
«میزبان» فیلمی محصول بریتانیا است که راب سوج آن را کارگردانی کرده و لقب نخستین فیلم سینمایی دوران کرونا را به آن داده است. فیلمی که ایدهاش را از یک ویدئوی کوتاه اینترنتی گرفته و با توجه به مدت زمانش، اثری نیمه بلند محسوب میشود.
سوج که پیش از این سابقهی ساختن دو فیلم کوتاه را داشته با توجه به مقتضیات دوران کرونا و خانهنشینی اجباری مردم و وابستهشدن بیشتر آنها به نرمافزارهای ارتباط جمعی و همینطور دیده شدن یک ویدئوی کوتاه اینترنتی که خود آن را ساخته بود، به کمک مدیر کمپانی شودر، دست به ساخت فیلمی زده که در تیتراژ آن را به عنوان نخستین فیلم دوران کرونا معرفی میکند.
«میزبان» با توجه به زمان ساخته شدنش و مهمتر از آن شکلی که ساخته شده، میتواند نخستین فیلم کرونایی باشد. داستان فیلم داستانی بسیار ساده و کلیشهای در برخورد با موضوعی ترسناک است. داستان ارواح و انسانها و غلبهی اینها بر یکدیگر، چیزی است که در فیلم نمایش داده میشود.

شش دوست که در دوران قرنطینه از طریق نرمافزار «زوم» با یکدیگر در ارتباط هستند، شبی تصمیم میگیرند تا با حضور یک آدم حرفهای در بحث احضار ارواح، با استفاده از همان نرمافزار و گفتگوی دستهجمعی، ارواحی را احضار کنند و تجربهای جدید را برای خود رقم بزنند. چنین داستانی پیش از این بارها و بارها در فیلمهای دیگر به تصویر کشیده شده، اما چیزی که «میزبان» را متفاوت جلوه میدهد، استفاده از نرمافزار و نوع ثبت تصاویر است.
شخصیتهای فیلم که هرکدامشان پشت کامپیوتر خود نشسته و یا موبایلشان را در دست دارند، تصاویری که مربوط به خودشان است را ضبط کرده و برای کارگردان فرستادهاند. در واقع فیلمبرداری اثر از راه دور انجام شده و سپس به تدوین و جمعشدن آنها کنار یکدیگر رسیده است. از این رو فیلم راب سوج، به واقع نخستین فیلم سینمایی دوران قرنطینه است.
اما فیلم نکات جالبی را درون خود جای داده و باعث شده تا این پیرنگ کلیشهای که در اینجا با محدودیتهای بیشتری در روایت نیز همراه است، اثری قابلتوجه و جالب باشد. در ابتدای جلسهی احضار ارواح، شخصی که از دیگران حرفهایتر و باتجربهتر است از اعضای حاضر در جلسه میخواهد که به هیچوجه با ارواح شوخی نکنند و کاملا جلسه را جدی بگیرند. پس فیلم زمینهای را آماده میکند تا تغییر مسیری بدهد و اتفاقات ناگواری که میتوان آنها را تا حدودی پیشبینی کرد، رقم بزند.

