌های ما (به قلمِ محمدمهدی باقری)

معنا دو تا شد! کژتابی و ایهام در نوشته‌های ما (به قلمِ
محمدمهدی باقری)

زبان چه‌کاره است؟ خب، زبان خیلی کارها می‌کند؛ اما کار ویژه‌اش این است که معنا برساند. بله، قرار که «زبان معنا را برساند» از ذهن نویسنده و گوینده به ذهن خواننده و شنونده. اگر این کار را کرد، زبان زبان است! اگر این کار را نکرد، دیگر زبان نیست. چیز دیگری است که نمی‌دانم چیست؛ ولی به‌هرحال «زبان» نیست.

حالا، گاهی وقت‌ها پیش می‌آید که معنا را می‌رساند؛ اما زیادی می‌رساند! یعنی چه؟ یعنی به‌جای اینکه «یک» معنا برساند، زحمت می‌کشد و «دو» تا می‌رساند یا حتی بیشتر. خب، اینجا دیگر زبان خراب شده است و در خدمتِ انجام وظیفه‌اش نیست. این جمله را بخوانیم:

او حاضر نشد که به سرِ کار برود.

نویسنده می‌خواهد معنایی برساند و آن اینکه «او آماده نشد برای رفتن به سرِ کار» و لباس مناسب نپوشید و به سرووضعش نرسید و زلفش را نیاراست و از این حرف‌ها؛ اما نویسنده غافل است از اینکه این جمله معنای دومی هم می‌دهد:

او زیرِ بار نرفت برای رفتن به سر کار.

دو معنای ناخواسته یا خواسته؟

این دوپهلونویسی، غیرعمدی رخ می‌دهد. قرار نبوده که جمله دو معنا بدهد؛ اما الان می‌بینیم که می‌دهد. ما ویراستارها به این خطا می‌گوییم «کژتابی». تعریف خیلی فشرده‌اش می‌شود: «چندمعناییِ ناخواسته». واژهٔ «کژتابی» را بهاءالدین خرمشاهی ساخته و کتابی هم جمع کرده از ۲۰ سال کژتابی‌هایی که این‌ور و آن‌ور شنیده و خوانده است، با نام کژتابی‌های ذهن و زبان، از نشر ناهید.

خواندن این کتاب دو سود دارد:

  1. سود فرعی‌اش این است که شادی‌زایی می‌کند؛ زیرا بیشترِ نمونه‌هایش باردارِ طنزهای زبانی است و خنده بر لبان خواننده می‌نشاند.
  2. اما سود اصلی‌اش این است که ذهن اهالی تولید محتوا را «تیز می‌کند» برای یافتن معنای دوم یا حتی سوم و چهارم. همین که ذهن شما تیز شود، یعنی «تحلیلی» بار بیاید، توان زبانی‌تان افزایش می‌یابد، منظم فکر می‌کنید، حُسن‌ها و عیب‌ها را می‌یابید، در زبان دقیق می‌شوید و معنا را زودتر و روشن‌تر می‌رسانید.

به‌جز آن کتاب، در بخش «کژتابی»های وبگاه «ویراستاران» هم نمونه‌ها و تمرین‌هایی برای قدم‌زدن در این وادیِ جذاب زبانی پیدا خواهید کرد. توصیه می‌کنم وقتی تمرین‌های کژتابی را حل می‌کنید، پس از اینکه جملهٔ کژتابی‌دار را خواندید، زود پاسخ‌ها را نخوانید؛ بلکه ابتدا خودتان کمی فکر کنید و معناهای ممکنِ جمله را دریابید و دربیاورید. بعد، پاسخ‌ها را بخوانید و توانِ کژتابی‌یابی‌تان را محک بزنید.

چه می‌کند این ایهام!

چه می‌کند این ایهام!

برویم سراغ روی دیگرِ سکه. آیا دوپهلونویسی می‌شود که عمدی باشد؟ یعنی خود نویسنده خواسته باشد که دو یا چند معنا از یک عبارتِ زبانی به خواننده برسد؟ پاسخ مثبت است. این پدیدهٔ زبانی از قرن‌ها و حتی هزاره‌های پیش در میان مردمان رایج بوده است و در ادبیات سراسر دنیا نیز بازیگری و دلبری کرده است. نامش «ایهام» است و اینک یک مثال برایش:

دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد / شاید به خوابِ شیرین فرهاد رفته باشد.

