
«انولا هلمز» ساختهی هری بردبیر کارگردان سریالهایی چون «کشتن ایو» و «فلیبگ» است که فیلمنامهی آن را جک تورن بر اساس قسمت اول مجموعه کتابهای «انولا هولمز» نوشتهی نانسی اسپرینگر به نگارش در آورده و نتفلیکس آن را منتشر کرده است.
اساسا داستانهای شرلوک هلمز همیشه و همچنان جذاب و شنیدنی و در قالب فیلم نیز دیدنی هستند حتی حالا که فیلمهای زیادی از روی این داستانهای معمایی/جنایی ساخته شده نیز میتوانند پرکشش باشند.
حال در فیلم «انولا هولمز» با تکیه بر داستانهای نانسی اسپرینگر، شخصیت شرلوک هلمز در سایه قرار گرفته و خواهر کوچکتر او عنان کار را در دست گرفته است.

طبیعی است که به دلیل یکه بودن شخصیت شرلوک هلمز دست بردن به داستانهای اوریجینال او و خراب کردن ذهنیت همیشگی مخاطبان آن کار هوشمندانهای نیست، پس استفادهی ثانویه از حضورش در یک فیلم میتواند جذابیت بیافریند؛ اتفاقی که در این فیلم در حال رخ دادن است. فیلم به رسم فیلمهای معمایی/جنایی از دستهی آثار شرلوک هلمزی، با معرفی شخصیتها، معرفی فضا و البته چینش وقایع و المانها برای برداشت از آنها در ادامهی راه آغاز میشود.
اما برای برقراری ارتباط بیشتر با مخاطب یک فاصلهگذاری برشتی انجام شده و در جای جای اثر انولا هولمز بدون توجه به حضور دیگران با ما و رو به دوربین صحبت میکند و حتی گاهی نظرمان را میپرسد. این فاصلهگذاری باعث میشود تا شخصیت او شکل بهتری در ذهن ما به خود بگیرد. شخصیت سرکش و پرجنب و جوشی که در سر راه خود موانع زیادی برای بروز دادن این سرکشی و انرژی میبیند.

از طرفی نیز برای سهلالوصل شدن گرهگشاییهایی فیلم، شکل روایت به فلشبکهای کوتاه و در لحظه وابسته شده است. یعنی هرجا که انولا حرکتی انجام میدهد و یا معمایی را حل میکند و یا حتی توانایی غیرمنتظرهای را به عنوان یک دختر از خود بروز میدهد، جوابش در قالب فلشبکی کوتاه و در برخورد او با مادرش برای ما عیان میشود.
از این طریق به خوبی هم رابطهی مادر و دختر تعریف شده و هم شخصیتپردازی انولا به درستی انجام میشود. مثلا معمای بازی مادر و دختر با اسامی و حروف که در نتیجه به گرهگشایی اصلی فیلم ختم خواهد شد، در این رفت و برگشتها نمایش داده شده و بدون اضافات در ذهن ما شکل میگیرند.

این بازیهای زیرکانه با مخاطب که همگی در سطح فیلم رخ میدهند و ساختار روایت اثر که چندان تلاشی نمیکند تا سطح گرههای موجود درون خود، معماها، شخصیتها و حتی کنشها و واکنشهایش را از حدی بالاتر ببرد و شکلی بزرگنمایانه به خود بگیرد، باعث میشوند تا «انولا هلمز» به عنوان یک اثر جذاب و سر حال بتواند ما را با خود همراه کند.
فیلمنامه فیلم نیز با جایگذاریهای درست وقایع و المانها، شخصیتپردازی خوب و استیلیزه کردن فضای خود تاثیر بسزایی در پیشرفت پیرنگ و ایجاد جذابیت برای فیلم دارد. موانع سر راه انولا به خوبی درک و لمس میشوند و استفادهی ثانویه از حضور شرلوک هلمز معروف که در اینجا ظاهری بسیار جذاب هم دارد کمک شایانی به درک بهتر کارهای انولا خواهد کرد.

از طرفی فضای سرخوشانه و رنگارنگ فیلم با وجود چند صحنهی اکشن خوب و فیلمبرداری چشمنواز باعث شدهاند تا فیلم از لحاظ بصری نیز در سطح خوبی قرار بگیرد و به عنوان یک اثر معمایی/جنایی/کمدی/اکشن ساعاتی بیننده را با خود همراه کند و رسالت خود را به عنوان یک فیلم سرگرم کننده به خوبی انجام دهد.
چیزی که فیلم از ابتدا در شکل روایت و تصاویرش فریاد میزند و به نظر میرسد ادعای بیشتری هم ندارد و در انجام همانچیزی که هدفش بوده موفق عمل میکند.
نوشته نقد فیلم انولا هلمز ساخته هری بردبیر – شرلوک در سایه اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.