یکی از دختران حاضر در جلسه به نام جما، که با موبایلش در جلسه حضور پیدا کرده، نخستین شوخی را با ارواح میکند و همه را به خطر میاندازد. حال آن شخصی که از همه با تجربهتر است، به دلیل ضعیف یودن اینترنتش از جلسه خارج میشود و تنها مردی که در این جلسه حضور دارد نیز با شوخی همسرش از جلسه خارج میشود. پس همهچیز آماده است تا ارواح خشم خود را نشان دهند. از اینجا به بعد طبیعی است که ما در انتظار وقایع نامیمونی باشیم.
به دلیل محدودیت فضا و البته محدودیت فیلمبرداری اثر، طبیعی است که کارگردان باید در قاب همان وبکمهای شخصیتها و یا دوربینهای موبایل هرچه که میخواهد را رقم بزند. اما استفادهی او از نرمافزار «زوم» و قابلیتهایش نکات جذابی را به فیلم اضافه میکند. مثلا یکی از دخترها پسزمینهای برای نرمافزار خود قرار داده که وارد اتاق میشود و موهای خود را شانه میکند. این پس زمینه همواره در حال پخش شدن است و لباسی که او در فیلم ضبط شده بر تن دارد با لباسش در جلسه یکی است.
پس زمانی که ارواح صورت او را به فجیعترین شکل ممکن به کامپیوترش میکوبند، و پس زمینهی او در حال اجراست، تناقضی جذاب به وجود میآید و پایانی تراژیک برای زندگی او رقم میخورد. یا استفاده جما از گوشی موبایلش باعث میشود تا هنگامی که او میخواهد به کمک دوستش برود، موبایل را با خود ببرد و محدودیت دوستش را که از لپتاپ استفاده میکند، در جستجوی درون خانه جبران میکند و فیلم موفق میشود به ما نشان دهد که چه چیزهایی در حال رخ دادن است.

دختر دیگری نیز از یک افکت تصویری برای خود در نرمافزار استفاده کرده و هنگامی که او از ترس در حال گریه است، آن افکت زمخت و وحشتناک در حال اجراست و تناقضی جالب را به وجود میآورد. همهی اینها باعث میشوند تا «میزبان» با تمام محدودیتهایش در تعاریف بصری و جغرافیایی، جذابیتهایی را برای ما ایجاد کند و آن حس ترسی که تا حدود زیادی نیز قابل پیشبینی است به خوبی به ما منتقل شود. ناتوانی انسان در مقابل طبیعت، همان چیزی که در اصل موضوع کرونا نیز موج میزند و انسانها با تمام پیشرفتهای تکنولوژی نتوانستند جلوی آن را بگیرند و راهحلی برایش بیندیشند، در این فیلم با توجه به موضوع و سیر اتفاقاتش نمایش داده میشود.
شخصیتها با ارواح شوخی میکنند و حالا دیگر توان مقابله با آنها را ندارند. نه تکنولوژی کمکشان میکند (اصلا عامل همهی بدبختیهایشان همین تکنولوژی است) و نه آن کسی که کارش را بلد است میتواند کمکی کند (او به واسطهی ضعیف بودن اینترنتش از جلسه رفته است). زمان کم فیلم که آن را اثری نیمه بلند کرده است، باعث میشود که فیلم خیلی زود شروع شده، اتفاقاتش رقم بخورند و در جایی غیرمنتظره پایان یابد.
هوشمندی فیلمساز در پایانبندی فیلم و عدم طمع او برای نمایش چیزهای بیشتر، باعث میشود که ما نیز مانند شخصیتها در بیاطلاعی کامل نسبت به ارواح و کارهایشان به سر ببریم و فیلم را تمام کنیم، اما در هنگام رخدادن اتفاقات با آنها همراه شده و باور کنیم که نیرویی فراانسانی در حال خالی کردن خشم خود نسبت به این آدمهاست.
فیلم کوچک راب سوج که ایدهاش را از چند فیلم دیگر با این فرم روایی گرفته و آنها را با عنوان Found Footage Horror Film یا فیلمهای ترسناک اینترنتی یا در بیان دیگر فیلمهای ترسناک پیدا شده میشناسند، با خلاقیتهای لحظهای و عدم زیادهخواهی و کوچککردن دنیای روایت خود و همسانسازی فرم روایی و محتوای درونی اثر، تبدیل به یک فیلم قابلتوجه در دوران کرونا میشود که کاملا همسو با حال و هوای این روزهای مردم جهان است. همانقدر دور از هم و همانقدر ترسناک و ناتوان.
نوشته نقد فیلم میزبان Host به کارگردانی راب ساوج – قربانی ها اولین بار در نقد و معرفی فیلم و سریال. پدیدار شد.