محسن اسلام‌ زاده کارگردان مستند سرطان اجتماع از اولویت امروز کشور می‌ گوید: با دوربین علیه فساد یقه سفیدها

مجموعه مستند ۱۳ قسمتی «سرطان اجتماع» با محوریت مفاسد اقتصادی به کارگردانی و تهیه‌کنندگی محسن اسلام‌زاده آماده پخش شده است. این مجموعه به سفارش شبکه مستند سیما تولید شده و مؤسسه اندیشه شهید آوینی در تولید آن مشارکت دارد. در هر یک از بخش‌های این مجموعه به یکی از مشکلاتی که منجر به مفاسد اقتصادی در کشور می‌شود، پرداخته شده است.

مخاطبان در این مجموعه مستند از مسائلی آگاه می‌شوند که سد راه تولید در کشور است. قسمت اول این مجموعه «خصوصی‌سوزی» نام داشت که به پرونده فساد در واگذاری ماشین‌سازی تبریز می‌پرداخت و فانوس‌طلایی بهترین فیلم را در جشنواره فیلم عمار کسب کرد. دیگر قسمت‌های این مجموعه پس از اتمام آن از شبکه مستند سیما روی آنتن خواهد رفت. درباره جزئیات ساخت این مجموعه مستند با محسن اسلام‌زاده گفت‌وگو کردیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

پیشینه مستندسازی شما بیشتر در حوزه بین‌الملل است، اما این بار به سراغ موضوع مفاسد اقتصادی رفته‌اید، ساخت مجموعه مستند «سرطان اجتماع» چطور کلید خورد؟

همین‌طور است، بیشتر مستندهای من در حوزه بین‌الملل است، ولی موضوع عدالت اجتماعی همواره در سرفصل کارهایم بوده است. در گذشته آثاری در این باره داشتم که پخش نشده است. با توجه به اینکه مبارزه با مفاسد اقصادی و عدالت‌خواهی از اولویت‌های امروز کشورمان است، قصد داشتم در این‌باره مستند بسازم. البته پیشنهادهایی هم می‌شد، ولی قبول نمی‌کردم چون می‌دیدم چیزی نیست که دنبالش هستم، ولی وقتی متوجه شدم چند مرکز پژوهشی روی گلوگاه‌های فساد اقتصادی کار کرده‌اند و بخش‌هایی که منجر به فسادهای گسترده و متعدد شده را یافته‌اند و برای مقابله با آن راهکار دارند، راغب شدم در این مورد کار کنم. دوستان این مراکز به تلویزیون پیشنهاد داده بودند که درباره این موضوعات مستند ساخته شود و مدیر وقت شبکه مستند، ساخت این مجموعه را به من محول کرد. وقتی جزوه پژوهشی آن‌ها را خواندم به آن‌ها گفتم شما تاکنون کجا بودید! من ۱۰ سال است دنبال شما هستم. برنامه‌ریزی برای ساخت این مجموعه در زمستان ۹۷ انجام شد و روند پژوهش را آغاز کردیم. سرفصل‌ها و گلوگاه‌های فساد نیاز به توضیح داشت، چندین جلسه با پژوهشگران برگزار کردیم تا مباحث را به طور کامل به ما توضیح بدهند. از ابتدا می‌خواستیم مستند، راوی داشته باشد به همین دلیل آقای یاسر قدسی که در این زمینه سوابق خوبی دارند و اهل رسانه هستند را به کار دعوت کردیم. تصمیم گرفتیم در این مجموعه راهکار هم پیشنهاد بدهیم، یعنی اگر از معضل حرف می‌زنیم، راهکار رفع آن مشکل را هم ارائه بدهیم. راهکارهایی توسط گروه‌های پژوهشی انجام شده بود که بخشی از آن اجرا شده یا در حال اجرا بود، ولی باید ضریب می‌گرفت. برای اینکه کار خیلی انتزاعی نباشد و برای عینی شدن بخش کارشناسی، در هر قسمتی یک مورد فساد مرتبط با بحث را بررسی کردیم تا صحبت از آن مورد فساد، ملموس‌تر و مستند جذاب‌تر شود. طرح را به شبکه مستند دادیم و مؤسسه اندیشه شهید آوینی هم در تولید این مجموعه‌مستند ما را کمک کرد.

مستند «خصوصی‌سوزی» که در عمار جایزه گرفت مربوط به همین مجموعه مستند است؟

بله، تولید ما از شهریور سال گذشته آغاز شد و به دنبال فرصتی بودیم که یکی از قسمت‌های این مجموعه را به مخاطب نشان دهیم تا بازخوردها را ببینیم، همچنین خبری از تولید این مجموعه مستند منتشر کنیم. جشنواره عمار موقعیت خوبی بود، برای همین یک قسمت از مجموعه را تدوین کردیم و به جشنواره رساندیم که خوشبختانه شاهد بازخوردهای خوبی بودیم. البته پس از آن روی قسمت «خصوصی‌سوزی» اصلاحاتی داشتیم تا مجموعه یکدست‌تر شود. درست است که هر قسمت از مجموعه «سرطان اجتماع» دارای یک موضوع واحد و مشخص است که به تنهایی می‌تواند یک مستند مستقل باشد، ولی نخ تسبیح همه قسمت‌ها، نشان دادن گلوگاه‌های فساد اقتصادی و مسئله عدالت‌خواهی است.

کدام مؤسسه، پژوهش درباره گلوگاه‌های فساد اقتصادی را انجام داده بود؟

این جزوه توسط شبکه کانون‌های تفکر ایران «ایتان» و قرارگاه مبارزه با مفاسد اقتصادی تنظیم شده بود که هسته اولیه آن، بچه‌های بسیج دانشجویی هستند. این‌ها کارهای پژوهشی خوبی انجام داده‌اند که قابل استفاده برای تولید مستند است.

برای ساخت این مجموعه مستند به مناطق مختلف ایران رفتید؟

بله، برای ساخت این مجموعه به شهرهای مختلف رفتیم، از تبریز تا سیستان وبلوچستان، قم، تهران، لرستان، خوزستان و … مستند گستردگی وسیعی دارد. هدف من، فرار از ساخت مستند آرشیوی بود. سعی کردیم مستند تولیدی باشد و در جاهایی که احساس کردیم حرفی برای شنیدن وجود دارد، به آنجا رفتیم. مثلاً برای یک سکانس دو، سه دقیقه‌ای، تیم ما به مرز میرجاوه در سیستان و بلوچستان اعزام شد، چون تأکید داشتیم یک کار تولیدی تمیز و با فرم خوب ساخته شود.

از دشواری‌های کار ساخت مستند تحقیقی می‌گویید، به هر حال موضوع فساد اقتصادی ممکن است موجب تهدید جایگاه برخی مدیران دولتی یا افشاگری مدیران خصوصی شود، موانعی برای کارتان ایجاد شد؟

تولید این مجموعه بسیار دشوار بود، چون در گام نخست روی محتوا باید به تحلیل خوب و درستی می‌رسیدیم تا موارد خوبی را مطرح کنیم. از سوی دیگر باید مسئولان را متقاعد می‌کردیم تا چنین مواردی از فساد اقتصادی در این مجموعه مطرح شود و باید مجوزهایی از مقام‌های قضایی و ارگان‌های مختلف می‌گرفتیم. در مرحله دوم، ساخت این مجموعه پروسه تولید سختی داشت. هر قسمت از این مجموعه مستند، قصه مستقل و مورد مجزایی داشت که باید کارشناس‌های خاص همان مورد را می‌آوردیم که پروسه تولید را سخت و طولانی می‌کرد. موضوع باید برای خودمان باز می‌شد و به درک درستی از این ماجرا می‌رسیدیم، سپس باید آدم‌هایی که از این ماجرا اطلاعاتی داشتند یا دخیل در آن بودند را توجیه می‌کردیم که جلوی دوربین صحبت کنند و این کار بسیار سختی بود. بارها و بارها، قسمت‌ها را تغییر دادیم، تا نیمه راه می‌رفتیم و متوجه می‌شدیم که اولویت‌های بزرگ‌تری وجود دارد. بارها طرح را تغییر دادیم و همواره در حال مشورت هستیم، چون کار بسیار حساس است. امیدواریم بتوانیم به سلامت از این مسیر سخت بگذریم.

افرادی بودند که حاضر به مصاحبه نشوند؟

بله، این کار حساسیت‌برانگیز بود. عده‌ای از همان اول حاضر به مصاحبه نشدند، عده‌ای قول دادند و نیامدند. برخی هم مصاحبه شان ضبط می‌شد و پیگیری می‌کردند که پخش آن به ضرر ما نباشد. به هر حال لبه کار تیز است و ممکن است برای ما مشکلاتی به وجود بیاورد، اما سازندگان این مستند پای حرفشان هستند و تبعات آن را می‌پذیرند.

