مایکل مور یکی از جنجالیترین مستندسازان تاریخ است و در آثارش به تمام جنبههای زندگی آمریکایی پرداخته است. مور همواره با نگاهی صادقانه ولی بیرحم (و گاه با طنزی سیاه) به نقاط منفی آمریکا – از نظام سلامت گرفته تا نظام اقتصادی و فرهنگ استفاده از سلاح در این کشور – پرداخته است و امید داشته که این نقاط منفی را به نقاط مثبت تبدیل کند. بسیاری از منتقدین او معتقدند که وی از ایالاتمتحده نفرت دارد، اما مدافعانش میگویند لازم است نقاط ضعف را فریاد زد تا بتوان دوباره اوضاع را بهبود داد.
مور که اهل شهر فلینت ایالت میشگیان است با بیرحمی به سوژههایش میتازد تا بفهمد چرا چنین وضعیتی دارند. اما شاید تعجببرانگیز باشد که بدانیم او فقط مستندهای غیرداستانی نمیسازد، بلکه در ابتدای دوران فیلمسازیاش یک فیلم کمدی نیز کارگردانی کرده است. او یکی از منحصربهفردترین صداهایی است که امروزه در جامعه آمریکایی شنیده میشود و البته یکی از مشهورترین افرادی است که در دنیای مستندسازی فعالیت میکند.
مور خط فکری خاص خودش را دارد و یک اپوزسیون تمام عیار برای حکومت آمریکا به شمار میرود. او همانقدر که مستندساز زبردستی است، نویسنده بزرگی هم محسوب میشود و فهرست تالیفاتش در مقایسه با محصولات مستندی که ساخته، چندان کوتاهتر نیست.

از میان آثار مهم مایکل مور، دو مستند با عنوان «فارنهایت ۱۱/۹» و «فارنهایت ۹/۱۱» از بقیه مشهورتر هستند؛ اولی زوایای پنهان حادثه یازده سپتامبر را مورد کنکاش قرار میدهد و برخورد دولتمردان آمریکایی و به خصوص دیک چنی و جورج بوش با این فاجعه را نقد میکند، درحالی که دومی به انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا و شخصیت او میپردازد و نتایج اسفناک انتخاب ترامپ را همسنگ با حادثه یازده سپتامبر میداند. مور برای مستند «فارنهایت ۱۱/۹» موفق شد جایزه نخل طلای کن ۲۰۰۴ را از آن خود کند که تا به امروز مهمترین افتخار زندگی هنری او هم محسوب میشود.
از دیگر آثار مهم مایکل مور میتوان به «بعد به کجا حمله کنیم؟» محصول ۲۰۱۵ اشاره کرد که اثری نقادانه و تند و تیز علیه سیاستهای جنگ طلبانه ایالات متحده به شمار میرود. در این مستند مور سفر به مناطق مختلف جهان را آغاز میکند و با بررسی نظامهای آموزشی و تربیتی مناطق مختلف اروپا، نشان میدهد که جنگگریزی و صلحطلبی از مفاهیمی است که باید آموزش داده شود، اما نظام آموزشی و فرهنگی ایالات متحده عملا به ترویج جنگطلبی دامن میزند.
مایکل مور که کارنامهاش مملو از جوایز مختلف سینمایی عموما از جشنوارههای خارج از آمریکاست، مستند مهم دیگری به نام «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» محصول ۲۰۰۹ را هم ساخته که به نقد ساختارهای اقتصاد کاپیتالیستی ایالات متحده میپردازد. در این نوشته به ردهبندی آثار او خواهیم پرداخت.
بولینگ برای کلمباین محصول سال ۲۰۰۹
«بولینگ برای کلمباین» چهارمین فیلم مایکل مور و احتمالاً پر حاشیهترین فیلمی است که او ساخته است. این فیلم به بررسی رابطه آمریکا با سلاحها و عوامل دخیل در کشتار فجیع دبیرستان کلمباین در سال ۱۹۹۹ میپردازد و عملاً باعث شد مور در آمریکا مشهور شود.

