نقد فیلم سر به مهر ساخته هادی مقدم دوست؛ دغدغه بی اثر

امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

«سر به مهر» نخستین فیلم بلند سینمایی هادی مقدم‌دوست است که به تنهایی آن را کارگردانی کرده. مقدم‌دوست که بیشتر سابقه نویسندگی فیلمنامه و همکاری با حمید نعمت‌الله را داشته، این بار خود در مقام کارگردان، در صدد ساخت فیلمی مذهبی بر آمده است.

فیلم مذهبی، نامی است که خود کارگردان برای توصیف فیلمش از آن استفاده کرده و بارها به این موضوع اشاره کرده است که قصد ساخت فیلمی درباره نماز را داشته است. ساختن فیلم مذهبی و پرداختن به موضوع بزرگی چون نماز که عده زیادی از مردم کشور به عنوان یکی از ارکان اصلی زندگی به آن اعتقاد دارند و آن را به طور منظم انجام می‌دهند، کار دشواری است و اگر دغدغه فیلمساز در برخورد با موضوعی این‌چنین بزرگ و بی‌انتها که هر کسی می‌تواند برداشت متفاوتی از آن داشته باشد، مشخص نباشد، قطعاً اثر دچار آفتی خواهد شد که بسیاری از فیلم‌های سینمای ما در این سال‌ها و حتی در گذشته نیز دچارش بوده‌اند. این که از دغدغه/مضمون به فیلم برسیم نه اینکه تلاشی انجام شود تا موضوع به مضمون تبدیل شود و سپس با استفاده از ابزاری سینمایی و بیان تصویری و شخصیت‌سازی و یا تعریف قصه، بتوان دغدغه/مضمون را به بهترین شکل بیان کرد و آن‌گاه در قالب فیلم آن را نمایش داد.

فیلم سر به مهر

اتفاقی که دقیقا در فیلم «سر به مهر» در حال رخ‌دادن است و فیلم چون دغدغه/مضمون بزرگی را انتخاب کرده و موضعش را دقیقا در قبال چنین مضمونی برنگزیده، پس قطعاً نمی‌تواند حرفش را به درستی بیان کند و چون از لحاظ بصری نیز در پایین‌ترین کیفیت ممکن قرار دارد و شاید در بهترین حالت بتوان تصاویر فیلم را به عنوان یک اثر تلویزیونی پذیرفت، پس کلیت اثر نیز قابل قبول نخواهد بود.

«سر به مهر» با تصاویر وبلاگ‌نویسی دختری تنها آغاز می‌شود که با هم‌خانه‌اش زندگی می‌کند، اما تنهایی را بیشتر دوست دارد. معرفی شخصیت از طریق وب‌نوشته‌های او انجام می‌شود و همزمان صدای شخصیت روی همین نوشته‌ها بیننده را با او آشنا می‌کند. تمهید ساده و سطحی فیلمساز برای معرفی شخصیت‌اش که کارکردی درست در فیلم نمی‌یابد و وب‌نوشته‌های او به هیچ‌وجه نمی‌توانند به درستی شخصیت او را برای بیننده واکاوی کنند چون فیلم از ابتدا با چنین فکری برای معرفی شخصیت آغاز می‌شود، در ادامه مسیر راه دیگری را برای معرفی بیشتر او انتخاب نمی‌کند و این گنگ بودن شخصیت با توجه به کمبودهای فراوان فیلم در ایجاد میزانسن درست و دستیابی به یک فضای مناسب برای معرفی و جا انداختن بهتر شخصیت اصلی‌اش، بسیار به چشم خواهد آمد.

فیلم سر به مهر

اینکه چرا این دختر تا کنون تنها مانده و چرا تا این حد رابطه‌اش با همه سرد است و دچار رفتارهای نادرست فراوانی است، سوالاتی هستند که فیلم آن‌ها را مطرح می‌کند، اما توان پاسخگویی ندارد. اما مهم‌ترین موضوع فیلم این است که از جایی به بعد دغدغه این دختر با همه مشکلاتش که البته ما آن‌‌ها را به درستی درک نمی‌کنیم، این است که او می‌خواهد نماز بخواند، اما نمی‌تواند در مقابل دیگران این کار را انجام دهد.

در مواجهه با چنین موضوع و البته چرخش ناگهانی و بی دلیل در فیلم (ما به عنوان بیننده به هیچ‌وجه متوجه نمی‌شویم که این شخصیت چرا چنین تصمیمی می‌گیرد و چرا در انجامش این چنین سست است) دو سوال مهم به وجود می‌آید: نخست اینکه این دختر چرا و تحت چه شرایطی تا کنون نماز نمی‌خوانده و چرا  و تحت چه شرایطی اکنون تصمیم گرفته نماز بخواند و دوم اینکه حال که چنین تصمیمی گرفته چرا این‌چنین سردرگم است و در  انجامش سستی نشان می‌دهد.

فیلم سر به مهر

سوالات بسیار مهمی که در برخورد با چنین موضوع مهمی باید پاسخ داده شوند، اما فیلم نه به درستی آن‌ها را مطرح می‌کند و نه  هیچ‌گونه پاسخ منطقی‌ای برای آن‌ها به میان می‌آورد. بلکه تنها کاری که انجام می‌دهد این است که یک بار برای خواندن نماز دختر را به فرودگاه و یک بار هم به برج میلاد می‌برد. و تنها چیزی که می‌توان از این دو سکانس برداشت کرد این است که در  شهر هیچ مسجدی وجود ندارد.