یعنی تبعات و هزینه‌های اجتماعی کار را می‌پذیرید؟

ما تمام تلاش خودمان را می‌کنیم که کار به لحاظ مسائل حقوقی، خلأ یا مشکلی نداشته باشد و از کارشناسان حقوقی هم مشورت گرفتیم، ولی گاهی اتفاقات جور دیگری رقم می‌خورند. مفسدان هم ساکت نمی‌نشینند، چون پول و وکیل دارند و امکان دارد دردسرهایی درست کنند، البته برایمان اهمیتی ندارد، چون حرف صریح و درست را باید گفت تا مشکلات اصلاح شود.

آیا در روند ساخت، تهدید شدید؟

پیشنهاد رشوه نشده، چون سابقه من مشخص است و با چنین موردی روبه‌رو نشدم. خوشحالم دغدغه‌ای را در مسئولان نظارتی می‌بینم که از ما می‌خواهند معضلات را به تصویر بکشیم تا مردم مطالبه‌گری کنند و مسئولان ذی‌ربط هم پیگیری مجدانه‌تری داشته باشند. عده‌ای می‌گویند کسی درباره مفاسد اقتصادی کار نمی‌کند و راهکارشان اعدام است، در حالی که اینطور نیست. ما در حوزه پژوهش و ضابطین قضایی که پرونده‌های فساد را پیگیری می‌کنند، افراد پیگیری داریم که دارند خوب کار می‌کنند. البته مبارزه با مفاسد اقتصادی، مبارزه با جرایم یقه‌سفیدها و کسانی است که نفوذ بالایی دارند. آن‌ها هم زورشان زیاد است و قوانین و تبصره‌ها را بلدند که می‌توانند مقاومت‌های جدی در این باره داشته باشند و برای کسانی که نگاه اصلاحی دارند، دردسر درست کنند، ولی افراد درستی که به دنبال اصلاح هستند از طریق برخورد قضایی با متهمان و مفسدان و وضع قوانین پیشگیرانه، کار خودشان را می‌کنند. ما در لایه‌های زیرین این مجموعه مستند، این مراکز را می‌بینیم، پژوهشگرانی که راهکار دارند و فقط نمی‌گویند که فلان مفسد را بگیر و اعدام کن تا درست شود. اصلاً تیتراژ مستند ما می‌گوید، چرا با اعدام برخی مفسدان، وضعیت اصلاح نشد؟ روشن است که فضا باید ایجابی باشد نه سلبی. رهبری بارها بر یکپارچگی سامانه‌های کشور تأکید کردند و ما انرژی گرفتیم، وقتی تأکیدات ایشان را دیدیم. الکترونیکی کردن امور اداری، جلوی بسیاری از مفاسد را می‌گیرد و موجب شفاف‌سازی و عملکرد بهتر نهادهای نظارتی می‌شود.

چرا برایتان اهمیت داشت این مجموعه مستند در تلویزیون نمایش داده شود و چرا اهمیت دارد که مردم باید از گلوگاه‌های فساد مطلع باشند؟

اکنون تلویزیون یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین رسانه‌های کشور است. اگرچه فضای مستند «سرطان اجتماع» تلخ و ناراحت‌کننده است، ولی سیاه نیست، بدون راهکار هم نیست و به بن‌بست نمی‌رسد. در این مستند فرزندان این کشور را هم می‌بینیم که چطور با تمام وجود دارند علیه فساد کار می‌کنند و فرهنگ امیدواری را ترویج می‌دهند. در مستند نشان می‌دهیم که چقدر مبارزه با فساد سخت است و این مهم، یک امر دستوری نیست بلکه باید فرهنگ و قوانین حاکم بر کشور اصلاح شود. این طور نیست که با فقط برخورد قضایی و بعضاً دستوری، یک‌شبه فساد در کشور ریشه‌کن شود، بخش مهمی از ماجرا، مسئله فرهنگی است و باید آموزش داده شود تا جلوی فساد گرفته شود. عدم‌یکپارچگی سامانه‌ها موجب بروز مشکلات و فسادهای زیادی شده است، راهکار وجود دارد، اما درست اجرا نمی‌شود. ما در این مجموعه به ماجرای قاچاق سوخت، زنجیره تأمین کالا، خصوصی‌سازی، قوانین حمایت از افشاگران فساد، پروسه تخصیص ارز، زمین‌خواری، تسهیلات و ضمانت‌های بانکی و… پرداختیم و امیدواریم مجموعه خوبی ساخته شود.

نوشته محسن اسلام‌ زاده کارگردان مستند سرطان اجتماع از اولویت امروز کشور می‌ گوید: با دوربین علیه فساد یقه سفیدها اولین بار در بلاگ سینمامارکت. پدیدار شد.

source https://blog.cinemamarket.ir/%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%e2%80%8c-%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d8%b3%d8%b1%d8%b7%d8%a7%d9%86/

Property: The Basics

The term property refers to virtually any form of property, unique residential industrial, agricultural, industrial, or even personal. Real estate has changed into a highly preferred business considering that the time of the Industrial Revolution. This refers to anything that can be used intended for either living objectives or expense purposes.

Real-estate includes all the things that is concrete. It contains land, structures and its assets including water, crops or minerals; immovable house which is a property of the same kind, buildings and so on. There are also intangible properties just like patents, rights, trademarks, copyrights, trade secrets, etc . Property may include the properties, land, as well as the land’s owner.

Real estate identifies buying and selling properties and those forms of assets that happen to be involved in such deals. There are various kinds of realty. There are housing real estate, commercial real estate, agricultural property, industrial real estate, and so on. The definition of real estate has a lot of different things. All of them are utilized for different objectives.

Real estate deals involve the purchase, sale, renting, leasing and so on of properties. The term real estate has now been over-crowded by the use of the word real estate which refers to only the buying and selling of properties. In real estate, you will find two sorts of assets including physical real estate and unwavering properties. Physical properties contain houses, vehicles, land, and so forth while immovable properties involve buildings, area and structures.

When you plan to get into a property business then you ought to be ready with several documents as well. You should also be aware of specific laws regarding real estate investment. The following provide you with a good idea about the documents that you need to get ready for the real estate organization.

Paper: A right paper can give your magazine. adiuventa.de A properly prepared daily news will help you to present your circumstance effectively inside the court. You’ll want all the documents ready for your case. It is far from necessary that you have all the papers in your hand nonetheless a lot will assist you to present your case well at court.

Legal services: Before you start the real estate organization you must find some legal services. You must also read all the parts of the real estate laws and find some good legal advice from someone. A lawyer who is an experienced in the field will deliver you had better legal advice that help you a lot. In case you will seek a legal professional, make sure that he could be a professional and an expert in the real estate field.

Finding real estate agents: You can easily call many real estate agents and arrange conferences with these people. A lot of agents are prepared to help you in the process. Make sure that the agent you choose is a dependable person. You can get some websites on the Internet that offer real estate information and contacts.

Talking to a lawyer: You should also consult a legal professional before you go ahead with a realty deal. Everyone these days as he will assist you to in various methods. He will as well tell you the pros and cons of your picked option and guide you for top level one. Various legal professionals happen to be available through the Net and several are available through phone numbers.

Setting up all the records: You must have all the documents all set before you start off the real estate trades. You must prepare all the paperwork, you will be necessary by the judge. Prepare every one of the papers before you begin your realty deal.

Taking the help of an attorney: The papers are merely required if you need to get into any kind of real estate deal or any various other legal action. So you must get all the paperwork ready before you enter into a deal. These papers include the lease contract, the legal papers, deed, the legal docs and many more. The documents will very likely be highly important as they are the evidence in court. It is the proof that can assist you prove exactly what is required to be proven in court.

Making the right deal: As a good knowledge about real estate business is essential. But you should also be careful about the offer. You must remember that the achievement of your property deal is determined by how much know-how you have regarding the real estate business. So before getting into any package, you must ensure that you have a good know-how about the real estate business.

نوشته Property: The Basics اولین بار در بلاگ سینمامارکت. پدیدار شد.

source https://blog.cinemamarket.ir/property-the-basics/

The Role of the VDR

data room

Data room, also called an electronic archive or centralized info storage, may be a place in the network exactly where electronic files are. This can be a company network drive, FTP server, impair drive or a special app that is embedded in the provider’s infrastructure.

Precisely what is different in each virtual dataroom?

Each of these alternatives differs, many other things, in terms of:

  • the cost of procedure – the creation / construction and setup, including the purchase of the appropriate licenses;
  • maintenance costs – the so-called “total ownership costs”, which should include the costs of storage space, network services, plus the costs of administrative operate that regulates the correct operation of the program and the support of users;
  • ability to publish files inside and outside your company;
  • the recommended security – it will be varied in the case where systems talk about a common identity and security password, and in styles that have the distinction amongst the right to resources;
  • convenience designed for users – especially in terms of simplicity and intuitive interface, the corresponding settings, and so forth

It is vital that an store fulfills the role and business objectives – for instance , effective operations and power over access to records within firms or with regards to projects completed by external establishments. For example , we could ask how come the file transfer protocol server must be used on web page, while cloud solutions give more options, including great ability to move through exceptional applications plus much more.

