در تئاتر غالباً مرز مشخصی بین بازیگری و کارگردانی وجود ندارد اما سینما به گونهای دیگر است. در سینما این دو تخصص به صورت جداگانه جا افتادهاند و موارد متعددی وجود داشته که یک نفر با اینکه هر دو شاخه را امتحان کرده، تنها در یکی از آنها موفق بوده است. از این جهت ورود بازیگران به عرصه کارگردانی مبحث خاص و مهمی در سینماست.
در سینمای ایران موفقترین کسی که از بازیگری به کارگردانی ورود کرد، مجید مجیدی بود؛ چنانکه دیگر همه او را به عنوان کارگردان میشناسند. از طرف دیگر ورود زنان به عرصه کارگردانی هم مسئله مهم و قابل توجهی در سینمای سراسر جهان است. حضور زنان در جلوی دوربین به هرحال ناگزیر است و حتی هر قدر که مخاطبان سینما مردانهتر انتخاب شوند، این لزوم بیشتر خودنمایی خواهد کرد؛ اما سپردن رهبری یک گروه فیلمسازی به زنان ممکن است به این سادگی اتفاق نیفتد.
سینمای قبل از انقلاب تنها یک نام را بهعنوان فیلمساز زن در سینمای بلند قصهگو به فهرست خود راه داد که فیلم او را هم در حقیقت فرد دیگری ساخته بود. اولین زن فیلمساز ایرانی قدرتالزمان فرودست، همسر کارگردان معروف آن دوران اسماعیل ریاحی است که در سال ۱۳۳۵ نامش بهعنوان کارگردان در تیتراژ فیلم «مرجان» ثبت شد.

قدرتالزمان فرودست بعدها با نام هنری «شهلا ریاحی» و بهعنوان هنرپیشه برای مخاطبان سینما و تلویزیون جا افتاد. «مرجان» فیلمی از همان تبار فیلمفارسیهای دوران خودش بود که جنسیت زنانه کسی که بهعنوان سازنده آن معرفی شده بود، هیچ ویژگی خاصی به فیلم نداد و شاید هم به همین دلیل شهلا ریاحی بعد از «مرجان» فیلم دیگری نساخت و تمام وقتش را صرف بازیگری کرد. با این حال در دوران پس از انقلاب به نامهای زنانه متعددی در فهرست کارگردانان سینمای قصهگوی ایران برمیخوریم و در مستندسازی هم وضع به همین ترتیب است.
به هر حال اگر این دو مورد، یعنی بازیگرانی که کارگردان شدهاند و زنانی که روی صندلی کارگردانی نشستهاند را با هم ترکیب کنیم، به دایره محدودتری خواهیم رسید؛ زنان بازیگری که در سینمای ایران کارگردان شدهاند. خوشبختانه در این زمینه هم میتوان چند نام مطرح و قابل بحث را پیدا کرد که در ادامه مورد اشاره قرار میگیرند.
باید توجه داشت که خارج از این دایره هم فیلمسازان زنی داریم که بازیگر بودهاند و در این فهرست قرار نگرفتند. مثلاً مهشید افشارزاده که غیر از سه فیلم کوتاه، درسال ۱۳۹۲ فیلم بلند «پنج ستاره» را کارگردانی کرد و یا ماهایا پطروسیان که یک فیلم کوتاه را جلوی دوربین برد و پگاه آهنگرانی که چندین مستند ساخت.
مرضیه برومند
مرضیه برومند یکی از خاطرهسازترین فیلمسازان ایرانی برای کودکان اواخر دهه ۵۰، دهه ۶۰ و حتی دهه ۷۰ است. او که متولد ۱۳۳۰ است و در ۱۳۵۳ دررشته هنرهای نمایشی در دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد، در همان سال نقش کوتاهی در فیلم دایره مینا به کارگردانی داریوش مهرجویی بازی کرد.

برومند پس از آن در سریال سلطان صاحبقران به کارگردانی علی حاتمی هم بازی کرد و به دوره پس از انقلاب که رسید، کمکم روی صندلی کارگردانی نشست. او از وفادارترین فیلمسازان ایران به ژانر کودک است، در حالی که از علی حاتمی گرفته تا عباس کیارستمی، بسیاری از فیلمسازان موج نوی ایران کارشان را در سینمای کودک آغاز کردند و به ژانرهای دیگر رسیدند.
برومند اما حتی وقتی کارهایی برای بزرگسالان ساخت، مثل مجموعههای آرایشگاه زیبا و یا کاراگاه شمسی و دستیارش مادام، باز هم حال و هوای کودکانه را حفظ کرد. برومند پس از انقلاب و در دورانی که کارگردان شد، باز هم در فیلمها و سریالهای متعددی به عنوان بازیگر حاضر شد اما شهرت اصلی او به خاطر کارگردانیاش است.