دقیقاً فیلم همین‌قدر سطحی به مساله نگاه کرده است. و یا نماز را به عنوان یک عبادت بزرگ و اصلی به درخواست دختر برای ازدواج تقلیل داده است (حال آنکه او مشکلات به مراتب بزرگتری نیز دارد). و همه این‌ها باعث شده‌اند تا فیلم  نه درباره دختری تنها باشد، نه درباره آسیب‌های اینترنت، نه درباره عبادت درست و نه درباره پناه بردن به خدا در سخت‌ترین شرایط ممکن. بلکه فیلمی باشد با کم‌مایه‌ترین تصاویر ممکن که گویی با دوربینی معمولی و بدون کوچکترین تکنیکی برداشته‌ شده‌اند و در عین حال مضمونی مهم را نیز به قهقرا برده و اتفاقاً کارکردی برعکس در بیان حرفی آموزنده پیدا کرده است و به جای اینکه بتواند از فواید نماز به خصوص در زمان تنهایی و مشکل بگوید، تنها توانسته نماز را به کمترین خواسته‌های انسانی تقلیل دهد و مردم اطراف این شخصیت را انسان‌هایی بی‌دین و به دور از نماز معرفی کند.

فیلم سر به مهر

موضوعی که باز هم مشخص نمی‌شود، اینکه چرا شخصیت اصلی از نماز خواندن در مقابل دوست و برادر دوست‎اش می‌ترسد، در حالی که از آن‌ها چیز خاصی مبنی بر دور بودن از این موضوع نشان داده نمی‌شود و اگر هم دختر مطمئن است که آن‌ها با چنین موضوعی مشکل دارند، چرا رابطه‌اش را با آن‌ها ادامه می‌دهد و قصد ازدواج نیز دارد.

در نهایت «سر به مهر» فیلم کم‌مایه‌ای در همه فاکتورهاست. نه فیلمنامه درست و قابل اعتنایی دارد، نه می‌تواند موضوعش را به مضمون و یا حتی دغدغه تبدیل کند و نه می‌تواند به شکل درستی از بیان سینمایی برسد.

نوشته نقد فیلم سر به مهر ساخته هادی مقدم دوست؛ دغدغه بی اثر اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.

source https://mag.filmgardi.com/%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%87%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%9b/

ده فیلم برتری که استودیوهای فیلمسازی در آن به نظر طرفداران خود گوش دادند   

ده فیلم برتری که استودیوهای فیلمسازی به نظر طرفداران گوش دادند، باشد که صدایتان شنیده شود! گاهی، آنها واقعاً گوش می‌دهند. در این فهرست، ما به دنبال ده فیلم برتری می‌گردیم که استودیوهای فیلمسازی به حرف طرفداران‌شان گوش دادند. شمارش معکوس ما شامل «جنگ ستارگان: خیزش اسکای واکر»، «سونیک خارپشت»، «فراتر از پیشتازان فضا»، «چهار شگفت‌انگیز» و چند فیلم دیگر می‌شود! باشد که صدایتان شنیده شود! گاهی، استودیوهای فیلمسازی واقعاً گوش می‌دهند.

امروز شمارش معکوس ده فیلم برتری را به شما ارائه می‌کنیم که استودیوهای فیلمسازی به حرف طرفداران‌شان گوش دادند. در این فهرست، ما نگاهی به نمونه‌های مختلفی می‌اندازیم که استودیوهای فیلمسازی به حرف طرفداران یا مخاطبان آزمایشی خود گوش دادند و فیلم را مطابق با خواسته‌های آنها تغییر دادند. ما لزوماً نمی‌گوییم که این تغییرات باعث بهتر شدن محصول نهایی شدند. فقط ده فیلمی که استودیوهای فیلمسازی به مطالبات طرفداران، خوب یا بد، گوش دادند.

شماره‌ی ۱۰: اصل و نسب ری
«جنگ ستارگان: خیزش اسکای واکر» (۲۰۱۹)

اغلب «نیرو بر می‌خیزد» را تکرار «امیدی جدید» دانسته‌اند اما این فیلم سؤالات جالبی به وجود آورد – در درجه‌ی اول، در رابطه با اصل و نسب ری. در «نیرو بر می‌خیزد»، «ری» یک زباله جمع کنِ ساده است که گذشته‌ی پر رمز و رازی دارد و بسیاری از تماشاچیان خیلی زود به این نتیجه رسیدند که اصل و نسب اسرارآمیز او باید چیز مهمی باشد.

فیلم جنگ ستارگان خیزش اسکای واکر

اما، «ریان جانسون» همه چیز را خراب کرد و پدر و مادر ری را افرادی معمولی و بی‌اهمیت قرار داد که در ازای «پول مشروب»، او را در جاکو رها می‌کنند. ریسک بزرگی بود که نتیجه‌ی خوبی نداد. طرفداران عصبانی بودند و به همین دلیل او در «خیزش اسکای واکر» به نوه‌ی امپراتور «پالپاتین» تبدیل شد. می‌بینید؟ او را در ازای پول مشروب، نفروختند – در واقع سعی داشتند از او در برابر پدربزرگ شرورش محافظت کنند! ارزش یک فرد ممکن است به همین راحتی تغییر کند….

شماره‌ی ۹: تدوینی متفاوت
«رفقای خوب» (۱۹۹۰)

گاهی تماشاچیان آزمایشی در واقع می‌دانند چه می‌گویند! البته، همیشه نه، فقط گاهی. خوشبختانه، آنها بودند که باعث شدند پرده‌ی آخرِ دیوانه‌وار «رفقای خوب» به وجود بیاید. در پرده‌ی آخر فیلم، «هنری» بر اثر اعتیاد شدید به کوکائین، بی‌خوابی، و پارانویای بی‌امان، در هم می‌شکند.