Another thing certainly is the data themselves. As a private information and internal files or even job secret can be placed and sent in the storage area of the electronic documents. Choice makes sense to pick a solution that gives the highest a higher level data secureness. Of course , an excellent service just for storing documents is the , which in turn enables:

  • faster and more convenient usage of documents irrespective of location;
  • efficient search for information in the documents;
  • sychronizeds work of numerous people with a single document;
  • the high level info security – including person user titles and passwords, the delimitation of get rights towards the documents, get control;
  • revealing on consumer activity in the documents;
  • successful technical support;
  • relaxed, thanks to the simplicity of use of the system and its dependability.

Someone might check with: why should I prefer a cloud service after i could have a great ftp hardware with a devoted infrastructure? Very well, these are two different devices created in answer to different business needs. And there are definitely advantages and disadvantages of your choice.

A specialized assistance will not automatically work better than open source software. And so be sure to review your options before deciding on a fix. It may end up that the device with the strictest security systems, which gives total control over standard documentation just like data room services, may work superior to an internal server when it comes to posting sensitive data.

One of the most impressive features of certainly is the ability to keep track of what others regularly review and use their time analyzing. The information obtained as a result of this girl is very helpful – nowadays the customer interest and malocclusion can be expected, understood and actively tackled.

نوشته The Role of the VDR اولین بار در بلاگ سینمامارکت. پدیدار شد.

source https://blog.cinemamarket.ir/the-role-of-the-vdr/

نقد مستند خون بها ساخته میلاد باقری – آژیر ممتد

اگر مخاطب سینمای مستند ایران باشید، حتما به یاد دارید که چندی قبل، مستند خوش‌ساخت و جذاب «اختاپوس»، به کارگردانی مهدی انصاری، مافیای صنعت خودروسازی ایران را زیر ذره‌بین قرار داد و ابعاد حیرت‌انگیزی از اعمال نفوذ در این حوزه پرسود را برملا کرد. «خون بها» به نوعی ادامه راه «اختاپوس» و انعکاس حساسیت و مطالبه‌گری سینمای مستند ایران، در مواجهه با فساد و موضوعات روز است.

از این جهت، «خون بها» اثری قابل احترام است که در راستای رسالت مورد انتظار از مدیوم مستند گام برمی‌دارد. همین موضوع به تنهایی می‌تواند تولید چنین مستندی را، فارغ از کیفیت اجرای آن، توجیه کند؛ چرا که فساد ریشه‌دار و عمومی در یکی از حوزه‌های فراگیر و پرمنفعت تولید و اقتصاد کشور، پیش از هر مدیوم دیگری، باید در آینه سینمای مستند منعکس شود که خوشبختانه، لااقل در این زمینه، سینمای مستند ایران تعهد و حساسیت قابل ستایشی از خود نشان داده است.

مستند خون بهااز منظر شیوه اجرایی، «خون بها» مستند چندان قدرتمندی نیست؛ زیرا نمی‌تواند خودش را از زیر سایه «اختاپوس» بیرون بیاورد و نگاه منحصربه‌فرد و شیوه مستقل روایتش را پیاده کند. این مستند از فقر طراحی و انسجام روایت رنج می‌برد و بدتر از همه این‌که خبری هم از تفسیر ویژه مستندساز و بازتاب تحلیل و نگاه او نیست.

«خون بها» هرچقدر که در بازنمایی مسئله و اطمینان دادن به مخاطب در مورد وجود فساد در حوزه خودروسازی خوب عمل می‌کند، در ارائه راهکار و کشف جنبه‌های تازه واقعیت، منفعل و سردرگم است. قرار گرفتن یکی از نمایندگان مجلس در مرکز این مستند به عنوان مصاحبه‌شونده اصلی، لطمه‌ای جدی به روایت «خون بها» وارد کرده؛ زیرا مخاطب پیگیر این حوزه، کمابیش در رسانه‌های مختلف از فحوای سخنان این کارشناس آگاه شده و به دنبال کشف زوایای جدید و شنیده نشده‌ای از مافیای صنعت خودرو است.

یکی دیگر از نقاط ضعف مستند «خون بها» که بخشی از جذابیت آن را قربانی می‌کند، رویه باملاحظه و محتاط آن در ذکر صریح و بی‌پرده نام افراد یا حتی شرکت‌هاست که با نگاهی خوشبینانه سهل‌انگاری و با عینک بدبینی، عافیت‌طلبی یا محافظه‌کاری تلقی می‌شود.

مستند خون بهامستندساز که به دنبال رمزگشایی از یک فساد گسترده است، به قدر کافی برای کشف سرنخ‌های این مافیا تقلا نمی‌کند و با تن دادن به موضوعات انحرافی و فراهم آوردن مجال طرح نقطه‌نظرات مصاحبه‌شوندگانی که به وضوح سنگ نهاد خود را به سینه می‌زنند، عنان کار را از دست می‌دهد.

نمونه روشن این مشی منفعلانه و ناموجه فیلمساز، زمانی است که در کمال ناباوری، در جستجوی راهکار به پیشنهاد رهاسازی واردات خودرو می‌رسد و گفتگوهای یک نماینده مجلس در صحن علنی را، با لحنی دراماتیک و تبلیغاتی، چاشنی این پیشنهاد غیرکارشناسی و فکرنشده خودش می‌کند.

پوستر مستند خون بهاخودروسازی«خون بها» اگرچه در مقام تجربه مسئولانه‌ یک مستندساز جوان اثری آبرومند و قابل ملاحظه به شمار می‌رود، اما می‌توانست با پر و بال دادن و بسط نقاط افشاگرایانه‌اش، مرزهای کنکاش در یک سیکل معیوب صنعتی را فراتر ببرد.

بدبختانه، این مستند نه در صدد پیگیری پرونده مفتوح و بی‌نتیجه تحقیق و تفحص مجلس برمی‌آید، نه به سراغ مسئولین قضایی کشور می‌رود و نه حتی سعی می‌کند بخشی از مدعیات جناح متهم به رانت‌خواری را بازتاب دهد.

جای خالی سخنان مسئولان وقت دولت، سران دستگاه‌های نظارتی کشور و حتی قطعه‌سازان و تولیدکنندگانی که حاصل کارشان به این وضعیت عجیب در صنعت خودرو منتهی شده، در «خون بها» احساس می‌شود؛ با وجود این، مطالبه عمومی مبنی بر پیگیری وضعیت خودرو در ایران، به شکلی که در سینمای مستند بازتاب یافته، باید ادامه داشته باشد تا مسئولیت رسانه‌ای مستندسازان به ایجاد تغییرات عینی و سامان یافتن صنعت مذکور منجر شود.

نویسنده: محمد عنبرسوز

کپی برداری و نقل این مطلب تنها با ذکر نام بلاگ سینمامارکت جایز می باشد.

نوشته نقد مستند خون بها ساخته میلاد باقری – آژیر ممتد اولین بار در بلاگ سینمامارکت. پدیدار شد.

source https://blog.cinemamarket.ir/%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%87%d8%a7-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d9%82%d8%b1%db%8c-%d8%a2/

نقد فیلم در سکوت ساخته ژرژ هاشم زاده – قربانی باورهای اشتباه

امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

نام ژرژ هاشم‌زاده را پیش‌تر در مقام دستیار کارگردان در کنار نام همایون اسعدیان، ایرج طهماسب و ابوالحسن داوودی دیده بودیم. وی پس از حضور در پشت صحنه‌ی چند فیلم، اولین اثر خود را با نام «وقت بزرگ شدنه» برای شبکه‌ی سه ساخت. هاشم‌زاده پس از این کمدی ناموفق، قدم محکم‌تری در تثبت جایگاه‌اش به عنوان کارگردان برداشت که با وجود پیشرفت‌هایی همچنان ناکام بود.

دومین و آخرین ساخته‌ی هاشم‌زاده دوباره این مساله را به ما یادآوری می‌کند که سینمای ایران درگیر مشکلاتی اساسی در فیلمنامه‌نویسی است.

موضوعی که هم مخاطبان سینما به آن واقف‌اند، و هم منتقدان در هر محفل و مجلسی به آن اشاره می‌کنند. تفاوتی نمی‌کند این معضلات چه باشند؛ خواه شخصیت‌پردازی و پیرنگ فیلم را نشانه روند، خواه وحدت تماتیک اثر را از بین ببرند. با وجود این هر چه باشند، غیرقابل انکار هستند.

فیلم در سکوت

«در سکوت» نمونه‌ای است از این‌که چطور پیرنگ اشتباه فیلمی، وحدت تماتیک آن را دو پاره می‌کند. در این‌جا با زنی به نام سودابه (فاطمه معتمدآریا) طرف هستیم که پس از سال‌ها زندگی در خارج از ایران به وطن بازگشته است. او آمده تا تنها دخترش، ستاره (سوگل خلیل) را که در کودکی رهایش کرده بود، ملاقات کند.

