در تاریخ سینما همانقدر که کارگردانان مهم و تاثیرگذاری داریم، همانقدر هم کارگردانانی داریم که نام و حرفهی آنها با فیلم/فیلمهایی خاص عجین شده و هرگاه که نام آنها بیاید، همان فیلمها در ذهن ما تداعی میشوند و هرگاه نیز نام همان فیلمها را بشنویم، نام کارگردان برایمان یادآوری خواهد شد. یکی از این کارگردانان که نامش با فیلم/فیلمهایی گرهی سختی خورده، پیتر جکسون است.
پیتر رابرت جکسون، به تاریخ سیویکم اکتبر ۱۹۶۱ در نیوزیلند به دنیا آمد. زمانی که در هشت سالگی دوربین هشت میلیمتری هدیه گرفت، شاید کسی فکر نمیکرد که او روزی میتواند یکی از کارگردانان مشهور و تاثیرگذار سینما باشد. اما علاقهی او به سینما و فیلم دیدن، باعث شد تا درس خواندنش را نیمهکاره رها کند و آنقدر با دوربین و فیلمنامههایی که نوشته بود، کلنجار برود تا بتواند فیلمی کمهزینه و کوچک اما سینمایی بسازد.
در اوایل دههی هشتاد در نیوزیلند، پیتر جکسون به همراه دوستانش، فیلمی ساختند که خبر از دنیای ذهنی کارگردانی میداد که گویا قصد نداشت در دنیای واقعی و روزمره سیر کند و علاقهی او به داستانهای فانتزی و حماسی از همان اثر ابتداییاش نیز مشهود بود.

استمرار جکسون در راه فیلمسازی، علاقهی او به داستانهای فانتزی/تخیلی مثل کینگ کونگ و البته علاقهی فراوان او به داستانهای جذاب پروفسور جان رونالد روئل تالکین باعث شد تا ادامهی راه فیلمسازی جکسون پیوندی ناگسستنی با داستانهای فانتزی داشته باشد و هرچه که به سمت جلو میرفت، این علاقه بیشتر نمود پیدا میکرد.
در سالهایی که سینما در حال تلاش برای استفادهی حداکثری و بهتر از جلوههای ویژه بود، جکسون نیز بیکار نبود و در حال تلاش برای همکاری با یک تیم جلوههای ویژه در راه ساخت فیلمهایش بود. سرانجام و پس از ساخت چند فیلم کوچک و کمهزینه، او در نیمهی نخست دههی نود موفق شد تا به هالیوود راه پیدا کند و فیلمی جدی بسازد.

«مخلوقات آسمانی» که اقتباسی از یک داستان واقعی بود، نویددهندهی روزهای خوب پیشرو برای جکسون بود. او که همواره سودای ساخت «کینگ کونگ» را در سر میپروراند و سالها بود فیلمنامهی آن را در دست نگارش داشت، به دلیل همزمانی ساخت این فیلم با فیلمی دیگر دربارهی یک گوریل، مجبور به تعویق انداختن این پروژه شد.
اما رویاهای بزرگ او این اجازه را نمیدادند تا دست روی دست بگذارد، پس سرانجام در سال ۱۹۹۷ موفق شد تا مجوز نوشتن فیلمنامه و ساختن فیلم/فیلمهایی را از روی کتابهای معروف و البته موردعلاقهی دوران نوجوانی خود یعنی ارباب حلقهها، به دست آورد و تا سال ۲۰۰۳ که اولین قسمت از این سهگانهی معروف ساخته شود، او درگیر نوشتن فیلمنامهای دقیق از روی این داستانهای جذاب بود. اینجا نقطهی عطف و مهمترین روزهای زندگی پیتر جکسون است.

