شاخص قیمتگذاری تولید محتوای متنی
فکر میکنم یکی از مهمترین چالشهایی که در حوزۀ تولید محتوا با هر نوع فرمت محتوایی (متن، ویدئو، عکس)، از قدیم تا همین امروز وجود داشته و روزبهروز در حال پررنگترشدن است، بحث «قیمتگذاریِ محتوا» است. در این نوشته مشخصاً میخواهم به بحث قیمتگذاری در تولید محتوای متنی بپردازم و به سایر فرمتهای محتوایی کاری ندارم. قرار است که چالشهای قیمتگذاری تولید محتوای متنی را بررسی کنم و ببینیم باید بهعنوان تولیدکنندۀ محتوای متنی (بلاگر، کپیرایتر، روزنامهنگار و…) چه کار کنیم. درنهایت، راهکار پیشنهادی خودم را برای قیمتگذاری میگویم.
این نوشته حاصل تجربیات فعالیت من از سال ۱۳۹۴ در حوزۀ محتوا، مخصوصاً محتوای متنی است. چندی پیش، در یک توییتر اسپیسز با حمیدرضا حسینی، مهسا جزینی، شکیبا شاملو، رامتین کریمی و یک وویسچت گروهی در تلگرام با امین اسماعیلی، سمیرا کیان، میلاد ماهیار، ندا سامانی، محمدعلی جنگروی، رضا مازندرانی، محمدرضا قاسمی و محمدمهدی باقری هم دربارۀ این موضوع صحبت کردیم که نکاتی از این گفتوگوها را نیز در این نوشته استفاده کردهام. قطعاً این نوشته کاملترین و جامعترین مطلب دربارۀ این موضوع نیست، ولی میتواند سنگ بنایی باشد تا فعالان این حوزه با استناد به این بلاگپست، مدلهای قیمتگذاری مدنظر خود را مطرح کنند تا به مدلی که بشود به آن گفت کاملترین و جامعترین، برسیم.
قیمتگذاری (Pricing) یکی از نقشهای مهم را در آمیختۀ بازاریابی (Marketing Mix) ایفا میکند؛ به این دلیل که وضعیت قیمت به تمامی بخشها مانند تولید، حاشیۀ سود و… مرتبط است. درنهایت، بخشی است که سبب کسب درآمد میشود. اهمیت قیمتگذاری آنقدر زیاد است که به هر دوره یا سرفصل مرتبط به بازاریابی نگاه کنیم، میبینیم که حداقل چند در سرفصل به این بحث پرداختهاند.
از طرف دیگر، خود قیمتگذاری فرایندی بسیار دقیق و حساس است که انجام آن به دخیلبودن متخصصهای مختلفی مانند مدیر بازاریابی، مدیر محصول و… یک شرکت نیازمند است تا بتوانند همۀ جوانب کار را بسنجند و بهترین قیمت را برای یک محصولی در نظر بگیرند.
حالا ما که شرکت نیستیم و قرار است بهعنوان یک فریلنسر برای محصولمان که همان محتوای متنی است قیمتگذاری کنیم، احتمالاً با چالش بزرگی روبهرو میشویم: اینکه ما بهطور همزمان، هم دانش مدیر بازاریابی و هم دانش مدیر محصول و… را نداریم. در این شرایط بهترین کار این است که یک حداقلهایی را از مبحث قیمتگذاری بدانیم تا بتوانیم همۀ جوانب کار فریلنسری را در نظر بگیریم و براساس آن شاخصها، برای محصولمان (محتوای متنی) قیمتگذاری کنیم.
اینکه میگویم همۀ جوانب کار فریلنسری را برای خودمان در نظر بگیریم، یعنی موضوع خیلی شخصی است و متغیرهای این موضوع برای هر شخص میتواند متفاوت باشد. مثلاً یک فریلنسر میتواند بگوید:
چون من دهها فیلم تخصصی در حوزۀ آرایشی و بهداشتی دیدم، ۱۰ سال سابقۀ کار در آرایشگاه را دارم و میخواهم بهصورت ماهانه ۱۰درصد از حقوق ماهانهام را به توسعۀ فردی در حوزۀ آرایشی و بهداشتی اختصاص بدهم، خوب است که قیمت محتوایی را که تولید میکنم x تومن بگذارم.