تا نیمه‌ی فیلم بر سر این بحث می‌شود که سودابه چطور با ستاره روبه‌رو شود و چگونه سال‌ها غیبت خود را توجیه کند. در نیمه‌ی دوم، سودابه با مطرح کردن این مساله که در گذشته مورد تجاوز قرار گرفته، مسیر فیلم را تغییر می‌دهد.

فیلم در سکوت

ما در نیمه‌ی اول با مسائلی از قبیل دوری، هویت و ترک فرزند مواجه هستیم. اما در نیمه‌ی دوم مساله‌ی تجاوز است که پیش کشیده می‌شود. یحتمل می‌توان تصور کرد که هاشم‌زاده دغدغه‌ی سخن گفتن در باب تجاوز را داشته است، ولی پیرنگ فیلم را به گونه‌ای شکل داده، که ما با تنها چیزی که طرف نیستم، تجاوز است. در ادامه نشان می‌دهیم که چگونه ضعف‌های فیلمنامه هم دغدغه‌ی فیلمساز را نابود می‌کند و هم تصورات اشتباه جامعه را در باب تجاوز بازتولید می‌کند.

سودابه بیست و اندی سال با این تصور زندگی می‌کرده که دخترش حاصل مورد تجاوز قرار گرفتن او است. حال چطور ممکن است زنی که در خارج از کشور به بالاترین سطوح علمی رسیده، پس از این همه سال نه توانسته تجاوزی که به او شده را با خود حل کند و خود را مقصر نداند، و نه آن قدر بهره‌ی هوشی داشته که از امکانات تکنولوژی و پیشرفت علم برای تشخیص هویت واقعی فرزندش استفاده کند؟ در چه مرحله‌ای از سر کار گذاشتن و توهین به مخاطب طرف هستیم که فیلمساز به خود اجازه چنین کاری را می‌دهد؟ اما ای کاش این مساله فقط یک ضعف بزرگ در فیلمنامه بود.

فیلم در سکوت

ما با مقوله‌ی تجاوز روبه‌رو هستیم، ولی از تجاوزگر خبری نیست. به جای آن یک قربانی تجاوز داریم که قرار است به ذهنیات او پرداخته شود. فیلمساز به‌ جای آن‌که انگشت اتهام را به سوی تجاوزگر نشانه رود، با چرخشی در انتهای فیلم صورت مساله را پاک می‌کند. در این‌جا است که ضعف‌های ساختاری فیلمنامه به دغدغه‌ی فیلمساز رخنه می‌کند و آن را از بین می‌برد. آیا می‌شود درباره تجاوز سخن گفت و از تجاوزگر حرفی به میان نیاورد؟

همواره قربانیان تجاوز در جامعه‌ی ایران متهم و طرد شده‌اند. از این رو است که قربانی تا جایی که بتواند این درد را با خود می‌کشد و از آن سخن نمی‌گوید. هاشم‌زاده تا بدین جا مسیر را درست رفته است. سودابه از تجاوزی که سال‌ها پیش به او شده آن‌قدر چیزی نمی‌گوید تا روابطش تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد. آنگاه است که لب باز می‌کند و پس از آن نگاه‌‌ خسرو (سعید پورصمیمی) و مهشید (ویشکا آسایش) به او برای لحظه‌ای عوض می‌گردد. حتی پری (احترام برومند) ترجیح می‌دهد چیزی از این مساله نداند و خودش را به آن راه می‌زند.

فیلم در سکوت

اما هاشم‌زاده زمانی به بیراهه می‌رود که به جای سازنده بودن، منفعل بودن را انتخاب می‌کند. در پرداختن به مسائلی از قبیل تجاوز، هنر آن است که فیلمساز نگاه نادرست جامعه را به آن موضوع یا مساله تغییر دهد، نه آن‌که نظرگاه آسیب‌زا را بازتولید کند. حتی اگر فیلمساز توانایی تغییر دیدگاه‌های اشتباه را ندارد، لااقل انتظار می‌رود با یک صورت‌بندی درست از مساله، مخاطبش را از آسیب‌ها آگاه گرداند.

اما هاشم‌زاده عملا در این زمینه کاری انجام نمی‌دهد. مهربان شدن خسرو با سودابه نه از روی پذیرش درد او و نه از روی یک درک بالا صورت می‌گیرد، بلکه از آن سبب است که خسرو متوجه می‌شود، ستاره نوه‌ی واقعی او است. و این بدترین پایان ممکن برای چنین فیلمی است. پایانی که نه باورپذیر است و نه سازنده؛ تا تصورات جامعه را نسبت به قربانی تجاوز تغییر دهد یا تلطیف کند.

فیلم در سکوت

همان‌گونه که فیلمنامه‌ی «در سکوت» از اساس ویران و متزلزل است، کارگردانی و دیگر عناصر فنی نیز در آماتوری‌ترین شکل ممکن قرار دارند. دکوپاژها، حرکات دوربین، تدوین، تصحیح رنگ و هر آن‌چه که فکرش را بکنید در ضعیف‌ترین سطح به کار گرفته شده‌اند. چیزی که در این میان بیش از همه چشم مخاطب را آزار می‌دهد، بازی‌های بسیار بد بازیگران به نامی همچون فاطمه معتمدآریا و ویشکا آسایش است.

در این میان تنها بازی سعید پورصمیمی است کمی قابل تحمل‌تر است. پانته‌آ پناهی‌ها نیز با بازی بسیار بد در یک نقش کوتاه و به شدت معمولی از ظرفیت‌هایش استفاده نشده است.

نوشته نقد فیلم در سکوت ساخته ژرژ هاشم زاده – قربانی باورهای اشتباه اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.

source https://mag.filmgardi.com/%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%da%a9%d9%88%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%87-%da%98%d8%b1%da%98-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85-%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%82%d8%b1/

کودکان در سینما – این بچه‌های کوچک را تحقیر مکنید

تربیت کودک و جایگاه اجتماعی کودکان و نوجوانان از مسائلی است که بارها توسط هنرمندان مختلف در نقاشی، ادبیات، سینما و… مورد کنکاش قرار گرفته است.

به عنوان نمونه در سینما می‌توان به سینمای نئورئالیسم ایتالیا و فیلم‌های مانند واکسی، دزد دوچرخه و آلمان سال صفر که کودکان در آن نقش مهمی دارند و یا رمان‌هایی مانند بینوایان اثر ویکتور هوگو و کاراکتر کوزت و برخی از نقاشی‌های ژان فرانسوا میله نقاش واقع‌گرای فرانسوی اشاره کرد.

آثاری که هر کدام به شیوه‌ای متناسب با شرایط هر عصر و جغرافیا جایگاه کودکان در جوامع را زیر ذره‌بین خود گرفته‌اند. در این پرونده نقد به بررسی ۵ اثر از سینمای ۵ کشور جهان در مورد کودکان می‌پردازیم.

برونو کودکی کن (دزد دوچرخه – ویتوریا دسیکا- ایتالیا)

ثبت نگاه نافذ کودکی فقیر در قاب سینما یکی از دست‌آوردهای سینمای نئورئالیسم ایتالیا است. کودکی که در شرایط ایتالیای بعد از  جنگ جهانی دوم بین بقا و کودکی‌اش مجبور به انتخاب بقاست و برای این بقا مجبور به کار کردن است؛ کاری که گویی در شرایط آن روزها و این روزهای جهان مترادف با بقا شده است.

سینمای کودک و نوجوان

تضاد این کودکی و تلاش برای بقا را در سکانسی از فیلم که ریچی (پدر) در وضعیتی که به سیم آخر زده و می‌خواهد نداریش را در جمع سرمایه‌داران کافه به فراموشی بسپارد می‌بینیم، که به پسرش برونو می‌گوید: برای اینکه بتونی مثل اون پسر (پسر سرمایه‌دار در حال خوردن) غذا بخوری باید ماهی یک میلیون لیر دربیاری؛ نگاه برونو که از انتخابش بین کودکی و جبر حاکم بر زیستش می‌آید خودِ سینماست.

کودکان در بند (چهارصد ضربه – فرانسوا تروفو- فرانسه)

درست است که «چهارصد ضربه» یا به شکل درست‌تر «زنده ماندن یک زندگی وحشی» فرانسوا تروفو زندگی آنتوان پسری ۱۴ ساله را روایت می‌کند اما در دو سکانس از فیلم عاقبت آنتوان را به نسل‌های بعدی فرانسه بسط می‌دهد و نگاه معصوم کودکان را به عاقبت نوجوانی در جامعه فرانسه و شهری مانند پاریس وصل می‌کند که خود در معرض آن قرار دارند و به احتمال زیاد سال‌ها بعد آنتوان‌های دیگری می‌شوند که محیط غلط آموزشی و تربیتی خانواده و جامعه آن‌ها را بندِ بایدهایی می‌کند که جز شکنجه روحی و سرخوردگی چیزی برایشان باقی نمی‌گذارد. به سکانس در بند کردن دو کودک در قفس نگاه کنید.

