معنا دو تا شد! کژتابی و ایهام در نوشتههای ما
زبان چهکاره است؟ خب، زبان خیلی کارها میکند؛ اما کار ویژهاش این است که معنا برساند. بله، قرار که «زبان معنا را برساند» از ذهن نویسنده و گوینده به ذهن خواننده و شنونده. اگر این کار را کرد، زبان زبان است! اگر این کار را نکرد، دیگر زبان نیست. چیز دیگری است که نمیدانم چیست؛ ولی بههرحال «زبان» نیست.
حالا، گاهی وقتها پیش میآید که معنا را میرساند؛ اما زیادی میرساند! یعنی چه؟ یعنی بهجای اینکه «یک» معنا برساند، زحمت میکشد و «دو» تا میرساند یا حتی بیشتر. خب، اینجا دیگر زبان خراب شده است و در خدمتِ انجام وظیفهاش نیست. این جمله را بخوانیم:
او حاضر نشد که به سرِ کار برود.
نویسنده میخواهد معنایی برساند و آن اینکه «او آماده نشد برای رفتن به سرِ کار» و لباس مناسب نپوشید و به سرووضعش نرسید و زلفش را نیاراست و از این حرفها؛ اما نویسنده غافل است از اینکه این جمله معنای دومی هم میدهد:
او زیرِ بار نرفت برای رفتن به سر کار.
دو معنای ناخواسته یا خواسته؟
این دوپهلونویسی، غیرعمدی رخ میدهد. قرار نبوده که جمله دو معنا بدهد؛ اما الان میبینیم که میدهد. ما ویراستارها به این خطا میگوییم «کژتابی». تعریف خیلی فشردهاش میشود: «چندمعناییِ ناخواسته». واژهٔ «کژتابی» را بهاءالدین خرمشاهی ساخته و کتابی هم جمع کرده از ۲۰ سال کژتابیهایی که اینور و آنور شنیده و خوانده است، با نام کژتابیهای ذهن و زبان، از نشر ناهید.
خواندن این کتاب دو سود دارد:
- سود فرعیاش این است که شادیزایی میکند؛ زیرا بیشترِ نمونههایش باردارِ طنزهای زبانی است و خنده بر لبان خواننده مینشاند.
- اما سود اصلیاش این است که ذهن اهالی تولید محتوا را «تیز میکند» برای یافتن معنای دوم یا حتی سوم و چهارم. همین که ذهن شما تیز شود، یعنی «تحلیلی» بار بیاید، توان زبانیتان افزایش مییابد، منظم فکر میکنید، حُسنها و عیبها را مییابید، در زبان دقیق میشوید و معنا را زودتر و روشنتر میرسانید.
بهجز آن کتاب، در بخش «کژتابی»های وبگاه «ویراستاران» هم نمونهها و تمرینهایی برای قدمزدن در این وادیِ جذاب زبانی پیدا خواهید کرد. توصیه میکنم وقتی تمرینهای کژتابی را حل میکنید، پس از اینکه جملهٔ کژتابیدار را خواندید، زود پاسخها را نخوانید؛ بلکه ابتدا خودتان کمی فکر کنید و معناهای ممکنِ جمله را دریابید و دربیاورید. بعد، پاسخها را بخوانید و توانِ کژتابییابیتان را محک بزنید.
چه میکند این ایهام!
برویم سراغ روی دیگرِ سکه. آیا دوپهلونویسی میشود که عمدی باشد؟ یعنی خود نویسنده خواسته باشد که دو یا چند معنا از یک عبارتِ زبانی به خواننده برسد؟ پاسخ مثبت است. این پدیدهٔ زبانی از قرنها و حتی هزارههای پیش در میان مردمان رایج بوده است و در ادبیات سراسر دنیا نیز بازیگری و دلبری کرده است. نامش «ایهام» است و اینک یک مثال برایش:
دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد / شاید به خوابِ شیرین فرهاد رفته باشد.