یا مثلاً یک فریلنسر دیگر میتواند بگوید:
«چون تازهکار هستم و سابقۀ کاری ندارم، میخواهم سابقۀ کاری برای خودم درست کنم، پس با هر قیمتی حاضرم کار کنم تا به آن تجربۀ لازم برسم.
پس میبینیم که دغدغههای زندگی کاری و شخصی هر فریلنسر میتواند درنهایت روی تصمیمگیریاش برای قیمتگذاری محتوای متنیاش تأثیر بگذارد.
فقط برای اینکه سرنخ بگیرید، پیشنهاد میکنم ابتدا کتاب استراتژی قیمتگذاری اثر رید هولدن (Reed K. Holden) را تهیه و مطالعه کنید. اگر هم نتوانستید تهیه کنید، این قسمت پادکست قاف را که مائده قربانی دربارۀ قیمت و استراتژیهای قیمت صحبت میکند، گوش کنید، ۳۰ دقیقه هم بیشتر نیست. بعد براساس جرقههایی که به ذهنتان زده میشود، بنشینید و فهرستی از جوانب مختلف زندگی شخصی و کاریتان بنویسید.
تولید محتوای متنی را بهطورکلی میشود به ۲ مدل قیمتگذاری کرد که در ادامه به بررسی بیشتر هریک میپردازم:
- کلمهای: پرداخت پول به ازای هر کلمهای که تولیدکنندۀ محتوای متنی مینویسد.
- نفر/ساعت: پرداخت پول به ازای هر ساعتی که تولیدکنندۀ محتوای متنی برای نوشتن زمان میگذارد.
یکی از بزرگترین و مهمترین مزیتهای مدل قیمتگذاری کلمهای این است که تا وقتی تعداد کلمات بهعنوان سند اصلی شمارش به حساب میآیند، طرفین (کارفرما و فریلنسر) از قبل میدانند که تولید محتوای متنی حدوداً چقدر هزینه خواهد داشت.
اما این مدل قیمتگذاری عیبی هم دارد، مثلاً اینکه میشود در محتوا آب بست؛ یعنی اگر قرار باشد فریلنسر به ازای هر کلمه n تومن دریافت کند، وقتی مینویسد «نیما شفیعزاده» ۲n پول دریافت میکند، ولی میتواند در آن الکی آب ببندد و بنویسد «جناب آقای نیما شفیعزاده» و آنوقت بهجای ۲n، ۴n پول دریافت کند.
از همۀ اینها گذشته، اصلاً مگر میشود برای کاری (تولید محتوای متنی) که انجامِ آن کیفی است، بهصورت کمی قیمتگذاری کرد؟ تولید محتوای متنی به سابقۀ فعالیت ما در حوزۀ کاری وابسته است: اینکه چه فیلمهایی دیدیم، چه کتابهایی خواندیم، چه آهنگ و پادکستهایی شنیدیم و… . با این حساب فکر نمیکنم قیمت کاری را که حجم زیاد آن کیفی است، بشود کمّی حساب کرد.
یکی از بزرگترین و مهمترین مزیتهای مدل قیمتگذاری نفر/ساعتی این است که فریلنسر دقیقاً به ازای زمانی (وقت و انرژی) که برای تولید محتوای متنی میگذارد مبلغ دریافت میکند، که خب این مدل قیمتگذاری برای فریلنسر منصفانهتر از مدل قبلی است؛ چراکه در این مدل، فریلنسر بابت زمانی که برای تولید محتوای موردنظر میگذارد، خبرهای مختلف را میخواند، ویدئوهای مختلف میبیند، به دوستانش زنگ میزند و از آنها کمک میگیرد و…، پول دریافت میکند.