سینمای کودک و نوجوان

تروفو به جهت تجربه زیستی در زندگی شخصی خود و تصمیمی که در چهارده سالگی برای فرار از مدرسه گرفته، توانسته است آنتوانی را خلق کند که مدرسه گریز نبود اما مدرسه و خانواده او را به گریز و رسیدن به ساحل خواسته‌هایش از زندگی کشاند. خواسته‌هایی که در زندگی واقعی تروفو او را به یک نظریه‌پرداز، منتقد سینما و فیلسماز بزرگ تبدیل کرد.

از زندگی بیاموز (دره من چه سرسبز بود – جان فورد- آمریکا)

«دره من چه سرسبز بود» از نامش پیداست که قرار است نوستالژی باشد برای آن دره، آن خانواده و آن آدم‌هایی که شادی‌ها، غم‌ها، امیدها و ناامیدی‌هایشان دیگر کنار هم نیست.

هیو مورگان به ۱۲ سالگی خود باز می‌گردد تا از دوران سرسبز بودن دره برایمان بگوید. دورانی که برای هیو یک سلوک تربیتی به حساب می‌آید. شروع این سلوک برای هیو با دیدن و قضاوت کردن روابط خانواده‌اش و پدری که برایش الگوی تمام و کمال زندگی است، شکل می‌گیرد و با فوت برادر، ازدواج خواهر و مدرسه رفتن برایش ادامه می‎‌یابد.

سینمای کودک و نوجوان

هیو پله پله این تجربه‌ی زیستی را در مواجهه با آدم‌ها و مسائل مختلف پشت سر می‌گذارد تا به نقطه‌ای می‌رسد که در نوجوانی مدرسه را با تصمیم کار در معدن ترک می‌کند. زندگی کودکانه‌‌‌ای که فدای جبر دنیای بزرگان نمی‌شود بلکه با اراده و اختیار و اخلاق هیو آمیخته می‌شود و او را تبدیل به بزرگ‌مردی کوچک مانند پدرش می‌کند تا جان فورد در سال ۱۹۵۰ اثری ساخته باشد که نگاه‌های تعجب‌برانگیز پسرکی ۱۲ ساله برای ما یادآور آموختن از زندگی و رشد باشد.

تعارض نگاه (خانه دوست کجاست – عباس کیارستمی- ایران)

احمد «خانه دوست کجاست» همان کودکی است که ما را هر بار به یاد دوست‌داشتن، به یاد صداقت و ختم کلام رفاقت می‌اندازد. او در فضایی که هر نوع رفتار خارج از عرف مرسوم توسط بزرگترها دورغگویی به حساب می‌آید و در کنار مانیفست تربیتی پدربزرگ – پدر من هر هفته‌ای ۱۰ شاهی بهم می‌داد و هر ۱۵ روز کتکی می‌زد اگر در هفته اون ۱۰ شاهی قطع می‌شد اما در پونزده اون کتک قطع نمی‌شد، برای اینکه من تعلیم تحویل اجتماع بیام -برای نجات رفیقش در مقابل تهدید به اخراج معلم شروع به جستجویی می‌کند تا منِ مخاطب، خانه دوست را پیدا کنم.

سینمای کودک و نوجوان

خانه دوست همان گل خشک شده وسط دفتر مشق نعمتی است که ما در دوران گذار از سنت‌ها فراموش کرده‌ایم و تبدیل به معلمانی شده‌ایم که یک بار و دوبار می‌بخشیم، اما بار سوم، نه.

کیارستمی در «خانه دوست کجاست» به خوبی توانسته تفاوت و تعارض نگاه کودکان به زندگی با نگاه بزرگترها را به نمایش در آورد تا شاید ما بزرگترها بتوانیم با نگاه کودکانمان خانه دوست را بیابیم.

این بچه‌های کوچک را تحقیر مکنید (قوش – کن لوچ- بریتانیا)

بیلی کاسپر کودکی است که بیش از اینکه فقر مالی شرایط زندگی را برای او سخت کند فقر فرهنگی خانواده (توسط برادر و مادرش) او را در موقعیت یک کودک کار قرار می‌دهد. کن لوچ در «قوش» علاوه بر خانواده تیغ تیز نقد را به سمت سیستم آموزش و تعلیم و معلمان گرفته و در سکانس بازی فوتبال معلم ورزشی را به نمایش می‌گذارد که به زیبایی در شخصیت‌پردازی آن یک فرد عقده‌ای که در فوتبال به جایی نرسیده و توهم بازی در نقش بابی چارلتون در تیم منچستریونایتد را در آن سن و سال به صورت بچگانه (گویی عقده‌ای نهفته از دوران کودکی، نوجوانی و جوانی است) دارد، پرداخت شده است.

سینمای کودک و نوجوان

کن لوچ  در «قوش» علاوه بر سکانس بی‌نظیر بازی فوتبال دو سکانس تاثیرگذار دیگر در مدرسه را نشان می‌دهد که درون مایه فیلم، به خصوص این سه سکانس مهم در سکانس صبحگاه مدرسه و خواندن انجیل نهفته است. آنجایی که صبحگاه مدرسه در میزانسن کن لوچ شبیه به یک پادگان نظامی است و دخترکی در حالی که انجیل در دست دارد این جملات را می‌گوید: به شما می‌گویم، این بچه‌های کوچک را تحقیر مکنید… اگر مردی صد گوسفند داشته باشد و یکی از گله دور افتاده و گم شود، آیا آن مرد نود و نه گوسفند دیگر را در صحرا رها نمی‌کند تا به دنبال گوسفند گمگشته‌اش برود… به همین ترتیب، خواست پدر آسمانی من این نیست که حتی یکی از این کودکان از دست برود و هلاک شود.

در ادامه این سکانس می‌توان گفت تقابل بچه‌ها با مدیر مدرسه یکی از بهترین سکانس‌ها در سینما است که توانسته تقابل دو نسل متفاوت که هیچ درکی نسبت به همدیگر ندارند را با مایه‌های طنز به نمایش بگذارد و شخصیت مدیری را پرداخت کند که نمونه بارز عدم فهم شکاف نسلی است که به جهت جایگاه تربیتی که دارد این عدم فهم تضاد پررنگی را برای او در بستر داستان می‌آفریند.

علاوه بر این ۵ اثر می‌توان فیلم‌هایی مانند (پاتر پانچالی به کارگردانی ساتیاجیت رای، بچه‌های آسمان به کارگردانی مجید مجیدی، نمره اخلاق صفر به کارگردانی ژان ویگو، پول خرد فرانسوا تروفو، سینما پارادیزو به کارگردانی جوزپه تورناتوره و…) را نیز در لیست این فیلم‌ها قرار داد.

نوشته کودکان در سینما – این بچه‌های کوچک را تحقیر مکنید اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.

source https://mag.filmgardi.com/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%a8%da%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%da%86%da%a9-%d8%b1%d8%a7-%d8%aa%d8%ad/

نقد مستند خون مردگی ساخته محمد کارت – گشت و گذار در منطقه خطر

ورود کارگردان‌های مستند به سینمای داستانی، اتفاقی فرخنده و امیدبخش برای سینمای ایران است که به نظر می‌رسد می‌تواند تبدیل به یک جریان غالب و مجرای تشخیص استعدادهای تازه نفس عرصه فیلمسازی شود. محمد کارت یکی از همین فیلمسازان جوان است که نگاهی کلی به کارنامه مستندسازی و تنها فیلم سینمایی او نشان می‌دهد که پرداختن به آسیب‌های اجتماعی و خشونت دغدغه اصلی او در سینماست.

کارت در مستند تازه منتشر شده «خون مردگی»، محصول ۱۳۹۲، به سراغ گروهی از افراد خاص در شهر شیراز می‌رود؛ کسانی که در عرف گنده لات نامیده می‌شوند و با سبک زندگی منحصربه‌فردشان، زیست متفاوتی را تجربه می‌کنند. اگرچه ممکن است این موضوع دغدغه اصلی و مسئله اولویت‌داری برای مخاطبان شهرنشین و مخاطبان سینمای مستند ایران نباشد، اما محمد کارت حق دارد که در مقام یک هنرمند، به بازنمایی مسائلی بپردازد که توجهش را جلب کرده‌اند.

بخش عمده‌ای از جذابیت و هیجان «خون مردگی»، مدیون انتخاب سوژه و سر نترس مستندساز است که برای نزدیک شدن به سوژه‌ها، خودش را به آب و آتش زده و اعتمادشان را برای تن دادن به مصاحبه جلب کرده است. شاید برایتان جالب باشد که بدانید از جلب اعتماد شخصیت‌هایی حرف می‌زنیم که یکی دو بار در میان مصاحبه‌ها، صراحتا و با بی‌پروایی مستندساز را تهدید می‌کنند که اگر به پرسش‌های پرتعدادش ادامه دهد، ممکن است برق چاقو را به چشم ببیند!