در این بیت از حزین لاهیجی «خواب شیرین» ایهام دارد و شاعر عمداً برای رسیدنِ هر دو معنا به ذهن خواننده از آن بهره جسته است:
- خواب خوش و عمیق و دلچسب؛
- خواب شیرینخانم که معشوق فرهاد بود.
دوپهلونویسیِ عمدی، یعنی همین ایهام، کاربرد فراوانی دارد در نوشتههای رسانهای، بهویژه تیترنویسی برای خبر. تصور کنید خبرنگاری میخواسته بگوید که فلان شخصیت طرازاول مملکت خیلی متواضع است و خودش را فقط خدمتگزار مردم میداند. معنا را در ذهنش پرورده و واژه برایش یافته و جمله را ردیف کرده و دستآخر این را نوشته و منتشر هم کرده است:
او خود را تنها خادم ملت میداند.
نگو که بهجز آن معنای مثبتِ پُر از فروتنی، این جمله معنای دیگری هم میدهد و آن اتفاقاً پر از غرور و سرکشی است. یافتیدش؟ بله، این معنا را هم میدهد که: او خودش را تنها کسی میداند که خادم ملت است و بقیه دروغگویند و هدفشان خدمت به خلق نیست.
ایهام برای تثبیت پیام
در تبلیغنویسی هم سروکلهٔ ایهام پیدا میشود، مثلاً در طراحی شعار «پاک یادت نره!» بهخوبی از این ترفند زبانی استفاده کردهاند و دو معنا در آن گنجاندهاند:
- خریدن لبنیات برندِ پاک را فراموش نکنی؛
- خریدها و قرارها کامل یادت نرود.
وقتی در پیام تبلیغیمان دو معنا میگنجانیم، قدرت پیام را بیشتر میکنیم؛ زیرا برخی خوانندگان فقط معنای نخست را درک میکنند و برخی معنای دوم را و برخی هر دو را.
آنانی هم که فقط یک معنا برداشت کردهاند، کمکم و در اثر دیدن پیام در بافتهای مختلف، به معنای دوم نیز پی میبرند و همین باعث میشود پیام در ذهنشان بیشتر نفوذ کند. پس، حواسمان باشد که اگر پیام تبلیغیمان ایهام (چندمعناییِ عمدی) دارد، آن پیام را در بافتهای گوناگون به کار ببریم و برایش فیلم و صوت و متن و تصویر و کنشهای مختلف آماده کنیم، با این هدف که مطمئن شویم مخاطب به هر دو معنا پی برده و پیام در ذهنش «دوقبضه» تثبیت شده است.
کژتابی نشود، بپّا!
در نوشتههای فجازی (فضای مجازی) هم ایهام کاربرد دارد؛ البته به شرطی که واقعاً ایهام باشد و این دوپهلوییِ معنایی بهصورت عمدی رخ بدهد، نه اینکه معنای دوم خودبهخود تولید شود (کژتابی) و معنا به دستانداز بیفتد. یکیدو هفتهٔ پیش در اینستاگرام پیامی گذاشتیم دربارهٔ رواج واژههای بیگانهای که معادل فارسیِ تمیز دارند. یکی همان پیامِ ما را بازفرست کرده بود و این جمله را بالایش نوشته بود:
این پیج واقعاً روی مخ منه!
رفتیم در خصوصی به او گفتیم:
منظورتان صفحهٔ ویراستاران است؟ کدام پیامهای ما شما را ناراحت کرده؟ از چه محتوایی ناخوشدِلید؟
پاسخ داد:
ای وای! منظورم کلمهٔ «پیج» بوده. اصلاً فکر نمیکردم جملهام آن معنا را بدهد.
و سریع پیام دیگری گذاشت و این ماجرای جالب را برای مخاطبانش توضیح داد.