فیلم رفقای خوب

تماشاچیان آزمایشیِ تدوین اولیه، معتقد بودند این سکانس‌ها بیش از حد طولانی هستند، پس «اسکورسیزی» و تدوینگر «تلما شونمیکر» سرعت تدوین را بالا بردند و برش‌های پرشی مشهور فیلم را به آن اضافه کردند. نتیجه فوق‌العاده بود – یک سکانس دیوانه‌وار با ضرباهنگی سریع که تماشاچی را در فضای ذهنی معتاد و پارانوئید هنری اسیر می‌کند.

شماره‌ی هشت: لغو جواز
«جواز قتل» (۱۹۸۹)

به نظر می‌رسد همه به جز طرفداران دو آتشه‌ی «جیمز باند»، فیلم‌های «تیموتی دالتون» – «روزهای روشن زندگی» و «جواز قتل» محصول ۱۹۸۹ –  را فراموش کرده‌اند. «جواز قتل» نام با مسمایی است زیرا این فیلم، تیر و تارترین و خشونت‌بارترین فیلم سری «باند» است که تا به حال ساخته شده است.

فیلم جواز قتل

اما باورتان می‌شود که چیزی نمانده بود نام فیلم را «لغو جواز» بگذارند؟ نام اولیه‌ی فیلم همین بود و «ام جی‌ ام» حتی پوسترهای فیلم را با نام ««لغو جواز» آماده کرده بود. اما طرفداران از آن نام راضی نبودند و عنوان فیلم باعث سردرگمی آنها شده بود، زیرا فکر می‌کردند «لغو جواز» به معنای جواز رانندگی باند است! «ام جی ام» اعتراضات خشماگین طرفداران را شنید و عنوان فیلم را به «جواز قتل» تغییر داد. حالا دیگر هیچکس با شنیدن اسم فیلم، آن را با جواز رانندگی اشتباه نمی‌گیرد!

شماره‌ی ۷: اسکات با رامونا می‌رود
«اسکات پیلگریم در برابر دنیا» (۲۰۱۰)

قبل از آنکه نوشتن رمان «اسکات پیلگریم» به قلم «برایان لی اومالی» به پایان برسد، «ادگار رایت» از روی آن یک فیلم ساخت و مثل یک داستان دیگر که قبل از تمام شدن، به فیلم تبدیل شد؛ اینجا هم پایان داستان با نارضایتی و جنجال بسیاری همراه گردید. در پایان اولیه‌ی فیلم «ادگار رایت» و «مایکل باکال»، اسکات، رامونا را رها می‌کند و دوباره رابطه با «نایوز» را از سر می‌گیرد.

فیلم اسکات پیلگریم در برابر دنیا

این پایان موجب نارضایتی طرفداران شده بود اما در جولای ۲۰۱۰ وقتی که اومالی فصل آخر داستان «اسکات پیلگریم» را منتشر کرد، اوضاع بدتر شد. در پایان داستان او، اسکات دوباره با رامونا ملاقات می‌کند و با او همراه می‌شود. ادگار رایت که پایان داستان اومالی را بهتر می‌دانست و از واکنش‌های منفی به پایان داستان خودش دلسرد شده بود، تصمیم گرفت پایان فیلم خود را مطابق با پایان داستان کتاب مصور تغییر دهد.

شماره‌ی ۶: «پیشتازان فضا» بیشتر شبیه پیشتازان فضا می‌شود
«فراتر از پیشتازان فضا» (۲۰۱۶)

دو فیلم اول مجموعه‌ی بازسازی شده‌ی  «پیشتازان فضا» قطعاً بد نبودند اما چندان شبیه «پیشتازان فضا» نبودند. فیلم‌های پرفروش اکشن بودند. فیلم‌های پروفروش اکشن بسیار خوش ساختی بودند، بله، اما «پیشتازان فضا» هیچوقت ربطی به اکشن نداشت. نویسنده «جی دی پین» گفت فیلمنامه‌اش «دوباره به حس اکتشاف و شگفتی» که ویژگی اصلی فیلم‌های «پیشتازان فضا» بودند، برگشته است.

فیلم فراتر از پیشتازان فضا

با این وجود، «سیمون پگ» به گروه فیلمسازی پیوست تا فیلم را دلپذیرتر کند، زیرا «استودیو نگران بود که شاید فیلم بیش از حد شبیه پیشتازان فضا شده باشد.» روی هم رفته، اگر کیفیت فیلم و ساده‌انگارانه فیلمنامه را کنار بگذاریم، نمی‌توان انکار کرد که «فراتر از پیشتازان فضا» قطعاً بیشتر از «به سوی تاریکی» به پیشتازان فضا شباهت دارد.

شماره‌ی ۵: کنار گذاشتن «ویکتور دوماشوف»
«چهار شگفت‌انگیز» (۲۰۱۵)

طرفداران کتاب‌های مصور واقعاً به جزئیات داستان کتاب‌ها اهمیت می‌دهند. برای مثال، «چهار شگفت‌انگیز». قبل از اینکه فیلم اکران شود (یعنی قبل از اینکه بفهمیم فیلم یک کُپه آشغال است)، شایعه شده بود که نام واقعی «دکتر دووم»، «ویکتور دوماشوف» خواهد بود.

فیلم چهار شگفت‌ انگیز 2015

این شایعه واکنش‌های منفی بسیاری را برانگیخت و طرفداران اصرار داشتند که نامی که در کتاب مصور بود، «ویکتور ون دووم»، اینجا هم حفظ شود. فاکس نظر طرفداران خشمگین خود را پذیرفت و با فیلمبرداری‌های مجدد، نام ویکتور را مطابق کتاب مصور، تغییر داد. اما این موضوع اهمیت چندانی نداشت. چون فیلم به تغییراتی بسیار بیشتر از یک تغییر نام نیاز داشت.