مستند خون مردگی

روایت مستند «خون مردگی» با صحبت‌های جوانی آغاز می‌شود که از سوابق خود در شرارت می‌گوید؛ جملاتی ترسناک و عجیب که برای مخاطب باورنکردنی به نظر می‌رسد. کمی بعدتر، مستندساز به همراه همین فرد، به گروه دوستان او سرمی‌زند و گذشته و حال او را، در سایه سبک زندگی و ارتباط با دوستانش، بازنمایی می‌کند.

لوح‌های تقدیر اصغر برای تعزیه‌خوانی گذشته او را نشان می‌دهند؛ در حالی که راه ندادنش به گروه تعزیه، علی‌رغم پادرمیانی چندین نفر، حکایت روزگار کنونی اوست. «خون مردگی» که مستندی گفتگومحور محسوب می‌شود، پس از نشست و برخاست با اصغر و دوستانش، با یک گروه جوان‌تر از این افراد و خانواده یکی از آن‌ها نیز همراه می‌شود.

از منظر اجرایی اما، «خون مردگی» اثر خلاقانه‌ای است که موتیف‌های به‌جا و هنرمندانه مستندساز از صحنه‌های شنا کردن بچه‌ها در یک جوی آب و تصاویر پرسه‌های افراد با موتور در خیابان‌ها، ظاهری آبرومند و دلپذیر به این اثر بخشیده.

ریتم مناسب گفتگوها، تصاویر ضبط شده در حمام عمومی و گفتگو با سوژه‌ها از زاویه‌ای که رنگ و بوی مصاحبه دارد و برخلاف مستند «مسروقه»، ابدا شبیه به دوربین مخفی نیست، تمهیدات ساختاری کارت در تولید یک مستند تر و تمیز هستند؛ اثری که از پرحرفی و بیانیه صادر کردن امتناع می‌کند تا لحن شعاری به خودش نگیرد و مخاطب با موضوعش همراه شود.

بزرگترین مشکل «خون مردگی» اما، خالی بودنش از تحلیل، نگاه صرفا گزارشی از چند نمونه محدود و تلاش برای تعمیم نمونه‌ها به یک آسیب فراگیر اجتماعی است. ظاهرا محمد کارت آن‌قدر از هماهنگ کردن موقعیت مصاحبه با این افراد ذوق‌زده و خوشحال بوده که فراموش کرده تولید مستند در این باره، نیازمند چیزی بیشتر از ساختار قوی و مصاحبه‌های دشوار است.

مستند خون مردگی

ضعف یک مبنای فکری و پژوهشی، امکان تبدیل شدن «خون مردگی» به یک اثر تاثیرگذار و مترقی را از آن سلب می‌کند و خزیدن به لاک مشاهده‌گری صرف، باعث ذبح شدن بخش بزرگی از ظرفیت‌های مستندی با این شکل و شمایل می‌شود.

مسئله دقیقا این نیست که انتظار داشته باشیم مستندساز در لابلای گفتگوهایش با سوژه‌ها، پای سخن اساتید دانشگاه و صاحب‌نظران روانشناسی، جامعه‌شناسی و… هم بنشیند یا نریشن‌های ادیبانه و فرمایشی حاوی طرح پرسش‌هایی با اسم استفهام «چرا» در متن اثر بگنجاند.

اما در میانه‌های این مستند، مخاطب بارها با گلوگاه‌های طلایی مواجه می‌شود که هر کدامشان می‌توانند باب عمق بخشیدن به موضوعات و صیقل خوردن مسئله یا باز شدن زوایای جدید نگاه به موضوع را باز کنند. با این حال، مستندساز با سهل‌انگاری از کنار همه آن‌ها عبور می‌کند و ترجیح می‌دهد که به همان مصاحبه‌شوندگان خاصش مفتخر بماند.

این‌گونه است که مستندی با قابلیت‌های هیجان‌انگیز و نامحدود، به اثری تبدیل می‌شود که صرفا بر روی چند مصاحبه متفاوت استوار شده است. بدبختانه مستندساز هم به این موضوع وقعی نمی‌نهد که اگر پرداختن به یک سوژه خاص و گفتگو با افرادی که کمتر مهمان مستندها هستند برای تولید یک اثر درجه یک کافی بود، صرف مصاحبه با افرادی همچون معرکه‌گیرها، روسپی‌ها، کارگران مشاغل سخت و همه افرادی که به نوعی به طبقه شهروندان کم‌تعداد و غیرنرمال تعلق دارند، می‌توانست به تولید آثار مستند ختم شود؛ حال آن‌که چنین تلقی ساده‌ای از مستندسازی، بیش از حد سهل‌انگارانه است.

محمد کارت فیلم شنای پروانه

«خون مردگی» مستند قابل احترام و متفاوتی است که زوایای پنهان یک آسیب هولناک اجتماعی را برای مردم عادی، برج عاج نشین‌ها، فرهیختگان دانشگاهی منزوی از جامعه و مسئولین خوش‌خیالی که درک درستی از آن‌چه زیر پوست شهر جاری است ندارند، روشن می‌کند. اما این مستند می‌توانست با بهره‌گیری از یک اتاق فکر مجرب یا استخدام پژوهشگرانی غیر از خود کارگردان، بزنگاه‌های قابل بحث و پرچالشی که گاه و بی‌گاه در کلام خود همان افراد مثلا شرور جرقه می‌زند را بشکافد و به نتیجه دندان‌گیری برسد.

ارتباط بین جرح کردن و ماه محرم که یکی از نکات عجیب مطرح شده توسط لات‌هاست، با این سوال کلیشه‌ای کارت که «چه ربطی داره؟» به فراموشی سپرده می‌شود؛ در حالی که این مستندساز هوشمند می‌توانست سوالش را با کنکاشی به این شکل که «چرا فکر می‌کنید بین ماه محرم و جرح کردن رابطه‌ای وجود دارد؟»، بهتر صورتبندی کند.

وقتی یکی از رفقای اصغر با لحنی تامل‌برانگیز، جملاتی را به زبان می‌آورد که واکاوی عامیانه همان چیزی است که روشنفکران آن را جبر اجتماعی یا جغرافیایی می‌نامند، باز کارت با بی‌حوصلگی از کنار قضیه رد می‌شود و وقتی مغز مخاطب از شنیدن دیالوگ سهمگین تنها پدر موجود در مستند یخ می‌زند، مستندساز ترجیح می‌دهد آن را به حساب پریشانی روحی آن پدر بگذارد.

بدتر از همه اما، جایی است که مسئول تعزیه‌خوان‌ها با دلیل‌تراشی‌های کلیشه‌ای و سنتی، متعصبانه از راه دادن اصغر به جمع خودشان طفره می‌رود، ولی کارگردان که می‌توانست سرنخ خشونت و شرارت را از همین‌جا بگیرد و در دل جامعه آدم‌های به ظاهر آرام و شهروندان مثلا وظیفه‌شناس جستجو کند، ترجیح می‌دهد همه چیز را بر عهده مخاطب بگذارد و بیننده را با تحلیل‌های عرفی احتمالی که به مغزش هجوم می‌برند، تنها بگذارد.

نوشته نقد مستند خون مردگی ساخته محمد کارت – گشت و گذار در منطقه خطر اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.

source https://mag.filmgardi.com/%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%da%af%d8%b4/

نقد فیلم روزی روزگاری در غرب ساخته سرجیو لئونه – طعم خوش اسپاگتی

امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

لئونه پس از سه‌گانه‌ی دلار با بازی افسانه‌ای کلینت ایستوود پیشنهاد پارامونت را مبنی بر ساخت یک وسترن اسپاگتی دیگر پذیرفت. سه­‌گانه‌ی لئونه با تمام بزرگی‌‌‌اش شامل فیلم‌هایی اروپایی و کم بودجه بود، اما چهارمین وسترن اسپاگتی لئونه برای او فیلمی هالیوودی و در واقع بلاک‌باستر به حساب می‌آمد.

این ابعاد عظیم بیش از هر چیزی در تیم بازیگری رنگارنگ فیلم نمود یافته است. هنری فوندا، جیسون روباردز، چارلز برانسون و کلودیا کاردیناله که هر کدام به تنهایی می‌توانند عامل موفقیت یک فیلم باشند، همگی برای چهارمین وسترن لئونه گرد هم آمدند.

این بازیگران با نقش‌های متمایزشان از هم‌ (به جز کاردیناله) همچون «به خاطر چند دلار بیشتر» و «خوب، بد، زشت» رابطه‌ای مثلثی تشکیل می‌دهند؛ هارمونیکا با بازی برانسون (خوب)، فرنک با بازی فوندا (بد) و شایِن با بازی روباردز (زشت).