این فیلم جدی و خشن است و بخش زیادی از آن هنوز هم پس از گذشت این همه زمان، صحیح و مرتبط است. به همین خاطر است که این فیلم، بهترین اثر او تا به امروز است.
فارنهایت ۹/۱۱ محصول سال ۲۰۱۸
جدیدترین اثر مور احتمالا یکی از مشهورترین مستندهایش باشد. او این بار به وضعیت کنونی سیاستهای آمریکا و دولت ترامپ پرداخته است.

این فیلم جدیتر از فیلم قبلی است و مور از زمان بهخوبی استفاده میکند تا ریشههای الهامبخش جنبشهایی که هماکنون در آمریکا در حال وقوع هستند را نشان بدهد. این فیلم علاوه بر سایر موارد، فراخوانی رسا و قوی برای اقدام کردن هم هست.
راجر و من محصول سال ۱۹۸۹
اولین مستند مور، تا به امروز شخصیترین فیلم او بوده است. این مسئله بدین خاطر است که فیلم بهطور مستقیم به زادگاه دوستداشتنی او شهر فلینت میپردازد که در آن «ب. اسمیت» مدیرعامل سابق «جنرال موتورز» کارخانهای را تعطیل کرده و منجر به بیکار شدن ۳۰ هزار نفر شده است.

به همین خاطر است که این فیلم اینقدر خوب است: چون بیننده میتواند ببیند که مور چقدر نگران این مسائل است و این موضوعات چقدر برایش حائز اهمیت هستند.
سیکو محصول سال ۲۰۰۷
مور مستند «سیکو» را در سال ۲۰۰۷ و سالها قبل از آن ساخته است که نظام سلامت به موضوع بحثها و مناظرات سیاسی تبدیل شود. او در این مستند، نظام سلامت آمریکا را با نظامهای سلامت سایر کشورهای جهان مقایسه میکند.

این فیلم مانند بعضی از دیگر آثار او تلخ و مخالف خوان نیست، بلکه نگاهی همدردانه به این موضوع دارد که آمریکا چطور میتواند یکی از پر مشکلترین نظامهای خودش را بهبود دهد.
بعد به کجا حمله کنیم؟ محصول سال ۲۰۱۵
فیلم «بعد به کجا حمله کنیم» که در اواخر دولت اوباما ساختهشده است، احتمالاً خوشبینانهترین اثر مور تاکنون است. کارگردان در نقش یک «مهاجم» تکنفره در سراسر دنیا گذر میکند تا بفهمد آمریکا میتواند چه چیزی را از کشورهای دیگر یاد بگیرد.

مور در مورد چیزهایی در کشورهای دیگر صحبت میکند که آمریکا میتواند برای تبدیل شدن به جایی بهتر برای زندگی از آنها یاد بگیرد، مثل سیاستهای خوب ایتالیا برای تعطیلات کارگرانش یا قوانین پیشروی تونس در زمینه حقوق زنان.
کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه محصول سال ۲۰۰۹
مابین پایان دوره دولت بوش و شروع دولت اوباما، بسیاری از آمریکاییها با این حس مواجه بودند که اصلاً نمیدانند کشور در سالهای آینده به چه سمتی خواهد رفت؟ «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» تلاش مور برای ارائه جوابی به این سؤال است.

حالا بعد از گذشت ده سال، یک ساعت ابتدایی فیلم قدیمی و نامناسب به نظر میرسد ولی نیم ساعت آخر آن شدیداً پر از اطلاعات مفیدی است که در مورد هر دو سمت ماجرا و افرادی ارائه میکند که در چرخه اقتصاد آمریکا در نیمه دوم قرن بیستم نقش داشتند.
فارنهایت ۱۱/۹ محصول سال ۲۰۰۴
این فیلم که در اواخر دوره اول دولت «جورج دبلیو. بوش» منتشر شد، نگاهی نقادانه به ریاست جمهوری بوش، جنگ علیه ترور و نحوه پوشش رسانهها از دوره اول ریاست جمهوری او دارد. علاوه بر آن مور با نگاهی عمیق به بررسی روشهایی میپردازد که شرکتهای بزرگ آمریکایی با استفاده از آنها خواستار حمله به عراق بعد از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر بودند.