شهر موشها ۱ و ۲ در سال های ۱۳۶۴ و ۱۳۹۳، «مهمان ناخوانده» در ۱۳۶۷، «الو! الو! من جوجوام» در ۱۳۷۳ و «مربای شیرین» در ۱۳۸۰ کارهای سینمایی برومند در مقام کارگردان هستند که همگی به ژانر کودک تعلق دارند و او تاکنون ۱۶ مجموعه تلویزیونی هم برای سیمای ملی ساخته است.
نیکی کریمی
مبالغه نیست اگر ۱۰۰ چهره اصلی به عنوان شمایلهای اصلی سینمای پس از انقلاب انتخاب شوند و نیکی کریمی در فهرست آنها قرار بگیرد. او که متولد ۱۳۵۰ است، اولین بار در سال ۱۳۶۸ در فیلم وسوسه به کارگردانی جمشید حیدری ظاهر شده بود اما در حقیقت با فیلم عروس ساخته بهروز افخمی در سال ۱۳۷۰ به طور جدی در سینمای ایران مطرح و معرفی شد و به همراه ابوالفضل پورعرب، اولین ستارههای سینمای پس از انقلاب شدند.

نیکی کریمی طی سه دهه گذشته، در بسیاری از مهمترین فیلمهای سینمای ایران بازی کرد و پس از این که در اواخر دهه هفتاد در مستند A.B.C. Africa از عباس کیارستمی دستیار کارگردان بود، سال ۱۳۸۰ خودش مستندی ساخت نام «داشتن یا نداشتن» که درباره زوجهای نابارور مراجعهکننده به کلینیک رویان بود.
سپس در سال ۱۳۸۳ کریمی اولین فیلم بلند داستانیاش را کارگردانی کرد به نام «یک شب». فیلم دوم کریمی که خودش هم در آن بازی کرده بود، «چند روز بعد» نام داشت؛ ولی هر دوی این فیلمها هیچ وقت در ایران اکران نشدند. او سپس در سال ۱۳۸۹ «سوت پایان» را جلوی دوربین برد که باز هم به همراه شهاب حسینی خودش هم در آن بازی میکرد و پس از «روزی روزگاری فوتبال» در ۱۳۹۱ که یک مستند ناموفق برای شبکه نمایش خانگی بود، در ۱۳۹۳ با «شیفت شب» دوباره به جایگاه کارگردانی یک فیلم قصهگو برگشت.

تحسینشدهترین فیلم نیکی کریمی توسط مخاطبان داخلیاش تا به امروز «آتابای» است که به نویسندگی هادی حجازیفر و با زبان عمدتاً ترکی آذری، در آذربایجان جلوی دوربین رفته است. این فیلم سال ۱۳۹۸ در جشنواره فجر سی و هشتم نمایش داده شد؛ هرچند هنوز فرصت نکرده به تور جشنوارهای در نقاط دیگر دنیا برود. نیکی کریمی اگرچه فیلمهای تجاری متعددی بازی کرد، اما در مقام کارگردان معمولاً به سمت ساخت آثار هنری میرود و مقصد اصلی کارهای او جشنوارههای خارجی هستند.
شهره لرستانی
شهره لرستانی متولد سال ۱۳۴۵ در تهران است و با اینکه در سال ۱۳۶۹ در مقطع کارشناسی رشته کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد و کارشناسی ارشد رشته فیلمنامهنویسی سینما را سال ۱۳۷۳ از مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی در مجتمع فیلمسازی باغ فردوس گرفت، اما پیش از اینها و در سال ۱۳۶۴ با نمایشهای دانشجویی تجربهی تئاتری کسب کرد و تا ۱۳۶۹ ادامه داد.
اولین بازی لرستانی در سینما سال ۱۳۷۰ با فیلم «نیاز» به کارگردانی علیرضا داوودنژاد رقم خورد و پس از آن در آثار سینمایی و تلویزونی متعددی ظاهر شد. او از سال ۱۳۶۶ تا دهه ۹۰، کارگردانی ۱۷ تئاتر حرفهای را در مجموعه تئاترشهر بر عهده داشت که آثار موفقی میان آنها به چشم میخورند و همچنین کارگردانی تلهتئاتر «در پوست شیر» نوشته شون اوکیسی، را هم برای شبکه چهار انجام داده است.