شماره‌ی ۴: وارد کردن زنومورف
«بیگانه: کاوننت» (۲۰۱۷)

وقتی که «کاوننت» اکران شد، مدتها بود که سری فیلم‌های «بیگانه» از رونق افتاده بودند. چند دهه بود که یک فیلم «بیگانه» واقعی و ترسناک ندیده بودیم، زیرا «رستاخیز» یک فیلم درجه دو، مسخره و مزخرف بود و «پرومتئوس» هم بیش از حد رنگ و بوی فلسفی داشت. «ریدلی اسکات»، کارگردان این قسمت، در سال ۲۰۱۴ به یاهو گفت قرار است زنومورف را کنار بگذارد.

فیلم بیگانه کاوننت

اما، واکنش منفی و خصمانه به «پرومتئوس» باعث شد در تصمیمش تجدید نظر کند. در نتیجه، ریدلی اسکات و نویسنده «جان لوگان» تصمیم گرفتند ریشه‌های وحشتناک سری بیگانه را به «بیگانه: کاوننت» برگردانند. فیلمنامه چند بار بازنویسی شد تا زنومورف به داستان برگردد و «بیگانه: کاوننت» به ترکیب آشنایی از هیجان‌های قدیمی و تفکرات فلسفی تبدیل شود.

شماره‌ی ۳: دنیای سینمایی دی سی دیگر خیلی تیره نخواهد بود
«دنیای سینمایی دی سی» (۲۰۱۳-)

می‌دانیم دنیای سینمایی دی سی می‌خواست چه کاری انجام بدهد و به خواست آن احترام می‌گذاریم. اما تلاشش موفقیت‌آمیز نبود. دی سی برای رقابت با فیلم‌های سبک‌تر «مارول»، سه فیلم تیره و تار، افسرده کننده و ناامید کننده‌ی «مرد پولادین»، «بتمن در برابر سوپرمن» و «جوخه‌ی خودکشی» را ساخت.

دنیای سینمای دی سی

این سه فیلم هرچند نهایتاً به سوددهی رسیدند اما در گیشه فروش خوبی نداشتند، و مشخص شد که عموم تماشاچیان از سبک فیلم‌های دنیای سینمایی دی سی لذت نمی‌برند. و به همین دلیل سبک فیلم‌هایشان را تغییر دادند. بعد از «جوخه‌ی خودکشی»، فیلم سبک‌تر و مقبول‌تر «زن شگفت‌انگیز» ساخته شد و سپس فیلم‌های «آکوامن» و «شزم!» و حتی «لیگ عدالت» به سبک فیلم‌های مارول، طنازتر و رنگارنگ‌تر از فیلم‌های تیره و تار قبلی ساخته شدند، استودیو به وضوح تلاش داشت فیلم‌های خانوادگی، دوستانه و ملموس‌تری بسازد.

شماره‌ی ۲: کم کردن نقش جار جار
سه گانه‌ی پیش درآمد «جنگ ستارگان» (۲۰۰۵ – ۱۹۹۹)

طرفداران امروزی ممکن است از «آخرین جدای» ناراضی باشند اما این نارضایتی قابل مقایسه با خشم عمیق آنان از «تهدید شبح» و «حمله‌ی کلون ها» نبود. این فیلم‌ها مسخره و بی‌معنی بودند و بخش عمده‌ی سرزنش‌ها مستقیماً نصیب یک شخصیت خاص شد – جار جار بینکسِ بیچاره.

سه‌گانه پیش‌درآمد جنگ ستارگان

جار جار پس از «تهدید شبح» به منفورترین شخصیت دنیا تبدیل شد و اشتباهات وحشتناکش در «حمله‌ی کلون‌ها» هم کمکی به بهبود وضعیتش نکرد. بازیگر «احمد بست» به دلیل واکنش‌های منفی شدید، پیشنهاد کرد که «جرج لوکاس» در فیلم «انتقام سیت» جار جار را بکشد. به پیشنهاد او عمل نشد اما نقش جار جار به شدت کاهش پیدا کرد و صحنه‌های زیادی از این شخصیت از فیلم نهایی حذف گردید. 

شماره‌ی ۱: تغییر سونیک
«سونیک خارپشت» (۲۰۲۰)

مدت زیادی انتظار کشیدیم اما بالاخره در سال ۲۰۱۹ اولین تصاویر از فیلم «سونیک خارپشت» منتشر شد. ولی … خوب نبود. بیایید جدی باشیم، مدت‌هاست که طرفداران «سونیک» سطح انتظارات خود را پایین آورده‌اند. اما حتی پایین‌ترین انتظارات هم نمی‌توانست ما را برای رویارویی با آنچه پیش رویمان قرار گرفت، آماده کند.

فیلم سونیک

همه از طراحی سونیک انسان نما متنفر بودند، و واکنش‌ها به ویدئوی تبلیغاتی سونیک در یوتیوب به شدت منفی بود. این یک کابوس تبلیغاتی برای سگا و پارامونت بود و آنها فوراً دست به کار شدند تا جلوی خسارت‌های بیشتر را بگیرند. خیلی سریع اعلام کردند که طراحی سونیک را تغییر خواهند داد و در نتیجه فیلم دیرتر اکران خواهد شد و بله، طراحی جدید خیلی بهتر از قبلی بود. حداقل می‌دانیم که آنها برای راضی نگه داشتن طرفدارانشان تلاش می‌کنند.

