
«محمد رسولالله» یا پیام فیلمی از مصطفی عقاد کارگردان سوریهای است که در مورد زندگی محمد صلیالله علیه و آله و سلم، پیامبر اسلام میباشد. در هالیوود فیلمهایی با تم مذهبی در مورد موسی پیامبر بنی اسرائیل و عیسی مسیح در سالهای متمادی به تصویر کشیده شده و در این بین فقط جای خالی اثری در مورد پیغمبر مسلمانان خالی بود.
از «ده فرمان» سیسیل بیدومیل در دو ورژن در سالهای ۱۹۲۳ و ۱۹۵۷ که در مورد حضرت موسی بود گرفته تا «عیسی ناصری» اثر فرانکو زفیرهلی و «کتاب آفرینش» اثر جان هیوستن که این آخری از هبوط آدم تا نوح پیامبر و ابراهیم نبی و لوط را در بر میگرفت.
«محمد رسولالله» زمان بعثت پیامبر اسلام را به تصویر میکشد. زمانی که محمد (ص) در مکه مبعوث شده و شروع به بیعت گرفتن برای دین جدیدش میکند. فیلم در ابتدا پس از نمایش سه پیک اسلام که روانهی ایران و روم و مصر شدهاند، به عقب فلاشبک زده و روزهای نخست بعثت رسول خدا را به تصویر میکشد.

در روایت شاهپیرنگ اثر که به سبک کلاسیک روند روایی خود را تئوریزه کرده و درامش را پله به پله رو به جلو پیش میبرد، تکتک پرسوناژها و تیپهای فیلم وارد صحنه میشوند. اتمسفر و جاگیری کاراکترها به سبک سینمای کلاسیک در دو قطب خیر و شر تقسیمبندی شده و هر کدام شخصیت مرکزی خود را داراست. از یک سو ابوسفیان نقش آنتاگونیست را بازی کرده و در سوی دیگر پیامبر نقش پروتاگونیست اثر را یدک میکشد.
اما کار خارقالعادهی عقاد در فیلم آن جایی نمود مییابد که او چهرهی قهرمان اصلی درامش را به دلایل عقیدهای در مذهب اسلام، به تصویر نمیکشد. این کار برای یک فیلم با چنین ساختاری بسیار سخت میباشد چون امکان دارد مخاطب نتواند در طول روایت با نا پیدا بودن پروتاگونیست ارتباط برقرار نماید، اما به دلیل پیشبرد مستحکم درام و ایجاد اتمسفر قوی مخاطب با مفروض نگاه داشتن کاراکتر محمد (ص)، پیرنگ را پس نمیزند.

ابوسفیان شخصیت مرکزی قطب شر در همان ابتدا بسیار قدرتمند و با نفوذ نشان داده میشود و با به تصویر کشیدن اکتهایش در مسیر هوش و ذکاوتش، مخاطب وی را تا به آخر دنبال میکند. در سوی دیگر این پرسوناژ حمزه است که نقش مهمی را در طول روایت ایفا مینماید، چون او باید از سمتی جای خالی پیامبر را پر کند و از سوی دیگر پرسوناژی قهرمان از مهمترین حامی رسولالله به تصویر بکشد.
اکتها و کنشهای حمزه با بازی درخشان آنتونی کوئین در سرتاسر اثر در فرم ایجابی فیلم در میآید و آکسیونها و سکوتها و کاریزمای او، قطب خیر را به یک استحکام تنومند تبدیل میکند. سکانس ورود حمزه در میزانسن باشکوه است؛ سکوتی دیوانهوار بر صحنه حکمفرما گشته و در عمق لانگشات این حمزه است که در حال ورود می باشد.