با وجود سابقه درخشان شهره لرستانی در تئاتر، وقتی سال ۱۳۹۳ در یک مصاحبه از او پرسیده شد که اگر در یک شرایط استثنایی سه پیشنهاد از تئاتر، سینما و تلویزیون داشته باشید که هر سهتای آنها از همه نظر برای شما ایدهآل باشند، کدام را انتخاب خواهید کرد؟ او پاسخ داد که: “من سینما را انتخاب میکردم، به این دلیل که هم علاقه بیشتری به سینما دارم و هم معتقدم که سینما هنر ماندگارتری است.
تلاشی که شما در سینما میکنید به قول معروف به باد فنا نخواهد رفت اما در تئاتر هر چه شما تلاش کنید در نهایت مثل نقاشی کردن روی آب، مضمحل شده و از بین میرود.” او به واقع دیگر به تئاتر برنگشت و سال بعد یعنی در ۱۳۹۴، اولین فیلم بلند سینماییاش را با نام تولد جنجالی کارگردانی کرد.

شهره لرستانی پیش از آن هم بین سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۹۳، پنج تلهفیلم و یک سریال به نام «ماجراهای خاله دنا و شپلک» را برای سیمای ملی کارگردانی کرده بود و بعد از «تولد جنجالی»، در نُه فیلم سینمایی و دو مجموعه تلویزیونی به عنوان بازیگر ظاهر شد.
فلورا سام
فلورا سام سال ۱۳۴۴ در شیراز متولد شد و وقتی ۱۵ ساله بود، در ۱۳۵۹ در یک آموزشگاه بازیگری ثبت نام کرد که بعدها بنا به دلایلی مجید اوجی، دانشجوی تازه وارد دانشگاه تهران، استاد آن شد. اوجی که در سال ۱۳۹۸ فوت کرد، از تهیه کنندگان فعال تلویزیون بین سال های ۶۸ تا ۹۸ بود و تنها یک فیلم سینمایی را به نام «قرارمون پارک شهر» در سال ۱۳۹۵ تهیه کرد که کارگردان آن هم فلورا سام بود.
این تنها فیلم سینمایی فلورا سام در مقام کارگردان هم بود. فلورا سام و مجید اوجی سال ۱۳۶۳ با هم ازدواج کردند و سام اولین بازیاش در تلویزیون را سال ۱۳۶۹ با مجموعهای به کارگردانی حمید لبخنده تجربه کرد. او سه سال قبل از آن در رشته تئاتر دانشجوی دانشگاه تهران شده بود.

فلورا سام در سال ۱۳۷۱ چهرهپرداز یکی از محبوبترین مجموعههای پلیسی تاریخ تلویزیون ایران به نام «مزد ترس» بود که کارگردانیاش را حمید تمجیدی برعهده داشت و اتفاقا در ساختار آن روی چهرهپردازی تاکید ویژهای شده بود. او سال ۱۳۷۴ چهرهپرداز سریال «پدرسالار» هم بود که یکی از خاطرهسازترین کارهای خانوادگی در تلویزیون ایران شد و در این میان جزو فهرست بازیگران مجموعه «شیخ مفید» هم درآمد، مجموعهای که فریبرز صالح نتوانست آن را تمام کند و سیروس مقدم کارگردانش شد.
فلورا سام پس از آن تا سال ۱۳۸۸ که تلهفیلم «بوی خاک عطر گلاب» را کارگردانی کرد، به عنوان بازیگر و نویسنده در آثار متعدد تلویزیون ایران حضور داشت. او پس از آن در بیشتر کارهایی که مینوشت، بهجز بازیگر، کارگردان هم بود و این به غیر از سریال «توطئه فامیلی» در ۱۳۹۰ به کارگردانی رامبد جوان، شامل هر ۸ کار او در تلویزیون تا سال ۱۳۹۸ میشود.

«قرارمون پارک شهر» تنها فیلم سینمایی فلورا سام به عنوان کارگردان است و او در هیچ فیلم سینمایی دیگری بازی نکرده است. فیلم «شیخ مفید» در سال ۱۳۷۴ که او بازیگرش بود، در حقیقت نسخه کوتاه شدهای از یک مجموعه تلویزیونی است.
تینا پاکروان
تینا پاکروان متولد ۱۳۵۶ دارای مدرک کارشناسی کارگردانی سینما از دانشکده سینما تئاتر و تحصیلکرده رشته سینما در دانشگاه یوسیالاِی (UCLA) آمریکا، کسی است که مسیر پیچیدهای را چه برای بازیگری و چه برای کارگردانی طی کرده است. او وقتی ۱۴ ساله بود در سریال تعطیلات نوروزی به کارگردانی خسرو ملکان، برنامهریز و جانشین مدیر تولید بود و در ۱۸ سالگی منشی صحنه فیلم یاسهای وحشی به کارگردانی محسن محسنی نسب شد.
سال بعد او توانست در سگکشی بهرام بیضایی دستیار کارگردان شود و سال بعد از آن در سریال راز سکوت به کارگردانی حسین حکمتجو مجددا برنامهریز و جانشین مدیر تولید شد. او سپس به خارج از کشور رفت تا در رشته سینما ادامه تحصیل دهد و در همانجا دو فیلم کوتاه را کارگردانی کرد.