کژتابی مخفی است
نکته همین جاست: آدم در هنگام نوشتن به مخیّلهاش خطور نمیکند که شاید معنای دیگری هم پشت واژههای متنش خوابیده باشد. همهٔ کژتابیها «پس از» انتشار رو میشود و خود نویسنده را متحیّر میکند. نویسنده، هنگام نوشتن مزیتهای محصول در صفحهٔ فرود، اینطور مینویسد:
رنگ این محصول آبی و قرمز است و میتوانید برای موقعیتهای مختلف از آن استفاده کنید.
خواننده متوجه نمیشود که:
- یک محصول، همزمان، به هر دو رنگِ آبی و قرمز است؟
- رنگبندی را گفته و هر محصول فقط یک رنگ دارد.
از عکس و متن هم معلوم نمیشود کدام درست است. اینجاهاست که بار اضافیِ پرسش و پاسخ به سازمان و به بخش پاسخگویی به مشتریان اضافه میشود.
در چالهٔ کژتابی، چطور نیفتیم؟
برای نیفتادن در چالهٔ کژتابی، چند راه پیشنهاد میدهم:
- ذهن را تیز کنیم! تمرینهای کژتابیدار بیابیم و تمرین کنیم که خودمان، پیش از خواندن پاسخ، همهٔ معناهای ممکن را از آنها دربیاوریم.
- متن را نخوانده منتشر نکنیم! عادت کنیم که پیش از انتشار حتماً دوسه بار متن را دقیق بخوانیم. بدبینانه هم بخوانیم. به جملهجملهاش شک کنیم و ادای داورهای سختگیر و بدعُنُق را دربیاوریم. راستی، این ترفند را فقط برای متنهای مهم و جدی به کار نبریم. عادت کنیم که «هر» پیامِ ریز و معمولی و روزمرهای را که از گوشیِ مبارکمان، برای هرکسی، در هر پیامرسانی میفرستیم هم، دستکم یک دور مرور کنیم.
- به چشم دیگری بسپاریم! خیلی مؤثر است که فردی غیر از خود ما متن ما را بخواند. او معنای مدنظرمان را «از پیش نمیداند» و با خواندن متن به آن میرسد؛ اما خودمان که مرورش میکنیم، چون با معنا آشناییم، در جملهها دقیق نمیشویم.
حالا نوبت شماست
حالا موافقید چند تا جمله هم با همدیگر تمرین کنیم و ببینیم کژتابی دارند یا نه؟ و اگر دارند، چند معنا میدهند؟ اگر همدل و پایهاید، این جملهها را بخوانید و کژتابی یا ایهامهایشان را بیابید. سپس در یادداشتهای پایین صفحه، با ذکر شمارهٔ جمله، پاسختان را به یادگار بگذارید:
- برقراری حکومت نظامی در پاکستان.
- معاون زنان رئیسجمهور.
- ز من، چو باد صبا، بوی خود دریغ مدار (حافظ).
- Fighting lions can be dangerous.
این نوشتۀ من، محمدمهدی باقری، برای الفدالپ بود. ارتباط بیشتر با من: بلاگ شخصی، Twitter, Linkedin و Instagram و Telegram و ویرگول
اگر این مطلب براتون مفید بوده، میتونید من را هم خوشحال کنید!
من خیلی قهوه دوست دارم و موقع نوشتن هر مطلب بین ۱ تا ۵ لیوان مینوشم… یه جورایی انگیزهی نوشتن بهم میده! پس اگر مطلب خوبی بوده برای کسایی که فکر میکنید این مطلب را دوست دارن بفرستید و اگر خیلی با مطلب حال کردین و میخواهید برای مطلب بعدی هم قهوه داشته باشم، میتونید(کاملا دلخواه) یه قهوه مهمونم کنید: دونیت قهوه برای امیر دانشی پور!
منبع(source)
نوشته معنا دو تا شد! کژتابی و ایهام در نوشتههای ما اولین بار در الفدالپِ | دنیای دیجیتال مارکتینگ | سئو کاربردی |هرآنچه باید بدانید. پدیدار شد.
source https://alefdalpe.ir/the-meaning-was-twofold-distortion-and-ambiguity-in-our-writings/