در این بیت از حزین لاهیجی «خواب شیرین» ایهام دارد و شاعر عمداً برای رسیدنِ هر دو معنا به ذهن خواننده از آن بهره جسته است:

  1. خواب خوش و عمیق و دل‌چسب؛
  2. خواب شیرین‌خانم که معشوق فرهاد بود.

دوپهلونویسیِ عمدی، یعنی همین ایهام، کاربرد فراوانی دارد در نوشته‌های رسانه‌ای، به‌ویژه تیترنویسی برای خبر. تصور کنید خبرنگاری می‌خواسته بگوید که فلان شخصیت طرازاول مملکت خیلی متواضع است و خودش را فقط خدمتگزار مردم می‌داند. معنا را در ذهنش پرورده و واژه برایش یافته و جمله را ردیف کرده و دست‌آخر این را نوشته و منتشر هم کرده است: «او خود را تنها خادم ملت می‌داند.»

نگو که به‌جز آن معنای مثبتِ پُر از فروتنی، این جمله معنای دیگری هم می‌دهد و آن اتفاقاً پر از غرور و سرکشی است. یافتیدش؟ بله، این معنا را هم می‌دهد که: او خودش را تنها کسی می‌داند که خادم ملت است و بقیه دروغ‌گویند و هدفشان خدمت به خلق نیست.

ایهام برای تثبیت پیام

در تبلیغ‌نویسی هم سروکلهٔ ایهام پیدا می‌شود، مثلاً در طراحی شعار «پاک یادت نره!» به‌خوبی از این ترفند زبانی استفاده کرده‌اند و دو معنا در آن گنجانده‌اند:

  1. خریدن لبنیات برندِ پاک را فراموش نکنی؛
  2. خریدها و قرارها کامل یادت نرود. وقتی در پیام تبلیغی‌مان دو معنا می‌گنجانیم، قدرت پیام را بیشتر می‌کنیم؛ زیرا برخی خوانندگان فقط معنای نخست را درک می‌کنند و برخی معنای دوم را و برخی هر دو را.

آنانی هم که فقط یک معنا برداشت کرده‌اند، کم‌کم و در اثر دیدن پیام در بافت‌های مختلف، به معنای دوم نیز پی می‌برند و همین باعث می‌شود پیام در ذهنشان بیشتر نفوذ کند. پس، حواسمان باشد که اگر پیام تبلیغی‌مان ایهام (چندمعناییِ عمدی) دارد، آن پیام را در بافت‌های گوناگون به کار ببریم و برایش فیلم و صوت و متن و تصویر و کنش‌های مختلف آماده کنیم، با این هدف که مطمئن شویم مخاطب به هر دو معنا پی برده و پیام در ذهنش «دوقبضه» تثبیت شده است.

کژتابی نشود، بپّا!

در نوشته‌های فجازی (فضای مجازی) هم ایهام کاربرد دارد؛ البته به ‌شرطی که واقعاً ایهام باشد و این دوپهلوییِ معنایی به‌صورت عمدی رخ بدهد، نه اینکه معنای دوم خودبه‌خود تولید شود (کژتابی) و معنا به دست‌انداز بیفتد. یکی‌دو هفتهٔ پیش در اینستاگرام پیامی گذاشتیم دربارهٔ رواج واژه‌های بیگانه‌ای که معادل فارسیِ تمیز دارند. یکی همان پیامِ ما را بازفرست کرده بود و این جمله را بالایش نوشته بود:

این پیج واقعاً روی مخ منه!

رفتیم در خصوصی به او گفتیم:

منظورتان صفحهٔ ویراستاران است؟ کدام پیام‌های ما شما را ناراحت کرده؟ از چه محتوایی ناخوش‌دِلید؟

پاسخ داد:

ای وای! منظورم کلمهٔ «پیج» بوده. اصلاً فکر نمی‌کردم جمله‌ام آن معنا را بدهد.

و سریع پیام دیگری گذاشت و این ماجرای جالب را برای مخاطبانش توضیح داد.

کژتابی مخفی است

نکته همین جاست: آدم در هنگام نوشتن به مخیّله‌اش خطور نمی‌کند که شاید معنای دیگری هم پشت واژه‌های متنش خوابیده باشد. همهٔ کژتابی‌ها «پس از» انتشار رو می‌شود و خود نویسنده را متحیّر می‌کند. نویسنده، هنگام نوشتن مزیت‌های محصول در صفحهٔ فرود، این‌طور می‌نویسد:

رنگ این محصول آبی و قرمز است و می‌توانید برای موقعیت‌های مختلف از آن استفاده کنید.