اما این مدل قیمتگذاری عیب بزرگی دارد و آن هم اینکه کارفرما چطور میتواند به فریلنسر اعتماد کند و از کجا مطمئن بشود که فریلنسر راست میگوید که واقعاً ۵ ساعت روی تولید محتوای متنی آنها وقت گذاشته است و ۳ ساعت نیست؟
البته برای این عیب هم میشود فکرهایی کرد تا این اعتماد شکل بگیرد. مثلاً کارفرما میتواند یک بار ریسک کارکردن با این مدل قیمتگذاری را بپذیرد و با یک فریلنسر همکاری کند و طبق آن قراردادی که با هم میبندند، اگر بندهای مدنظر طرفین بهخوبی اجرایی شد، این موقع است که اعتمادی دوطرفه شکل میگیرد. قاعدتاً توجه به مواردی مثل تعهد به زمان، دردسترسبودن، کیفیت محتوای متنی و… برای فریلنسرها میتواند در شکلگیری اعتماد کارفرما تأثیرگذار باشد.
در قیمت محتوای متنی عوامل مختلفی تأثیرگذار هستند که طبق تجربهام سعی کردهام آنها را در ادامه دستهبندی کنم:
نوع محتوایی که قرار است به سفارش کارفرما برای آن تولید محتوای متنی کنیم میتواند روی قیمت تأثیرگذار باشد. در ادامه به چند نمونه از انواع محتوای متنی اشاره خواهم کرد.
- بلاگپست
- توضیح محصول
- رپورتاژ
- کاتالوگ
- تراکت
- و…
ازآنجاکه تولید محتوای متنی به نوع آن بستگی دارد، وقتی نوع آن مشخص شد، آنوقت موضوع محتوای متنی که قرار است دربارهاش بنویسیم مهم میشود. در ادامه موضوعات محتوا را به دو دستۀ کلی تقسیمبندی میکنم:
- موضوعات عمومی
- موضوعات تخصصی
کیفیت یک مسئلۀ کیفی است و میتواند کاملاً سلیقهای هم تلقی بشود؛ یعنی شاید یک بلاگپستی که فریلنسر تولید کرده، از نظر یک کارفرما خیلی بد باشد، ولی از نظر کارفرمای دیگری آن بلاگپست خوب تلقی بشود. با توجه به این مسئله، یکی از بهترین کارهایی که میشود کرد این است که قبل از شروع هر نوع همکاریای، فریلنسر و کارفرما در یک قرارداد، روی یک صفحۀ مشترک، دغدغهها و تعاریفشان از کیفیت را بهطور شفاف بنویسند.
همچنین میزان تخصص، تجربه و توانمندی هر فریلنسر در کیفیت خروجی محتوای متنی آن تأثیر مستقیم دارد. برای هرکدام از انواع محتوای متنی میشود مواردی را بهعنوان شاخصهای کیفیت در نظر گرفت که در ادامه به چند نمونه از آنها اشاره خواهم کرد.
- رعایت اصول سئوی محتوایی؛
- رعایت اصول ویراستاری؛
- انسجام بین پاراگرافها.
منظور من از تولیدکنندههای محتوای متنی همۀ عزیزانی هستند که در حوزۀ محتوای متنی فعالیت میکنند؛ یعنی همۀ مترجمها، خبرنگارها، بلاگرها، کپیرایترها و… که هرکدام اقتضائات خاص خود را دارند و نمیخواهم باز بحث را به سمت یک کدام از این عنوانهای شغلی ببرم؛ بیشتر میخواهم به یک مدل مشترک برای قیمتگذاریِ محتوای متنی برسیم و بعد هرکدام از عزیزان در این موقعیتهای شغلی براساس شاخصهایی که در موقعیت شغلیشان مطرح هست، میتوانند مدلی را که در آخر ارائه میکنم برای خودشان شخصیسازی کنند.
عنوانهای شغلی در حوزۀ تولید محتوای متنی در دنیا و در ایران تقریباً یکی است و خیلی باهم تفاوت ندارند؛ یعنی معمولاً نیروهای این حوزه به دو صورت کار میکنند:
- کارمند: بهعنوان کارمند در شرکتی استخدام میشوند.