مردی فریاد میزند:«حمزه…حمزه» و همین آکسیون در کنتراست سکانس به قول آیزنشتاین یک آتراکسیون ایجابی از ساحت پرسوناژ حمزه برایمان تثبیت میکند و همین آشناپنداری در فرم صلابت دراماتیک به خود میگیرد. پیرنگ از ابتدا تا به انتها حول پرسوناژهای اصلی، یک توازن و قرینهسازی متقارن در میان دو قطب ایجاد کرده، تا جایی که میتوان گفت یک رابطهی دیالیکتیکی علت و معلولی به وجود میآورد.
علت در اینجا سوژهی ملتهب یعنی بشارت محمد (ص) برای مردم بت پرست مکه است و معلول، قهرمانان و ضدقهرمانان سپاه خیر و شر. حال این سیر دراماتیک همچون اسلوب آثار کلاسیک، از سایه افکندن نیروی پراگماتیسمی ضد قهرمانها شروع شده و در نهایت به پیروزی پیامبر و یارانش ختم میشود.

اما در این بین ایراد اصلیای که میتوان به فیلم گرفت، تغییر ناپذیری در ساحت کاراکترها در فصل سوم روایت است. همانطور که براساس تاریخ میدانیم، مدت زمان بعثت رسول خدا تا جنگهای بدر و احد حدود ۲۰ سال به طول میانجامد، اما در این روند مخاطب تغییری را در سن و میمیک صورت صحابه نمیبیند و این امر ضعف اساسی فیلم محسوب میشود.
اما نکتهی مهم و درخشان «محمد رسولالله» نمایش منظم و منسجم جنگها در صحرای کویری عربستان است که با زبان فرم روایت میشود. مهمترین و تاثیرگذارترین سکانس این جنگها، نبرد نخست مسلمانان با کفار است. دوربین در نمایی آی-لول و با به تصویر کشیدن جنگ تن به تن، درام را بدون هیجان کاذب به نمایش میگذارد و عقاد در اینجا برای احترام به عقاید مذهب تشیع تصویر حضرت علی علیهالسلام را همچون پیغمبر نشان نمیدهد و فقط نیمی از شمشیر معروف وی یعنی ذوالفقار را میبینیم.

این سکانس به دلیل نمایش اولین برخورد جدی دو قطب با هم، به حدی مهم بوده که خود شخص مصطفی عقاد ذوالفقار را به دست گرفته است. (با نگاهی به تصاویر پشت صحنه) اما شاید این ناپیدایی علیبن ابیطالب در این سکانس برای مخاطب جهانی سئوال به وجود آورد که چرا فیلمساز او را نشان نمیدهد اما با این وجود عقاد به این مفروض انگاری ساحت کاراکترش وفادار مانده و مهمترین صحابه و جانشین پیامبر اسلام را در قدرتی پنهان به نمایش میگذارد.
«محمد رسولالله» در میان آثار فاخر با تم مذهبی/تاریخی یک اثر شکوهمند به حساب میآید که به دور از شعار و سانتیمانتالیسم، قصهاش را در مدت زمان سه ساعت روایت میکند. با اینکه در پس تفکر فیلمساز یک ایدئولوژی مذهبی خوابیده است اما فیلم به ورطهی شعاری شدن و تصنعی بودن نمیغلتد، بلکه با زبان فرم یک محتوای درست دینی خلق نموده و در ذهن ما یک نوستالژی ساختارمند را میآفریند.
مصطفی عقاد با فیلم بعدیاش، شاهکار کمالیافتهی شیر صحرا (عمر مختار)، ثابت کرد که «محمد رسولالله» یک اتفاق ناگهانی نبوده و در آن فیلم هم آنتونی کوئین همچون اینجا، پرسوناژ مذهبی قدرتمند دیگری را خلق میکند. کوئین با آفریدن پرسوناژ حمزه و با بازی درخشان و ماندگار خود کاری کرد که تا همیشه اگر اسمی از عموی پیامبر برده شود ما ناخودآگاه در ذهنمان تصویر او را مجسم میکنیم و به یاد میآوریم.
«محمد رسولالله» فیلمی است برای تاریخ و برای جاودان شدن و ماندگاری و هنوز آثار ابتدایی و آماتوری و تصنعیای همچون محمد (ص) مجیدی مجیدی به گرد پایش هم نمیرسند.
نوشته نقد فیلم محمد رسول الله ساخته مصطفی عقاد – عظمت تکرار نشدنی اولین بار در نقد و معرفی فیلم و سریال. پدیدار شد.