خواننده متوجه نمی‌شود که:

  1. یک محصول، هم‌زمان، به هر دو رنگِ آبی و قرمز است؟
  2. رنگ‌بندی را گفته و هر محصول فقط یک رنگ دارد. از عکس و متن هم معلوم نمی‌شود کدام درست است. اینجاهاست که بار اضافیِ پرسش و پاسخ به سازمان و به بخش پاسخ‌گویی به مشتریان اضافه می‌شود.

در چالهٔ کژتابی، چطور نیفتیم؟

برای نیفتادن در چالهٔ کژتابی، چند راه پیشنهاد می‌دهم:

  1. ذهن را تیز کنیم! تمرین‌های کژتابی‌دار بیابیم و تمرین کنیم که خودمان، پیش از خواندن پاسخ، همهٔ معناهای ممکن را از آن‌ها دربیاوریم.
  2. متن را نخوانده منتشر نکنیم! عادت کنیم که پیش از انتشار حتماً دوسه بار متن را دقیق بخوانیم. بدبینانه هم بخوانیم. به جمله‌جمله‌اش شک کنیم و ادای داورهای سخت‌گیر و بدعُنُق را دربیاوریم. راستی، این ترفند را فقط برای متن‌های مهم و جدی به کار نبریم. عادت کنیم که «هر» پیامِ ریز و معمولی و روزمره‌ای را که از گوشیِ مبارکمان، برای هرکسی، در هر پیام‌رسانی می‌فرستیم هم، دست‌کم یک دور مرور کنیم.
  3. به چشم دیگری بسپاریم! خیلی مؤثر است که فردی غیر از خود ما متن ما را بخواند. او معنای مدنظرمان را «از پیش نمی‌داند» و با خواندن متن به آن می‌رسد؛ اما خودمان که مرورش می‌کنیم، چون با معنا آشناییم، در جمله‌ها دقیق نمی‌شویم.

حالا نوبت شماست

حالا موافقید چند تا جمله هم با همدیگر تمرین کنیم و ببینیم کژتابی دارند یا نه؟ و اگر دارند، چند معنا می‌دهند؟ اگر همدل و پایه‌اید، این جمله‌ها را بخوانید و کژتابی یا ایهام‌هایشان را بیابید. سپس در یادداشت‌های پایین صفحه، با ذکر شمارهٔ جمله، پاسختان را به یادگار بگذارید:

  1. برقراری حکومت نظامی در پاکستان.
  2. معاون زنان رئیس‌جمهور.
  3. ز من، چو باد صبا، بوی خود دریغ مدار (حافظ).
  4. Fighting lions can be dangerous.

این نوشتۀ من، محمدمهدی باقری، برای الفدالپ بود. ارتباط بیشتر با من: بلاگ شخصی، Twitter, Linkedin و Instagram و Telegram و ویرگول

منبع :

اگر این مطلب براتون مفید بوده، می‌تونید من را هم خوشحال کنید!
من خیلی قهوه دوست دارم و موقع نوشتن هر مطلب بین ۱ تا ۵ لیوان می‌نوشم… یه جورایی انگیزه‌ی نوشتن بهم میده! پس اگر مطلب خوبی بوده برای کسایی که فکر می‌کنید این مطلب را دوست دارن بفرستید و اگر خیلی با مطلب حال کردین و می‌خواهید برای مطلب بعدی هم قهوه داشته باشم، می‌تونید(کاملا دلخواه) یه قهوه مهمونم کنید: دونیت قهوه برای امیر دانشی پور!

منبع(source)

نوشته معنا دو تا شد! کژتابی و ایهام در نوشته‌های ما (به قلمِ
محمدمهدی باقری)
اولین بار در الفدالپِ | دنیای دیجیتال مارکتینگ | سئو کاربردی |هرآنچه باید بدانید. پدیدار شد.

source https://alefdalpe.ir/the-meaning-was-twofold-distortion-and-confusion-in-our-writings-bymohammad-mehdi-bagheri/

طراحی یک سایت مانند این با استفاده از WordPress.com
شروع کنید