نوشته ده فیلم برتری که استودیوهای فیلمسازی در آن به نظر طرفداران خود گوش دادند    اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.

source https://mag.filmgardi.com/%d8%af%d9%87-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%af%db%8c%d9%88%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af/

‌ ‌🎉 فیلم پر بازیگر رخ دیوانه…‌ ‌ ‌💥این فیلم داستان چند جوان است که در یک قرار اینترنتی با یکدیگر آشنا شده و به دنبال یک شوخی و شرط بندی در مسیری پیچیده و دلهره آور می‌افتند. مسیری که درک جدیدی از زندگی و اجتماع را برای هرکدامشان رقم می‌زند.‌ ‌ ‌ ‌⏯ دانلود و تماشای فیلم «رخ‌دیوانه»‌ ‌🔗 FilmGardi.com/p/036d‌ ‌ ‌♾ گردشی در دنیای فیلم و سریال 👇‌ ‌📽 @FilmGardi_com‌ #رخ_دیوانه #امیر_جدیدی #طنازطباطبایی #ساعد_سهیلی #صابر_ابر #نازنین_بیاتی #گوهر_خیراندیش #امیرمحمد_زند #فیلم_ایرانی #فیلم_گردی

View on Instagram https://ift.tt/2TF1q63

‌ ‌🎬 نام فیلم: راهزن‌ها (The Highwaymen)‌ ‌ ‌🗓 سال ساخت: 2019‌ ‌ ‌🎭 ژانر: جنایی – درام – معمایی – اکشن‌ ‌ ‌🌎 محصول: آمریکا‌ ‌ ‌👤 کارگردان: John Lee Hancock‌ ‌ ‌👥 بازیگران: William Sadler، John Carroll Lynch، W. Earl Brown، Kim Dickens، Dean Denton، Thomas Mann، Kathy Bates، Woody Harrelson‌ ‌ ‌🎙 دوبله فارسی‌ ‌ ‌🔺 مناسب برای سنین 17 سال به بالا‌ ‌ ‌⭐️ IMDb: 6.9/10‌ ‌‌ ‌‌📝 خلاصه داستان: پس از آنکه پلیس فدرال آمریکا در به دام انداختن یک زوج تبهکار آمریکایی به نام‌های «بانی پارکر» و «کلاید بارو» ناکام می‌‎ماند، دو مامور پلیس بازنشسته برای دستگیری آنها وارد عمل می‌شوند.‌ ‌ ‌⏯ دانلود و تماشای فیلم «راهزن‌ها»‌ ‌🔗 FilmGardi.com/p/b572‌ ‌ ‌♾ گردشی در دنیای فیلم و سریال 👇‌ ‌📽 @FilmGardi_com‌ #فیلم #معرفی_فیلم #فیلم_خارجی #پیشنهاد_فیلم #فیلم_جنایی #فیلم_اکشن #در_خانه_بمانیم #فیلم_گردی

View on Instagram https://ift.tt/39I87tJ

نقد فیلم ناهید به کارگردانی آیدا پناهنده؛ تاوان مادر بودن

امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

در سینمای اجتماعی ایران دو سنت تقریبا پایدار وجود دارد که فیلمسازان تازه‌کارتر را راه گریزی از آن نیست. یکی ژانر نکبت است که بن‌مایه‌اش را نمایش افراطیِ بدبختی و فلاک تشکیل می‌دهد، و دیگری سنت سینمای فرهادی است که حول و حوش دغدغه‌هایی نظیر نسبیت اخلاق، تاکید بر وجوه زن و … می‌گردد.

«ناهید» هم تا حدی در دام این سنت‌ها می‌افتد، اما توان بالا کشیدن خود را نیز دارد. چیزی که «ناهید» را از منجلاب ژانر نکبت رهایی می‌بخشد، مشخص بودن هدف و دیدگاه کارگردان است. پناهنده در این فیلم به دنبال تصویر کردن یک زن مطلقه ایرانی است که سعی در حفظ زندگی و فرزندش دارد.

فیلم ناهید

سوای از اینکه کارگردان در این بازنمایی به چه میزان موفق بوده است، حد نگه داشتن او در این بازنمایی، پرهیزش از سیاه‌نمایی و بازی نکردن با احساسات مخاطب، «ناهید» را از سایر فیلم‌های هم‌رده‌اش در جایگاه بهتری قرار می‌دهد. هرچند که «ناهید» خود را از ژانر نکبت می‌رهاند، اما با تمام تلاش‌های کارگردانش سایه سینمای فرهادی، به ویژه فیلم «جدایی نادر از سیمین»، بر سر فیلم سنگینی می‌کند. در «جدایی…» مسائلی همچون طلاق، دروغ، تربیت فرزند و بی‌پولی را با رگه‌هایی فمنیستی می‌بینیم که در «ناهید» عینا تکرار می‌شوند، اما اینجا بستر کاملا متفاوت است.

پناهنده داستانش را بسیار دیر شروع می‌کند. چیزی حدود چهل دقیقه از فیلم صرف فضاسازی، معرفی کاراکترها، گذشته آنها و ارائه یک جغرافیای محیطی قابل قبول می‌شود؛ برای همین فیلم بیش از حد طولانی شده است. ناهید(ساره بیات) مدتی است که از احمد(نوید محمدزاده) طلاق گرفته و با پسرش(میلاد حسین‌پور) زندگی می‌کند. او با این شرط که ازدواج نکند، توانسته حضانت فرزندش را از احمد بگیرد.

فیلم ناهید

ناهید در کل فیلم تنها یک خواسته دارد، آن هم مادر بودن است. او تحت هر شرایطی که شده می‌خواهد فرزندش زیر دستان خودش بزرگ شود و تمام تلاشش را هم در این راه می‌کند. در این بین یک دو راهی بر سراسر فیلم سایه می‌افکند؛ دو راهی مادر بودن یا همسر بودن است. یک دو راهی تلخ و گزنده که برآمده از جامعه‌ای است که در آن کفه عرف بر کفه حکم خدا سنگینی می‌کند.