فیلم روزی روزگاری در غرب

لئونه با سه‌گانه‌ی مرد بی‌نام نشان داده بود که عادت به شگفت‌زده کردن تماشاگر دارد. بنابراین عجیب نیست که «روزی روزگاری در غرب» نیز پر از بداعت‌هایی باشد که سبب گردد تا انگشت حیرت به دهانمان ببریم. نوآوری‌های لئونه در راستای بودجه‌ی فراوانش بیش از هر چیز در استفاده‌ی از ستارگان و شخصیت‌پردازی‌های متمایز متجلی می‌شود.

او از هنری فوندا که با نقش‌آفرینی در فیلم‌هایی نظیر «خوشه‌های خشم» و «مرد عوضی» یک شمایل معصوم و درستکار از خودش ارائه داده بود، تصویری یکسر متفاوت خلق می‌کند. شمایلی از یک مرد سیاه‌پوش، سنگدل، سرد و چشم آبی که به راحتی نه تنها زن و مرد بلکه کودک می‌کشد. بازی بی‌نظیر فوندا در این نقش نیز به تصویری که لئونه مدنظر داشته بسیار کمک کرده است.

فیلم روزی روزگاری در غرب

کاراکتر هارمونیکا نه تنها در میان کاراکترهای این فیلم که حتی در میان دیگر وسترن‌های لئونه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. انگیزه‌ی مرد بی‌نام (ایستوود) در سه‌گانه‌ی مورد نظر برای هر کنشی دلار بود؛ حتی اگر درنهایت موجب اصلاح جامعه شود. اما هارمونیکا چنین نیست. انتقام برادری که در گذشته به دست فرنک به قتل رسیده، انگیزه وی برای هر حرکتی است. همین موضوع باعث گشته تا لئونه در فیلمش از فلاشبک استفاده کند. تمهیدی که در وسترن معمول نیست اما لئونه آن را امکان‌پذیر می‌کند.

متمایزترین شخصیت‌پردازی لئونه اما در کاراکتر جیل مک‌بین (کلودیا کاردیناله) پدیدار می‌شود. این نخستین بار است که او در یکی از وسترن‌هایش شخصیت زنی را خلق کرده که انگیزه دارد، فعال است و در درام نقشی کلیدی ایفا می‌کند. برای ژانر تماما مردانه‌ی وسترن که تصویری کلیشه‌ای از زن ارائه می‌دهد، وجود کاراکتر زنی فعال امتیاز ویژه‌ای به‌شمار می‌رود. بدین لحاظ فیلم لئونه بیش از هر فیلم دیگری به وسترن نیکلاس ری، یعنی «جانی گیتار» نزدیک می‌شود.

فیلم روزی روزگاری در غرب

سوای از شخصیت‌پردازی چیزی که «روزی روزگاری در غرب» را در میان وسترن‌های لئونه برجسته می‌کند، نگاه کلان‌ وی به مقوله‌ی تمدن است. دوگانه‌ی تمدن/طبیعت وحشی که یکی از مهم‌ترین مولفه‌های ژانر وسترن است، در ‌سه‌گانه‌ی دلار حضوری چشمگیر داشت؛ اما لئونه در این‌جا یک قدم جلوتر می‌رود و تمدن را به عنصری سیال در فیلم تبدیل می‌کند.

دلار و سکه‌ای که در تریلوژی مرد بی‌نام انگیزه‌ی حرکت کاراکترها بود، در این‌جا جای خود را به زمین (بخوانید تمدن) می‌دهد. زمین بایری که قرار است چندی دیگر با عبور راه‌آهن بدل به شهری کوچک گردد و از دل آن تمدن زاده شود. تصاحب این تکه زمین است که نسبت کاراکترها را با یکدیگر تعیین می‌کند.

فیلم روزی روزگاری در غرب

نگاه ایجابی لئونه به تمدن در سکانسی که جیل از قطار پیاده و به شهر وارد می‌شود، بار دیگر آشکار می‌‌گردد. موسیقی شورانگیز و حماسی انیو موریکونه شروع به اوج گرفتن می‌کند و ما جیل را سوار بر درشکه در حال گذر از شهر می‌بینیم. بی‌دلیل نیست که لئونه، موریکونه را فیلمنامه‌نویس خویش می‌داند، چرا که در این سکانس دیدگاه خوش‌بینانه‌ی او به تمدن تنها با موسیقی موریکونه میسر گشته، و نه با هیچ چیز دیگر.

هرچند که در آثار‌ لئونه سنگینی موسیقی‌های موریکونه همیشه احساس می‌شود، اما او در «روزی روزگاری در غرب» دست به تجربه‌ای زد که به اندازه‌ی کارهای موریکونه تاثیرگذار و مهم است. صدای محیط در این فیلم به شکل قابل ملاحظه‌ای نقشی حیاتی ایفا می‌کند. چه در سکانس ابتدایی فیلم که صدای آسیاب بادی حسی از گذر زمان را القا می‌کند، و چه در سکانس حمله‌ی فرنک به خانواده‌ی مک‌بین که قطع و وصل شدن صدای جیرجیرک‌ها نشان از حضور افراد بیگانه‌ دارد.

فیلم روزی روزگاری در غرببرای آن‌که یک فیلمساز تا ابد به قدرت خود در کارگردانی ببالد، داشتن یک سکانس در کارنامه‌اش همچون سکانس افتتاحیه‌ی «روزی روزگاری در غرب» کافی است. اگر کارگردان‌های ناشی و نابلد هیاهو برای هیچ درست می‌کنند، لئونه از هیچ هیاهو خلق می‌کند و سکانس ابتدایی این فیلم مصداق بارز چنین سخنی است.

سکانسی پانزده دقیقه‌ای که در آن بدون کوچک‌ترین استفاده‌ای‌ از موسیقی، درام و دیالوگ، حس وصف‌ناپذیری از سکوت و انتظار و تعلیق خلق می‌شود. تنها عنصری که در این‌جا نقش پدیدآورنده دارد، فقط و فقط دوربین و دکوپاژ لئونه است. از کارگردانی که سه وسترن جریان‌ساز را در کارنامه‌ی خویش دارد جز این انتظار دیگری هم نمی‌شود داشت. شاهکار ساختن مرام چنین فیلمسازی است.

نوشته نقد فیلم روزی روزگاری در غرب ساخته سرجیو لئونه – طعم خوش اسپاگتی اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.

source https://mag.filmgardi.com/%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%ba%d8%b1%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d8%b3%d8%b1%d8%ac%db%8c/

اصطلاحات سینمایی (۶) – فرم پست مدرن

در ادامه سینمای مدرنیستی و ترویج مباحث اختلاطی جامعه‌شناسی – فلسفی متفکرین پست‌مدرنیسم همچون میشل فوکو، ژاک دریدا، ژان فرانسوا لیوتار و ژولیا کریستوا، نوعی تفکرات مضمونی و اجرایی و با بستر پساساختارگرایی وارد سینما شد.

البته باید ذکر کنیم که مبحث فرم سینمایی را نباید با موضوعات فلسفی‌ای که در پست‌مدرنیسم و مدرنیسم مطرح می‌شود خلط نماییم چون ممکن است برای نمونه مضمون اثری در باب پادآرمانشهر یا متروپلیس‌های پسامدرن باشد اما ساختار ریتمیک و روایی اثر بر مبنای فرم کلاسیک باشد؛ پس در وهله‌ی نخست منظور ما الفبای ساختاری فیلمیک است.

فرم پست‌مدرن در راستای همان تعریفی که در باب کلاسیک و مدرن داشتیم، قواعد مختص خود را داراست. در آثار پست‌مدرن مضمون و نوع داستانگویی بر مبنای ضدپیرنگ بنا می‌شود به طوری که ما در کلیت با داستانی پر از رکود و ضد و نقیض‌های دراماتیک طرفیم. قله‌های تماتیک در نقطه‌ی مرکزی بدون مقدمه‌پردازی‌ای شروع گشته و بیشتر درگیر دو فاز داستانی است. در قسمت تکنیک و میزانسن‌دهی اساساً با نوعی آوانگاردیسم تکنیکی و اختلاط بی‌رویه و آنارشی ژانرها طرفیم.

در فرم پست‌مدرن با دو گزینه‌ی پیشبرد درام طرفیم:

– شاخه‌ی غیرخطی:

در این نوع روایت با آثار ضدقصه و حتی ضدپرسوناژ طرفیم و فیلم پر است از ابهام چندگانه سوبژکتیو و ابژکتیو. شروع فرم پست‌مدرن بیشتر با این الگوریتم استارت می‌خورد مانند آثار آلن رنه (سال گذشته در مارین باد، موریل: زمان رجعت)، بونوئل (جذابیت پنهان بورژوازی، شبح آزادی)، برگمان (پرسونا)، آنتونیونی (آگراندیسمان)، لینچ (بزرگراه گمشده، بلوار مالهالند)، فون‌تریه (عنصر جنایت، داگویل)، گاسپار نوئه (برگشت ناپذیر، ورود به خلا).