- فریلنسر: بهعنوان فریلنسر با کارفرماهای مختلف کار میکنند.
در داستان کارمند که فکر میکنم مسئلۀ خاصی نیست و موضوع تقریباً روشن و مشخص است؛ یعنی براساس عنوان شغلی (Job title) و شرح موقعیت شغلی (Job description) که شرکت گذاشته و آن کارمند برایش اقدام کرده و رزومه فرستاده، عددی را بهعنوان مبلغ حقوق ماهانه در نظر میگیرند و قرارداد را امضا میکنند و شروع به کار میکنند. ازآنجاکه مشکل در حوزۀ تولیدکنندههای محتوای متنی که فریلنسر هستند خیلی بیشتر است، میخواهم به این جنبه بپردازم.
در دنیا، در سایتهایی مثل Freelancer و Upwork که جزو سایتهای معروف و بزرگ انجام پروژۀ آنلاین در حوزههای مختلف (تکنولوژی، محتوا و…) هستند، میبینیم که اصولاً پروژههای محتوای متنی، بهصورت کل پروژهای، یعنی تقریباً همان مدل ساعت/نفر قیمتگذاری شده، نه مدل کلمهای. پس میشود به این نتیجهای رسید که اینها احتمالاً چند سال است که «جنگ محتوای متنی را کلمهای حساب کنیم یا نفر/ساعت یا…» را یک بار بهعنوان کارفرما و فریلنسر، تا انتهای آن رفتهاند و میشود متوجه شد که احتمالاً مدل کلمهای خیلی جواب نداده که از آن استقبال هم نمیشود و به این دلیل، مدل ساعت/نفر را آوردند.
در ادامه دربارۀ چند نکتهای که به نظرم جای تأمل دارند صحبت میکنم تا شاید ایدهای برای جرقهزدن در ذهن کسی شد.
راستش من شخصاً فکر نمیکنم وجود نهادی برای قیمتگذاری در حوزۀ محتوا خیلی خوب باشد؛ چون اگر به سابقۀ نهادها در قیمتگذاری حوزههای دیگر مثل طراحی لوگو، طراحی سایت و… نگاه کنیم، میبینیم که مدل قیمتگذاری بهصورت نهادخانهای عملاً قابل اجرا نیستو اصلاً عدد و رقمی که طی کردند، شوخیای بیش نیست!
از طرف دیگر، چون کارهای خدماتی پیچیدگیهای خاص خودشان را دارند، بهتر است جمعی از متخصصان حوزۀ محتوا گرد هم بیایند و فاکتورهایی را که میتوان در قیمتگذاری محتوای متنی در نظر گرفت مشخص کنند و به یک مدلی برای قیمتگذاری برسند. بههرحال، بودنِ یک قانونِ بد، از بیقانونی بهتر است؛ چون اگر قانونی وجود داشته باشد، ولو اینکه بد باشد، میشود آن را بهمرور و نسخهبهنسخه اصلاح کرد، ولی بیقانونی باعث میشود هیچ پایه و اساسی برای قیمتگذاری نباشد و هیچچیزی را بهمرور نمیشود اصلاح کرد؛ مثل وضعیت الان بازار محتوا.
راستی این را هم بگویم که شخصاً با قیمتگذاری توسط نهاد مشکلی ندارم و اگر همین الان یک نهادی بیاید، به شرطی که بهدرستی این کار را انجام بدهد، اتفاقاً خوشحال هم میشوم و استقبال هم میکنم.
درست است که همین الان خیلی از کارفرماها هستند که به ازای هر کلمه ۱۰ تا تک تومن وجه رایج کشور را پرداخت میکنند، ولی فریلنسرهایی هم هستند که به خاطر اینکه نیاز یا هر چیز دیگری دارند و مجبورند، قبول زحمت میکنند. شاید فکر کنید که طرفین راضی هستند، پس به ما چه! ولی درست اینجاست که باید جلوی این استثمار ایستاد و نباید به هر قیمتی برای هر کلمه یا هر ساعت کار کرد تا در گذر زمان بازار عرضه و تقاضای محتوا اصلاح بشود.