یک زن مطلقه، برای حفظ آبرو حق ندارد ازدواج کند، اگر هم ازدواج کند از طرف همه ترد می‌شود. طنز ماجرا آنجاست که یکی از دلایل ناهید برای ازدواج با مسعود(پژمان بازغی) خودِ پسرش است، اما پسرش هم او را طرد می‌کند. مشکلاتی که بر سر ناهید می‌آید فقط و فقط تاوان او برای مادر بودن در یک جامعه بسته و سنتی است. ناهید در جایی می‌گوید:«توی چار دیواری نشستن و مادر بودن رو همه بلدن….». این دیالوگ، شاکله خواسته ناهید را نشان می‌دهد.

فیلم ناهید

اگر فیلمی بیش از حد طولانی باشد، و تاکید زیادی بر داستان‌سرایی و کاربرد تمهیداتی نظیر تعلیق، معما و غافلگیری نکند تا بتواند به یه روایت کاملا عینی دست یابد، انتظار داریم در چنین شرایطی با پرسوناژهایی کاملا پیچیده و چند بعدی روبه‌رو شویم؛ چیزی که حداقل در «ناهید» کمتر می‌توان آن را یافت. کاراکترهای مرد فیلم کاملا تخت و تک بعدی هستند. احمد، مسعود و امیررضا شخصیت‌های کاملا تیپیکالی هستند که با یک نظر به آنها می‌توان شناسنامه‌شان را خواند. حتی این مساله در مورد کاراکتر مسعود زمانی پررنگ‌تر می‌شود که گاهی اوقات در درک انگیزه‌ها و تغییر رویکردهایش ناتوان می‌مانیم. نمی‌توانیم بفهمیم چرا قولی که بابت گرفتن حضانت بچه به ناهید داده را عملی نمی‌کند؟ به چه دلیل برای حل مشکل این همه دست دست می‌کند؟ یا در پایان فیلم چطور نظرش عوض می‌شود؟ مسعود در بهترین حالت فقط شمایلی از یک مرد با محبت است، نه بیشتر و نه کمتر.

کاراکترهای زن فیلم هم دست کمی از کاراکترهای مرد فیلم ندارند و به جز شخصیت ناهید کاراکتر زن قابل توجه دیگری نداریم. با اینکه شخصیت‌پردازی ناهید از سایر کاراکترها قابل قبول‌تر است اما در اینجا هم مشکلاتی وجود دارد. دروغ‌های پی‌ در پی ناهید به هیچ طریقی قابل درک نیست. دروغ‌های متعددش به مسعود، آن هم در شرایطی که این دروغ‌ها بیشتر به ضرر وی تمام می‌شود، چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟ پناهنده که از سینمای تجربی و ساخت فیلم کوتاه به سینمای تجاری رسیده است، تجربیات گذشته‌اش تاثیر چشم‌گیری در «ناهید» داشته‌اند.

فیلم ناهید

تجربیاتی که پناهنده از کارهای قبلی بدست آورده است باعث شده تا ما در «ناهید» یک روایت با کمترین تپق سینمایی داشته باشیم. از سویی دیگر رئالیسم عینی فیلم و ریتم کند آن هم دالی بر همین موضوع‌اند.

یکی دیگر از نکات ستایش‌آمیز «ناهید» به نمایش کم‌نظیر جغرافیای شهری مربوط می‌شود. پناهنده با نماهای متعدد از یک شهر بندری کوچک، قهوه‌خانه‌ها، شرط‌بندی‌ها و مسابقات فوتبال، هویتی کامل از شهر را برایمان ترسیم می‌کند. در فیلم همچنین ساحل دریا به مثابه یک موتیف مکانی عمل می‌کند، چیزی که به خودی خود ارزشمند است. تصحیح رنگ تصویر فیلم در رساندن حس و حال این جغرافیای شهری نیز کم اهمیت نبوده است. در مجموع، «ناهید» فیلم خوش‌ساختی است با یک سری ایرادات جزئی در فیلمنامه که نشان از استعداد تحسین‌آمیز کارگردانش دارد.

نوشته نقد فیلم ناهید به کارگردانی آیدا پناهنده؛ تاوان مادر بودن اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.

source https://mag.filmgardi.com/%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%86%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%af%d8%a7-%d9%be%d9%86%d8%a7%d9%87%d9%86/

‌ ‌💥 داستان موجودات آبی رنگ و دنیای عجیب و غریب اسمورف ها‌ ‌ ‌🎉 توی دهکده اسمورف‌ها همه چیز در صلح و صفا و آرامش هست 😊‌ ‌ ‌⏯ دانلود و تماشای انیمیشن «اسمورف ها: دهکده گمشده»‌ ‌🔗 FilmGardi.com/p/ce1c‌ ‌ ‌♾ گردشی در دنیای فیلم و سریال 👇‌ ‌📽 @FilmGardi_com‌ #انیمیشن #اسمورف #معرفی_انیمیشن #کودک #نوجوان #در_خانه_بمانیم #فیلم_گردی

View on Instagram https://ift.tt/2Q61fia

نقد فیلم فورد در برابر فراری؛ نمایشی ضعیف از جیمز منگولد

امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

با نگاه به کارنامهٔ فیلمسازی «جیمز منگولد» – کارگردان شناخته شده و نامزد جایزهٔ اُسکار – ردپای فیلم‌هایی متنوع و مختلف را می‌توان به چشم دید: از کمدیِ عاشقانه/فانتزی «کیت و لئوپولد» تا وسترنِ «قطار سه و ده دقیقه به یوما»؛ از فیلم معمایی-جنایی «هویت» تا درام زندگینامه‌ای «راه رفتن روی خط»؛ از اکشنِ «شوالیه و روز» تا اکشن‌های ابرقهرمانی نظیر «ولورین» و «لوگان».