این فیلم بسیار جنجالی و شدیداً صریح بود و البته به بیطرفی بعضی از دیگر آثار مور هم نبود. سالهاست ریاست جمهوری بوش تمامشده ولی اثراتش هنوز باقی است و اینکه تمرکز فیلم بر روی این بود که آمریکاییهایی نباید به او رأی میدادند. این فیلم ابزاری مناسب و جالب برای آشنایی با فضای اواسط دهه ۲۰۰۰ است.
گُنده محصول سال ۱۹۹۷
سه مستند دیگری که بعد از «گنده» در این فهرست قرار دارند، قطعاً آثار ضعیفتر مور هستند. تمرکز اولیه و اصلی «گنده» بر روی تور کتاب مور در سال ۱۹۹۶ است و نگاهی هم به وضعیت وقت شکستهای اقتصادی آمریکا در دوران ریاست جمهوری کلینتون دارد.

این فیلم ارزشمند است چرا که در زمانی که افراد زیادی ادعا میکردند مور تنها روی نقاط ضعف راستها متمرکز است، به نقد چپها میپردازد. اما در کل «گنده» یکی از آثار اوست که موفقیت زیادی کسب نکرد.
مایکل مور در ترامپلند (سرزمین ترامپ) محصول سال ۲۰۱۶
«مایکل مور در ترامپلند» قبل از انتخابات سال ۲۰۱۶ منتشر شد و در آن مور سعی میکند تا یک ماه قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بین دونالد ترامپ و هیلاری کلینتون، نمایشی تکنفره را در ایالت اوهایو برگزار کند.

این فیلم هم مثل مستند «گنده» بیشتر به خود مور و کمتر به مسائلی میپردازد که کشور درگیرش است (اگرچه موضوع آن نمایش تکنفره تماماً در مورد آمریکا بود). این فیلم را بهسختی میشود در اینترنت پیدا کرد و شاید این اتفاق مثبتی باشد. احتمالاً اینیکی از فیلمهای مور است که نباید دید.
قیام علافها محصول سال ۲۰۰۷
«قیام غلافها» فیلم دیگریست که بهجای پرداختن به یک مسئله واقعی، خود مور را دنبال میکند. کارگردان در این فیلم در زمان انتخابات ۲۰۰۴ در دانشگاههای مختلف میچرخد و تلاش میکند تا روی جمعیت ۱۸ تا ۲۹ ساله تمرکز کند.

حالا با گذشت پانزده سال از این فیلم، جالب است بدانید که اینیکی از اولین فیلمهایی بود که خود فیلمساز امکان بارگیری آن از طریق اینترنت (دانلود) را فراهم کرده بود. این فیلم ضعیفترین اثر مور تاکنون است.
بِیکِن کانادایی محصول سال ۱۹۹۵
مور بهعنوان یک مستندساز شناخته میشود ولی او یک فیلم کمدی هم در کارنامهاش دارد. «بیکن کانادایی» با بازی «جان کندی» در مورد رئیسجمهور ایالاتمتحده و تلاشش برای بدنام کردن کاناداست تا محبوبیت خودش افزایش یابد.

مور در این فیلم هم مثل دیگر فیلمها، کاملاً خودش بوده؛ اما مخاطبین و منتقدین در اهمیت ندادن به آن همعقیده بودند. به نظر میرسد که مور بهخوبی از این فیلم تجربه به دست آورده و تاکنون دیگر از مسیر فیلمهای مستند خارج نشده است.
نوشته رده بندی فیلم های مایکل مور – یاغی آمریکایی اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.