فرم پست مدرن

– شاخه‌ی ارجاع کلاسیکی:

این نوع سینما با داشتن یک خط داستان، به موضوعات ابزورد و کمدی‌های پوچ و وضعیت‌های جفنگ می‌پردازد و دائماً به سنت سینمای کلاسیک ارجاع می‌زند، مثلاً یکدفعه فیلم وارد ژانر کمدی کلاسیک گشته اما ناگهان در دل همان کمدی، روایت تغییر لحن داده و نوآر یا ترسناک می‌شود و فیلمساز در این قسم از روایت با همه چیز و همه‌ی نوستالژی‌ها شوخی می‌کند.

فرم پست مدرن

نمونه‌ی بارزش فیلم «بیل را بکش»، «داستان‌های عامه پسند»، «حرامزاده‌های لعنتی» تارانتینو یا برخی از آثار برادران کوئن است. در همین راستا نوع پردازش ابزوردیسم (فضای جفنگ) که اساساً از نمایشنامه‌های ساموئل بکت و هارولد پینتر و ادوارد آلبی نشئت گرفته و یکی از نخستین مولفه‌های پیش‌رونده‌ی ضدپیرنگی در ادبیات نمایشی پست‌مدرنیسم است، در فرم روایی آثار این چنینی در سینما، کلیت فرم پست‌مدرن در این شاخه را می‌سازد. بهترین نمونه‌ی بارز سینمای اختلاطی و آنارشی روی اندرسون و جیم جارموش است.

نوشته اصطلاحات سینمایی (۶) – فرم پست مدرن اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.

source https://mag.filmgardi.com/%d8%a7%d8%b5%d8%b7%d9%84%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c-6-%d9%81%d8%b1%d9%85-%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86/

نگاهی به کارنامه لیلا حاتمی – درخشش مستمر دختر سینما

لیلا حاتمی که حالا نزدیک به سی سال تجربه مداوم بازیگری در سطح اول سینمای ایران را پشت سر خود می‌بیند، قبل از هر چیز، به واسطه ظاهر انعطاف‌پذیر و چهره گریم‌خورش، مورد توجه سینمای ایران قرار گرفته است. او در مقام یک بازیگر حرفه‌ای کاملا از فیزیک بدنی خود مراقبت می‌کند تا امکان ایفای نقش‌های متنوع را داشته باشد؛ ضمن این‌که چهره معصوم و صورت طبیعی او نیز امکان اجرای طیف گسترده‌ای از نقش‌ها را برای حاتمی به ارمغان آورده است. به همین دلیل است که در کارنامه لیلا حاتمی هم نقش‌های اصطلاحا شیکی مثل «مردی بدون سایه» و «در دنیای تو ساعت چند است» به چشم می‌خورد و هم بازی کاراکترهایی از طبقات پایین اجتماع مانند «سالاد فصل» و «رگ خواب» را به نحوی شایسته جلوی دوربین برده. در این میان اما، او بیشتر از هر نقشی، در کاراکترهای ظاهرا ساده اما باطنا عمیق زنان طبقه متوسط، درخشان و توانمند ظاهر می‌شود که بی‌راه نیست اگر شاخص‌ترین نمونه نقش‌آفرینی حاتمی در این قبیل آثار را فیلم ماندگار «جدایی نادر از سیمین» بدانیم.

لیلا حاتمی در فیلم جدایی نادر از سیمین
پرهیز از تکرار، مهم‌ترین خصلت بازیگری لیلا حاتمی است و بازیگری که در سال‌های متمادی فعالیتش در سینما ممکن بود راه کلیشه شدن را در پیش بگیرد، با انتخاب‌های درست و به موقع حیات خودش در سینما را استمرار بخشیده و تا به امروز همیشه برگ برنده تازه‌ای برای رو کردن داشته است. دقت در انتخاب نقش‌ها به او این اجازه را داده که تهدید تکراری شدن را به فرصت همدلی برانگیز بودن مبدل سازد. ماجرا از این قرار است که لیلا حاتمی سال‌هاست یک چهره شناخته شده و آشنا برای مخاطبان سینمای ایران محسوب می‌شود؛ اما او همیشه با هوشمندی این آشنایی را سکوی پرتابی برای خلق یک شخصیت جدید قرار می‌دهد و با اضافه کردن جزئیات تازه به کاراکترهای سینمایی، از ارتباط عاطفی خودش با مخاطب استفاده می‌کند.

اگرچه مثل هر بازیگر دیگری، نقش‌های متوسط هم در کارنامه بازیگری لیلا حاتمی وجود دارند و بارها پیش آمده که فیلم‌های با نقش‌آفرینی او با استقبال کم مردم روبرو شده‌اند؛ اما این بازیگر کارکشته سینمای ایران، اغلب درست در زمانی که خطر به تکرار افتادنش وجود دارد، با یک انتخاب آگاهانه و دقیق، جایگاه خودش را در سینمای ایران مستحکم می‌کند. اوایل دهه هشتاد و زمانی که با چند انتخاب متوسط، به نظر می‌رسید لیلا حاتمی در سراشیبی نزول قرار گرفته، با ایفای نقش نرگس در فیلم خوش‌ساخت «ارتفاع پست» ابراهیم حاتمی‌کیا و ارائه آن مونولوگ فراموش‌نشدنی در هواپیما، ظرفیت‌های خودش را به سینمای ایران یادآوری کرد.

لیلا حاتمی در ارتفاع پست
در میانه‌های دهه هشتاد، با اجرای تر و تمیز نقش شکوه در «بی‌پولی» حمید نعمت‌الله شمه تازه‌ای از توانایی‌هایش را به رخ کشید و چند سال بعد پس از سه چهار تجربه معمولی، در اثر تحسین شده مازیار میری، یعنی «سعادت‌آباد»، نشان داد که هنوز یک گل از صد گلش هم شکوفا نشده.

به پشتوانه تلاقی انتخاب‌های درست و به موقع با اجراهای پرظرافتش، حالا طاقچه خانه و فهرست افتخارات لیلا حاتمی هم خود یک حکایت مجزاست؛ لیست متنوع و قابل افتخاری که با حدود ده جایزه بازیگری از چهار رویداد سینمایی اصلی در ایران، چندین جایزه بین‌المللی بازیگری و انبوهی از نامزدی‌ها در جشنواره‌های مختلف، آذین بسته شده. او فقط در جشنواره فیلم فجر دوازده نامزدی سیمرغ، یک دیپلم افتخار برای فیلم «لیلا» اثر داریوش مهرجویی و دو سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اصلی زن برای «بی‌پولی» و «رگ خواب» حمید نعمت‌الله به دست آورده که دومی مشترک بوده است.

به علاوه، نگاهی به نقش‌های شاخص کارنامه کاری لیلا حاتمی نشان می‌دهد که او بازیگری کاملا حرفه‌ای و منعطف است که از پس همکاری با کارگردان‌های مختلف و نگاه‌های گوناگون به خوبی برآمده؛ از سبک محتوامحور حاتمی‌کیا گرفته تا کیمیایی و مهرجویی باتجربه و فرهادی صاحب‌سبک در سطح جهان، لیلا حاتمی همیشه با حرفه‌ای‌گری وظیفه خود را در فیلم‌هایی با جهان‌های جدا از هم به خوبی انجام داده است. او حتی زمانی که بر سر ادامه همکاری با فریدون جیرانی در سریال «نهنگ آبی» به مشکل خورد هم با سعه صدر و بدون این‌که حواشی ایجاد شده لطمه‌ای به کل مجموعه بزند، جدایی توافقی را انتخاب کرده و با حفظ احترام متقابل از این پروژه کنار کشید.

لیلا حاتمی در فیلم رگ خواب
یکی از خبرهای داغ و ویژه سینما در هفته‌های اخیر به انتخاب لیلا حاتمی برای فیلم جدید ترنس مالیک، کارگردان شهیر و پرافتخار سینمای جهان، اختصاص داشت. اگرچه منشاء این خبر به سایت IMDb بازمی‌گردد و هنوز توسط عوامل فیلم «آخرین سیاره» رسما اعلام نشده؛ اما با توجه به این‌که گفته شده بود حاتمی نقش مریم مجدلیه در این فیلم را پذیرفته است، احتمال صحت آن اصلا کم نیست، چرا که چهره معصوم حاتمی کاملا برای ایفای این نقش مناسب به نظر می‌رسد. از سوی دیگر، با توجه به گسترش فعالیت‌های بین‌المللی پیمان معادی و شهاب حسینی در سال‌های اخیر که با حاتمی در فیلم «جدایی نادر از سیمین» همراه بودند، انتخاب شدن او برای ایفای نقش در آثار جهانی چندان دور از ذهن نیست و این فیلم می‌تواند نقطه عطفی در کارنامه سینمایی لیلا حاتمی باشد.

نوشته نگاهی به کارنامه لیلا حاتمی – درخشش مستمر دختر سینما اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.

source https://mag.filmgardi.com/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%84%db%8c%d9%84%d8%a7-%d8%ad%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%b4%d8%b4-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%85/

طراحی یک سایت مانند این با استفاده از WordPress.com
شروع کنید