«فورد در برابر فراری» عنوان تازه‌ترین ساختهٔ جیمز منگولد است که جاه طلبی‌ها و ماجراجویی‌های او را در گونه‌های مختلف سینمایی ادامه می‌دهد؛ یک فیلم بیوگرافی دیگر از منگولد اما این بار – برخلاف راه رفتن روی خط – نه در دنیای موسیقی، که در سمت و سوی دنیای ورزش و مسابقات اتومبیل رانی که این کارگردان تلاش کرده گوشه چشمی به آن داشته باشد و در خلال آثار خود جایی به این زمینه نیز اختصاص دهد.

فیلم سینمایی فورد در برابر فراری

دو اثر قبلی جیمز منگولد به ترتیب «لوگان» و «ولورین» نام داشتند که هرکدام جزء فرانشیز مردان ایکس محسوب می‌شدند و به شخصیت کمیک بوکی ولورین می‌پرداختند. او پس از کمی جست و خیز در دنیای ابرقهرمانی و چند همکاری با هیو جکمن – که در بین بازیگرانش بیشترین همکاری را با او داشته است – در کار جدیدش، از کریستین بیل و مت دیمون در کنار خود استفاده کرده است. البته کریستین بیل پیش از این نیز – در سال ۲۰۰۷- در «قطار سه و ده دقیقه به یوما» ایفاگر نقش اصلی فیلم منگولد بوده است.

زمانی که از درام‌های ورزشی صحبت می‌شود، غالباً مسابقات اتومبیل رانی از مواردی به حساب می‌آید که همواره بر پردهٔ سینما حضوری کمرنگ داشته؛ دلایل آن می‌تواند خود عنوان بحثی جداگانه باشد اما شاید به این علت که تماشای ماشین‌هایی که چندین دور از مسیرهای طولانی عبور می‌نمایند، ممکن است در یک روایت سینمایی جذابیت‌های زیادی ایجاد نکنند و فیلمسازان در این رابطه – هم در شکل دادن به داستان‌هایشان و هم در گسترش آن‌ها – با محدودیت و مشکل مواجه شوند. «شتابِ» ران هاوارد از معدود موارد قابل ذکر است که با ارائهٔ فیلمنامه‌ای منسجم و گیرا از رقابت جذاب و هیجان برانگیز میان دو رانندهٔ فرمول یک، به فیلمی خوش ساخت و سرگرم کننده در این جایگاه نائل آمد؛ «فورد در برابر فراری» تلاش می‌کند تا به شکلی در راه «شتاب» قدم بردارد.

همانطور که از نام اثر می‌توان فهمید، جیمز منگولد در کار تازه‌اش داستان رقابت بین فورد و فراری را به تصویر درآورده است. ماجرای فیلم بر اساس شخصیت‌ها و رویدادهای واقعی شکل گرفته: دههٔ شصت میلادی زمانی بود که تیم فراری همواره در مسابقات مشهور ۲۴ ساعتهٔ لمانز پیشتازی می‌کرد و خود را در آن بی‌رقیب می‌دید. در همین حال هنری فوردِ دوم – مؤسس کمپانی خودروسازی فورد – و افرادش به این نتیجه رسیدند که با شرکت ایتالیاییِ فراری و بنیان‌گذار آن – انزو فراری – همکاری کنند؛ دو شرکت در آستانهٔ توافق قرار داشتند تا اینکه بر سر مسئله‌ای به مشکل برخوردند.

فورد در برابر فراری

این اتفاق سبب شد تا هنری فورد – که از پیروزی‌های پیاپی فراری در مسابقات به ستوه آمده بود – با به کارگیری هزینه‌های کلان و گماشتن افراد متخصص، دست به تولید خودروهایی بزند که توان رقابت با فراری را داشته باشند و بتوانند در مسابقات لمانز به برتری رسند؛ نتیجهٔ این تصمیم به پیروزی تاریخی تیم فورد در مسابقات سال ۱۹۶۶ منجر شد که کن مایلز (کریستین بیل) به عنوان راننده و کارول شلبی(مت دیمون) در مقام مسئول پروژه بیشترین نقش را در آن ایفا کردند.

این‌ها برگزیده‌ای بودند از همهٔ آنچه که در اثر رخ می‌دهد و با تمام صحبت‌ها باید گفت جیمز منگولد در «فورد در برابر فراری» با مشکلِ فیلمنامه روبرو است که در نتیجه باعث شده فیلم به اهداف خود دست پیدا نکند. جدی‌ترین ایراد کار، در قطب مخالف – یعنی فراری – دیده می‌شود؛ تصویری که «فورد در برابر فراری» از تیم فراری ارائه می‌دهد کاملاً در لانگ‌شات قرار دارد و ما چیز زیاد و قابل اعتنایی از آن شاهد نیستیم.

این موضوع بدین جهت اهمیت دارد که وقتی فورد تصمیم به رقابت با فراری می‌گیرد، تماشاگر چندان در این داستان دخیل نشده و در واقع می‌توان گفت آن حس رقابتِ موجود، برای ما ملموس نیست و نمی‌توانیم به آن نزدیک شویم. به عبارتی فیلمساز در اینکه رقابت فورد در برابر فراری را در قصه‌اش به مسئلهٔ مخاطب تبدیل کند، ناموفق عمل کرده و وقتی یک طرف قضیه ابداً ساخته نشده و غایب است، بعد‌تر نیز – در خط مسابقه – با صحنه‌هایی عملاً از دست رفته مواجه می‌شویم که قادر به تولید هیچ حسی – ناشی از هیجان و رقابت درون مسابقه – نیست.

فیلم سینمایی فورد در برابر فراری

جای تعجب ندارد که بگوییم آمریکایی‌ها در قالب پیروزی فورد در برابر رقیب ایتالیایی‌اش و با ارائهٔ تصویری دور ولی به هر صورت مغرور و خود بزرگ‌بین از تیم فراری، درصدد بهره‌برداری هستند تا برتری خود را به رخ کشند!