یکی دیگر از کارهای خوبی که در ادامه میشود انجام داد این است که فریلنسرها یک مقدار از وقت و انرژیشان را صرف آموزش شرکتها کنند؛ یعنی وقتی با کارفرمایی که خیلی توی باغ نیست روبهرو میشوند، وقت بگذارند و به شرکتها توضیح بدهند که چرا این قیمتهایی که اعلام میکنند عادلانه و درست نیست، تا درنهایت با گذر زمان فریلنسرها به بازارسازی خودشان کمک کنند و سهم کیک خودشان را در این بازار بزرگتر کنند.
در کنار این کارها میشود به سایتهای فریلنسری هم فشار آورد تا آگهیهایی را که مبلغشان از مبلغی که همان نهاد معروف مشخص کرده کمتر است، حذف کنند، یا اصلاً به آنها اجازۀ انتشار ندهند یا یک کف قیمتی را برای انتشار پروژههای فریلنسری تعریف کنند. درست است که در حال حاضر نهادی نیست که قیمتگذاری کند، ولی بهجای آن میشود طبق عرفی که آخر این نوشته ارائه میکنم به سایتهای فریلنسری فشار آورد تا به آگهیهای از یک قیمتی پایینتر، اجازۀ انتشار ندهند.
در ادامه ۲ راهکار برای قیمتگذاری محتوای متنی ارائه میدهم.
برای قیمتگذاری در این مدل بهعنوان فریلنسر میتوانیم هر مبلغی را که دوست داریم به ازای ساعت دریافت کنیم، ولی یکی از کارهایی که میشود انجام داد این است که ببینیم اگر فریلنسر نبودیم و سرکار میرفتیم، چه میزان حقوقی دریافت میکردیم. بعد آن میزان حقوق را تقسیم بر ۱۷۶ ساعت میزان کاری که در ماه، طبق وزارت کار (میزان ساعتش را مطمئن نیستم!) باید انجام بدهیم بکنیم، و به یک عدد برسیم. آن عدد یعنی ما داریم در آن شرکتی که استخدام شدیم، به ازای هر ساعت کار چه مبلغی دریافت میکنیم.

برای مثال، اگر شما در شرکتی مشغول به کار بشوید و ۳.۵۰۰.۰۰۰ تومان (حداقل حقوق وزارت کار برای کارگر!) حقوق بگیرید و ۳.۵۰۰.۰۰۰ تومان را تقسیم بر ۱۷۶ ساعت کنید، میشود تقریباً ساعتی ۱۹.۰۰۰ تومن؛ یعنی شما در آن شرکت به ازای هر ساعت کار دارید ۱۹.۰۰۰ تومن دریافت میکنید.
پس مبنای قیمتگذاری در مدل ساعت/نفر را به ازای هر ساعت، ۱۹ هزار تومن در نظر بگیرید.
یعنی شما بهعنوان یک فریلنسر تازهکار که تازه میخواهید کارتان را شروع کنید، نباید قیمت ساعت/نفرتان را کمتر از ۱۹.۰۰۰ تومن اعلام کنید؛ ولی باز هم این به خود شما بستگی دارد که براساس اولویتهای زندگی، کاری، میزان پرسونال برندینگ، قدرت مذاکره و… قیمت را کمتر یا بیشتر اعلام کنید.

برای قیمتگذاری در این مدل، بهعنوان فریلنسر میتوانیم هر مبلغی را که دوست داریم به ازای هر کلمه دریافت کنیم؛ ولی یکی از کارهایی که میشود انجام داد این است که ببینیم هر محتوای متنی (بلاگپست، محصول و…) که تولید میکنیم، بهطور میانگین چقدر از زمان ما را گرفته و بعد با توجه به همان مدل نفر/ساعتی که قیمت ساعتیِ کارکردن خودمان را به دست آوردیم، قیمتگذاری کنیم. بعد آن عددی را که از مبلغ ساعتی خودمان به دست آوردیم، ضرب در میزان ساعتی که تولید آن محتوای متنی وقت برده میکنیم، میشود مبلغ کل آن محتوا. بعد آن عدد را تقسیم بر تعداد کلمات محتوایمان میکنیم و قیمت هر کلمۀ ما محاسبه میشود.

