
«وقتی همه خواب بودند» سومین فیلم بلند سینمایی فریدون حسنپور است که آن را در یکی از روستاهای شمال کشور ساخته. فیلم به موضوعی اعتقادی/مذهبی میپردازد و مانند دیگر فیلمها و سریالهای او، نویسندگی فیلمنامه را نیز خودش بر عهده داشته است.
سینمای حسنپور از آن سینماهایی است که از لحاظ مدیوم تصویری بیشتر نزدیک به فیلمهای تلویزیونی خودش و از لحاظ مضمونی نیز بیشتر در راستای عقاید و سنتها گام بر میدارد و علاقهی او به موطن خود باعث شده تا بیشتر فیلمهایش در شمال کشور ساخته شوند.
«وقتی همه خواب بودند» نیز از این قاعده مستثنی نیست و شاید تفاوت بزرگش با دیگر فیلمهای او حضور چند بازیگر مطرح در فیلم باشد. فیلم با موضوع رفتن بیبی (گلاب آدینه) به مکه آغاز میشود. بیبی که همواره آرزوی رفتن به حج را داشته، محبوب اهالی روستاست و چشمش خوب نمیبیند و از لحاظ جسمانی هم ضعیف است ولی دوست ندارد دست از آرزوی خود بکشد.

در این میان مشکریم که ظاهرا چندان محبوب و خوشاخلاق نیست نمیخواهد بیبی به حج برود و دوست دارد خودش به جای او به این سفر برود و در همین حین سازمان اعلام میکند که بیبی اجازهی سفر ندارد و مشکریم فرصت را مغتنم میشمارد که جای او را بگیرد. اما محبوبیت بیبی باعث میشود تا بچههای روستا (که او همهی آنها را به عنوان ماما به دنیا آورده) او را به یک سفر حج خیالی ببرند. تقابل خیر و شر در فیلم با قرار دادن المانهایی گلدرشت برای هرکدام از آنها شکل میگیرد و این موضوع در همان ابتدا به فیلم ضربه وارد میکند.
پلات اصلی فیلم (بدون در نظر گرفتن اجرای اشتباه و جزییات اشتباهش) که محدود به همین چند خط میشود و ظاهرا برای بعد از آن چیزی نوشته نشده، میتواند جذاب و پرکشش باشد. زیرا هم تقابل شخصیت خوب در مقابل شخصیت بد در آن در نظر گرفته شده و هم سفری پیشپای شخصیتهاست و سفر در سینما اصولا راهی برای رسیدن به یک پیرنگ تحصیل یا بلوغ است، یعنی شخصیت از نقطهای با ناآگاهی در مورد مسالهای سفر را آغاز میکند و در انتهای سفر با چیزهایی که دیده و تجربه کرده، به شناختی در مورد همان موضوع و البته زندگی میرسد.

اما «وقتی همه خواب بودند» تنها سفر را آغاز میکند و بهانهی سفر رفتن را به شخصیتهایش میدهد. از اینجا به بعد فیلم وارد یک چرخه از لانگشاتها، نمایش جغرافیای سرسبز شمال و رقمزدن اتفاقات دمدستی میشود. بیبی که به ظاهر انسان کامل و بیخطایی است، در این سفر دستاوردی نخواهد داشت و بچههای همراه او نیز هنوز به مرحلهای نرسیدند تا بخواهند تغییر را تجربه نمایند.
در این میان دو جوان عاشقپیشه میمانند و مشکریم که به دنبال آنها راه افتاده تا پیدایشان کند. رابطهی دو جوان در طول این سفر محدود به چند نگاه و چند اجرای اغراقشده میشود و حتی لحظهای بار دراماتیک فیلم روی دوش آنها نمیافتد و شناخت آنها نسبت به یکدیگر، به محیط اطراف و به زندگی نیز تغییر نمیکند.

مشکریم هم که معلوم نیست چرا از دست عالم و آدم عصبانی است و این سفر را پای پیاده به دنبال دیگران میرود، با خوردن یک سنگ از جانب بیبی در لحظهی طواف خیالی او (اشاره به سنگزدن به شیطان) دچار تغییر میشود و در این میان هیچ سیری از تحول او دیده نمیشود. این در حالی است که فیلم با به میان آوردن سفر و قرار دادن دو شخصیت متضاد نسبت به هم و همچنین مطرح کردن بحث مهم اعتقادی حج، زمینهی نمایش این تغییر را دارد، اما با وامگیری از فیلمهایی چون «اینجا چراغی روشن است» در پرداخت شخصیت نصیر (محمدرضا فروتن) و تلاش برای شبیه کردن شخصیت بیبی به شخصیت مادر در فیلم «مادر» و گرفتن صحنههایی همچون «زیر درختان زیتون» موفق نمیشود تا هویتی مستقل برای خود بسازد و در همان سطحی که از ابتدا بوده تا انتها نیز باقی میماند و هیچ حرکتی نمیکند.
گویی فیلم در واقع در تمام مدت یک شعار بزرگ را در دست گرفته و آن را حرکت میدهد، بیآنکه تلاش کند تا به شخصیتها، پیرنگ و خردهپیرنگها عمق ببخشید و کارکرد درستی برای آنها بیابد. طبیعی است وقتی موضوع فیلم یک موضوع مذهبی مهم برای فرهنگ ماست، نیاز به پرداخت دقیقتر و درستتر و مشخص کردن موضع خود نسبت به این موضوع مهم دارد، اتفاقی که به هیچوجه در فیلم حسنپور رخ نمیدهد و در این بین آوازهای میان فیلم و تصاویر گاها زیبا نیز کارکردی نخواهند داشت.
شاید تکیهی کارگردان بر حضور بازیگران نامدارش بوده که حضور آنها، اولا به خاطر پرداخت نادرست و عدم شناساندن آنها به ما و ثانیا به دلیل اجرای اغراقشده و بدون عمقشان در نقش یک روستایی با لهجه و فرهنگی خاص، دچار شکست خواهد بود و میتوان به جرات گفت که حتی بازیهای بازیگران نیز خوب نیستند و کاری از پیش نمیبرند.
در نهایت «وقتی همه خواب بودند» پتانسیل تبدیل شدن به یک فیلم خوب در مورد موضوعی مهم در فرهنگ ما را دارا بوده که با سهلانگاری و عجله در پرداخت مواجه شده و نتیجهاش چیزی جز یک فیلم بیهدف و گلدرشت نیست که هیجکدام از اجزایش به درستی کار نمیکنند.
نوشته نقد فیلم وقتی همه خواب بودند ساخته فریدون حسن پور – معشوق همینجاست اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.