در این میان حتیٰ روی شخصیت‌ها نیز نمی‌توان حساب کرد؛ در فیلم با شخصیت‌هایی خنثیٰ همراه هستیم که در رأس آن‌ها کن مایلز و کارول شلبی قرار دارند. شلبی (با بازی بی حسِ مت دیمون) از مقطعی عملاً تنها چیزی بیش از این نیست که دست به سینه لب خط بایستد و رفت و آمد ماشین‌ها را نظاره کند!

«فورد در برابر فراری» با این مشکل روبرو است که شخصیت‌های خود را نمی‌شناسد و دوربین فیلمساز در اکثر مواقع قادر به همراهی با کاراکترها نیست و نمی‌تواند به آن‌ها اعتبار و جایگاه دهد. حتیٰ در بخش‌های ابتدایی شخصیت‌هایی را می‌بینیم که گویی فیلم به آن‌ها اعتبار بخشیده اما در ادامه بی‌اهمیت و بی‌تأثیر دیده می‌شوند.

فورد در برابر فراری

به این‌ها باید اضافه کرد رابطهٔ مایلز با همسر و فرزندش که می‌توانست به کیفیت اثر بهبود بخشد ولی نقش کمرنگ و بی‌اهمیتی برای آن درنظر گرفته شده و همچنین زمان طولانی‌ای که فیلم برای آن ظرفیت ندارد و اساساً یکی دیگر از مشکلات به حساب می‌آید.

همهٔ این‌ها «فورد در برابر فراری» را به اثری تبدیل کرده است که به سختی می‌توان از اشکالاتش چشم پوشی کرد.

نوشته نقد فیلم فورد در برابر فراری؛ نمایشی ضعیف از جیمز منگولد اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.

source https://mag.filmgardi.com/%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%81%d9%88%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%9b-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c-%d8%b6%d8%b9/

‌ ‌💥ناگفته‌هایی از پنجاه سال زندگی رهبر انقلاب‌ ‌ ‌♨️ مجموعه مستند «خامنئی» توسط گروه مستندسازی تلویزیون المنار به سیر زندگی مقام معظم رهبری از بدو تولد در سال ١٣١٨ تا انتصاب ایشان به رهبری در سال ١٣۶٨ می‌پردازد. در عین حال باید گفت که این زندگی‌نامه نیز نمایش همه چیز نیست و هنوز اسرار بسیاری باقی می‌ماند و این توضیحات نیز ناکام است.‌ ‌ ‌⏯ تماشا مستند «خامنئی»‌ ‌🔗 FilmGardi.com/p/a3fa‌ ‌ ‌♾ گردشی در دنیای فیلم و سریال 👇‌ ‌📽 @FilmGardi_com‌ #خامنئی #رهبر #رهبر_انقلاب #مستند #خامنه_ای

View on Instagram https://ift.tt/2VYL8Xf

‌ ‌🎉 «کروکودیل» منتشر شد…‌ ‌ ‌💥 اقتباسی از سريال برکینگ‌بد‌ ‌ ‌🎬 داستان فیلم «کروکدیل» روایت کیان به همراه دوستان جوانش است که می‌خواهند فراتر از کاری که انجام می‌دهند، ثروت بدست آوردند. این گروه جوان جهت رسیدن به ثروت با مشکلات قانونی زیادی روبرو می‌شوند. بنابراین تصمیم می‌گیرند تا راه‌های خلاف را امتحان کنند.‌ ‌ ‌🎦 بازیگران: کوروش تهامی، اندیشه فولادوند، الهه حصاری، افسانه چهره آزاد، حسین مهری، رضا یزدانی، علیرضا مهران، رامین پرچمی‌ ‌ ‌⏯ تماشای فیلم «کروکودیل» ‌ ‌🔗 FilmGardi.com/p/e612‌ ‌ ‌♾ گردشی در دنیای فیلم و سریال 👇‌ ‌📽 @FilmGardi_com‌ #کورش_تهامی #اندیشه_فولادوند #حسین_مهری #رضا_یزدانی #رامین_پرچمی #فیلم #فیلم_ایرانی #فیلم_جدید #دانلود #در_خانه_بمانیم #فیلم_گردی

View on Instagram https://ift.tt/2VZQuS0

‌ ‌🎉 «ایده اصلی» فیلم‌گردی، منتشر شد…‌ ‌ ‌🎬 فیلم «ایده اصلی» ماجرای یک پروژه تفریحی بزرگ در جزیره هندورابی است که با سرمایه گذاری مشترک یک شرکت اسپانیایی و طرف ایرانی به مناقصه گذاشته شده است. حال چند شرکت بزرگ پیمانکار ایرانی، از جمله دو شرکت متعلق به سعید (بهرام رادان) و رویا (مریلا زارعی) نیز جهت سود بردن از این پروژه با همدیگر رقابت می‌کنند.‌ ‌ ‌🎦 بازیگران: بهرام رادان، مریلا زارعی، پژمان جمشیدی، هانیه توسلی، مهرداد صدیقیان‌ ‌ ‌⏯ تماشای فیلم «ایده اصلی» ‌ ‌🔗 FilmGardi.com/p/9219‌ ‌♾ گردشی در دنیای فیلم و سریال 👇‌ ‌📽 @FilmGardi_com‌ #ایده_اصلی #فیلم #فیلم_جدید #بهرام_رادان #مریلازارعی #پژمان_جمشیدی #هانیه_توسلی #مهرداد_صدیقیان #فیلم_گردی

View on Instagram https://ift.tt/2Q1jCEO
طراحی یک سایت مانند این با استفاده از WordPress.com
شروع کنید