برای مثال، شما ۵ بلاگپست هزارکلمهای نوشتهاید که هرکدام بهطور میانگین ۸ ساعت زمان برده است. بعد بررسی میکنید و میبینید اگر شما در شرکتی با ۳.۵۰۰.۰۰۰ تومان (حداقل حقوق وزارت کار) مشغول به کار بشوید و ۳.۵۰۰.۰۰۰ میلیون را تقسیم بر ۱۷۶ ساعت کنید، میشود تقریباً ۱۹.۰۰۰ تومن؛ یعنی شما دارید در آن شرکت به ازای هر ساعت کار، ۱۹.۰۰۰ تومن دریافت میکنید.
در اینجا ۸ ساعت را ضرب در ۱۹.۰۰۰ تومن میکنیم و میشود ۱۵۲.۰۰۰ تومن؛ یعنی قیمت هر بلاگپست ما ۱۵۲.۰۰۰ تومن است و در قدم بعد ۱۵۲.۰۰۰ تومن را تقسیم بر تعداد کلمات بلاگپست (مثلاً ۱.۰۰۰ کلمه) میکنیم، میشود ۱۵۲ تک تومن. یعنی هر کلمهای که نوشتیم ۱۵۲ تک تومن میارزد.
پس میتوانید مبنای قیمتگذاری در مدل کلمهای را به ازای هر کلمه ۱۵۲ تا تک تومن در نظر بگیرید.
یعنی شما بهعنوان یک فریلنسر تازهکار که تازه میخواهید کارتان را شروع کنید، نباید قیمت هر کلمهتان را کمتر از ۱۵۲ تومن اعلام کنید؛ ولی باز هم به خود شما بستگی دارد که براساس اولویتهای زندگی کاری، میزان پرسونالبرندینگ و… قیمت را کمتر یا بیشتر اعلام کنید.

اگر فکر میکنید موردی هست که میشود در این نوشته به آن اشاره کرد یا جایش خالی است، لطفاً در قسمت دیدگاه به من بگویید تا به نوشتهام اضافه کنم و اگر هم خودتان تولیدکنندۀ محتوای متنی هستید، حتماً دیدگاه خودتان را دربارۀ این موضوع بنویسید و منتشر کنید. همچنین، خوشحال میشوم درصورتیکه مطلبی دراینباره نوشتید، لینک آن را در قسمت دیدگاه برایم بگذارید تا من هم بتوانم نوشتۀ شما را بخوانم.
پیرو همین بحث، افرادی سعی کردهاند به اندازۀ توان و سواد و دانش خود به این موضوع بپردازند که در ادامه لینک آنها را قرار میدهم.
اگر این مطلب براتون مفید بوده، میتونید من را هم خوشحال کنید!
من خیلی قهوه دوست دارم و موقع نوشتن هر مطلب بین ۱ تا ۵ لیوان مینوشم… یه جورایی انگیزهی نوشتن بهم میده! پس اگر مطلب خوبی بوده برای کسایی که فکر میکنید این مطلب را دوست دارن بفرستید و اگر خیلی با مطلب حال کردین و میخواهید برای مطلب بعدی هم قهوه داشته باشم، میتونید(کاملا دلخواه) یه قهوه مهمونم کنید: دونیت قهوه برای امیر دانشی پور!
منبع(source)
نوشته شاخص قیمتگذاری تولید محتوای متنی اولین بار در الفدالپِ | دنیای دیجیتال مارکتینگ | سئو کاربردی |هرآنچه باید بدانید. پدیدار شد.
source https://alefdalpe.ir/textual-content-production-pricing-index/


