در ادامه سینمای مدرنیستی و ترویج مباحث اختلاطی جامعهشناسی – فلسفی متفکرین پستمدرنیسم همچون میشل فوکو، ژاک دریدا، ژان فرانسوا لیوتار و ژولیا کریستوا، نوعی تفکرات مضمونی و اجرایی و با بستر پساساختارگرایی وارد سینما شد.
البته باید ذکر کنیم که مبحث فرم سینمایی را نباید با موضوعات فلسفیای که در پستمدرنیسم و مدرنیسم مطرح میشود خلط نماییم چون ممکن است برای نمونه مضمون اثری در باب پادآرمانشهر یا متروپلیسهای پسامدرن باشد اما ساختار ریتمیک و روایی اثر بر مبنای فرم کلاسیک باشد؛ پس در وهلهی نخست منظور ما الفبای ساختاری فیلمیک است.
فرم پستمدرن در راستای همان تعریفی که در باب کلاسیک و مدرن داشتیم، قواعد مختص خود را داراست. در آثار پستمدرن مضمون و نوع داستانگویی بر مبنای ضدپیرنگ بنا میشود به طوری که ما در کلیت با داستانی پر از رکود و ضد و نقیضهای دراماتیک طرفیم. قلههای تماتیک در نقطهی مرکزی بدون مقدمهپردازیای شروع گشته و بیشتر درگیر دو فاز داستانی است. در قسمت تکنیک و میزانسندهی اساساً با نوعی آوانگاردیسم تکنیکی و اختلاط بیرویه و آنارشی ژانرها طرفیم.
در فرم پستمدرن با دو گزینهی پیشبرد درام طرفیم:
– شاخهی غیرخطی:
در این نوع روایت با آثار ضدقصه و حتی ضدپرسوناژ طرفیم و فیلم پر است از ابهام چندگانه سوبژکتیو و ابژکتیو. شروع فرم پستمدرن بیشتر با این الگوریتم استارت میخورد مانند آثار آلن رنه (سال گذشته در مارین باد، موریل: زمان رجعت)، بونوئل (جذابیت پنهان بورژوازی، شبح آزادی)، برگمان (پرسونا)، آنتونیونی (آگراندیسمان)، لینچ (بزرگراه گمشده، بلوار مالهالند)، فونتریه (عنصر جنایت، داگویل)، گاسپار نوئه (برگشت ناپذیر، ورود به خلا).

– شاخهی ارجاع کلاسیکی:
این نوع سینما با داشتن یک خط داستان، به موضوعات ابزورد و کمدیهای پوچ و وضعیتهای جفنگ میپردازد و دائماً به سنت سینمای کلاسیک ارجاع میزند، مثلاً یکدفعه فیلم وارد ژانر کمدی کلاسیک گشته اما ناگهان در دل همان کمدی، روایت تغییر لحن داده و نوآر یا ترسناک میشود و فیلمساز در این قسم از روایت با همه چیز و همهی نوستالژیها شوخی میکند.

نمونهی بارزش فیلم «بیل را بکش»، «داستانهای عامه پسند»، «حرامزادههای لعنتی» تارانتینو یا برخی از آثار برادران کوئن است. در همین راستا نوع پردازش ابزوردیسم (فضای جفنگ) که اساساً از نمایشنامههای ساموئل بکت و هارولد پینتر و ادوارد آلبی نشئت گرفته و یکی از نخستین مولفههای پیشروندهی ضدپیرنگی در ادبیات نمایشی پستمدرنیسم است، در فرم روایی آثار این چنینی در سینما، کلیت فرم پستمدرن در این شاخه را میسازد. بهترین نمونهی بارز سینمای اختلاطی و آنارشی روی اندرسون و جیم جارموش است.
نوشته اصطلاحات سینمایی (۶) – فرم پست مدرن اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.