پس از آن، وقتی تینا پاکروان به کشور برگشت، بیشتر به عنوان برنامهریز، مدیر تولید و گاهی دستیار کارگردان در فیلمها و سریالهای ایرانی حضور داشت تا اینکه سال ۱۳۸۸ در سریال «سالهای مشروطه» بهجز مدیر تولید، طراح دکور و مشاور فیلمنامه، برای اولین بار به عنوان بازیگر هم حضور پیدا کرد و پس از آن در سال ۱۳۹۰ در تلهفیلم «مسافر بهشت» هم بازی کرد و بازیگر ۴ فیلم سینمایی پس از آن هم شد.
تابهحال دو مجموعه تلویزیونی و پنج فیلم سینمایی هم به تهیهکنندگی تینا پاکروان ساخته شدهاند که کارگردان سه مورد از آنها هم خودش بود. پاکروان بعد از تلهفیلم «پل» در سال ۱۳۹۰، بین سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶، سه فیلم سینمایی را کارگردانی کرد؛ «خانم» در ۱۳۹۲، «نیمهشب اتفاق افتاد» در ۱۳۹۴ و «لس آنجلس تهران» در ۱۳۹۶.

فیلم سوم او که یک کمدی با بازی پرویز پرستویی بود، واکنشهای مثبتی دریافت نکرد و باعث شد خود پاکروان بگوید “حملهها و هجمهها غافلگیرم کرد” اما او دلیل این واکنشهای منفی را عدم آشنایی مردم ایران با ژانر فانتزی ارزیابی میکرد؛ هرچند این ژانر در ایران نمونههای متعددی تا آن روز داشت.
موقعیت کلی کارگردانهای زن در سینمای ایران
اولین کارگردان زن مطرح پس از انقلاب، پوران درخشنده است که با ساخت فیلم «رابطه» در سال ۶۵ به سینمای ایران معرفی شد و با فیلم «پرنده کوچک خوشبختی» در سال ۶۶ اولین سیمرغ بلورین یک فیلمساز زن را به عنوان بهترین فیلم از جشنواره فیلم فجر دریافت کرد. رخشان بنیاعتماد هم با ساخت فیلم «خارج از محدوده» در سال ۶۶ تنها رقیب پوران درخشنده بود.
او برای آنکه نام کوچکش با رقیب آن روزهایش پوران درخشنده، خطای خاطر ایجاد نکند، از «درخشنده بنیاعتماد» به «رخشان بنی اعتماد» تغییر نام داد و دهه ۷۰ را با دریافت اولین سیمرغ کارگردانی برای فیلم «نرگس» آغاز کرد. تهمینه میلانی هم با ساخت اولین فیلمش به نام «بچههای طلاق» مطرح شد و نوید یک فیلمساز خوب در آینده را داد و به همراه فریال بهزاد که فیلم «کاکلی» را ساخته بود، در سال ۶۸ به سه سینماییساز زن قبلی اضافه شدند و در دهه ۶۰، سینمای زنانه ایران با این پنج تن و اولین سیمرغ بهترین کارگردانی بنیاعتماد در سال ۷۰ به پایان رسید.
در اواخر دهه ۸۰ بالای ۸۰۰ زن فیلمساز برای شرکت پیدا کردن آثارشان در جشنواره پروین اعتصامی ثبتنام کردند. این روند در دهه ۹۰ هم ادامه پیدا کرد و البته حضور زنان در بخشهای دیگر سینما مثل سناریونویسی، تدوین، تهیهکنندگی و… هم بسیار پررنگ شد. نرگس آبیار، مهناز افضلی، پریسا بختآور، مهستی بدیعی، آیدا پناهنده، منیژه حکمت، مونا زندی حقیقی، انسیه شاه حسینی و منیره قیدی؛ از دیگر کارگردانهای زن سینمای ایران هستند.
نوشته هنرپیشه های زن سینمای ایران و صندلی کارگردانی اولین بار در نقد و معرفی فیلم و سریال. پدیدار شد.