جایی که نام او را با فیلمی پیوند میزند و اگر او هیچ فیلم دیگری هم در کارنامه نداشت، با همین سهگانه میتوانست نامی ابدی برای خود دستوپا کند. سهگانهی ارباب حلقهها که در سه سال متوالی اکران شدند و گیشهها و جوایز را درو کردند، از نمونهایترین آثار سینما در راه ساخت فیلمی فانتزی/حماسی هستند. یعنی میتوان گفت همانقدر که فیلمهای جنگ ستارگان در زمان خود مهم بودند و هم از لحاظ فیلمنامهنویسی و هم از لحاظ پرداخت، توانستند تکانی بزرگ به سینما بدهند، در آغاز قرن جدید و با ورود و هجوم تکنولوژیهای بسیار بیشتر به سینما، سهگانهی پیتر جکسون هم برای نسل جدید چنین نقشی را ایفا میکرد.
ارباب حلقهها از لحاظ ساخت جهان درونی و منحصربهفرد برای خود در قلهی سینما میایستد، طوری که به راحتی میتوان آن انسانهای کوتاهقد پشمالو با خانههایی کوچک را باور نمود و سفر قهرمان را به وضوح در تکتک لحظههای فیلمها دید و حس کرد. آن صحنههای باشکوه جنگ با حضور میلیونها نفر که به کمک جلوههای ویژه ساخته شده بودند و بسیاری از آنها چهرههایی نامانوس و عجیب و غریب داشتند، و آن لحظات بدیع و جذاب که هر بار اتفاقی هیجانانگیز/دراماتیک را برای ما رقم میزدند، تجربهای خاص و یکه بود که برای سالها تنها در این سهگانهی پیتر جکسون یافت میشد و هنوز هم سر زدن گاه و بیگاه به این سهگانه و تماشای مجددش لذتی مضاعف برای طیف مختلفی از مخاطبان خواهد داشت.

گرچه که جکسون در ادامهی راه فیلمسازیاش و پس از موفقیتی بزرگ در ساخت سهگانهاش، اثر مورد علاقهی خود، یعنی کینگ کونگ را ساخت و در ادامه با اقتباس از رمان معروف آلیس سبولد، یعنی استخوانهای دوستداشتنی، فیلمی جذاب و باز هم فانتزی را ساخت و سپس از روی داستانهای تالکین دربارهی هابیتها که حضوری پررنگ در سهگانهی ارباب حلقهها داشتند، یک سهگانه با همان حال و هوای ارباب حلقهها را جلوی دوربین برد، اما به جرات میتوان گفت موفقیت و اقبال عمومی و جهانی سهگانهی ارباب حلقهها باعث شد تا کارهای دیگر او چندان به چشم نیایند و مخاطب همچنان جکسون را تنها با یک نام به یاد بیاورد.
گرچه که تلاش او در راه استفاده از جلوههای ویژه در همهی فیلمهایش و ذهن بلندپرواز او در خلق شخصیتهایی که با یک یا چند ویژگی خاص (مثلا قد کوتاه، چشمانی رنگی، گرزی در دست، حیوانی سخنگو و…) به یادآورده میشوند، کاملا قابل تقدیر و تاثیرگذار در سینما بوده است، اما شاهکار او در اوایل قرن بیستم که تکنولوژی با سرعتی وحشتناک در حال پیشرفت بود، در جایی رقم خورد که تماشای دوبارهی فیلمهای او به خصوص ارباب حلقهها، با اتکا به تکنولوژیهای امروز و فیلمهای پر زرق و برق سینما در این روزگار، همچنان جذاب است و استفادهی او از جلوههای ویژه و بصری بسیار به چشم میآید.

حتی تلاشهای او در راه استفاده از این جلوهها به جایی رسید که او تصاویر آرشیوی جنگ جهانی اول را به استودیوی خود برد و به بهترین شکل آنها را ترمیم کرد و مستندی جذاب و تماشایی به نام «آنها نباید پیر شوند» را عرضه نمود که همزمان هم ما بدانیم پیتر جکسون در راه استفاده از تکنولوژیهای روز سینما بسیار فعال است، هم یک مستند خوب دربارهی جنگ جهانی اول در دسترس باشد و هم امیدواری برای ساخت سریال ارباب حلقهها با توجه به تجربهی خوب قبلی بسیار زیاد باشد.
سریالی که میتواند موردانتظارترین سریال سالهای اخیر باشد و پس از گذشت حدود بیست سال از ساخت اولین قسمت ارباب حلقهها مجددا لذت تماشای یک اثر حماسی/فانتزی را برای ما به ارمغان بیاورد. هرچه که باشد پیتر جکسون کاری که باید را انجام داده است، او جزو کارگردانانی در تاریخ سینماست که نام خود را با اثری مهم پیوند زدهاند و آنچنان موفق بوده که از عامترین مردم تا سختگیرترین منتقدان از تماشای فیلمش لذت ببرند.
نوشته نگاهی به سینمای پیتر جکسون – مرد فانتزی های حماسی اولین بار در نقد و معرفی فیلم و سریال. پدیدار شد.