
داستان از کوچه پسکوچههای اصفهان از خانهای شروع شد که یک پسر بچهی نوجوان با مادربزرگش زندگی میکرد. پسر بچهای کنجکاو با شیطنتی خاص به اسم مجید که هنوز با گذشت سالها از دیده شدنش هنوز حس جذاب نوستالژیک بودن را در آدم زنده میکند.
قصههای مجید و همه اتفاقات قشنگی که برایش رقم میخورد و معلم دوستداشتنیاش، آقای حیدری، و مدرسه حلبیان همه و همه برای ما خاطرهانگیز هستند.
«قصههای مجید» با در نظر قرار دادن بسیاری از نکات آموزشی در کنار زیباترین و طبیعیترین بازیها به دور از هر گونه شعار هنوز بچهی سه ساله تا آدم ۹۹ ساله را پای تلویزیون به همان قوت گذشته میخکوب میکند.
اصلا «قصههای مجید» فراتر از یک اثر کودکانه است و آن را میتوان به عنوان یکی از سرمایههای هنری کشور در عرصهی سینما و تلویزیون قلمداد کرد.
پور احمد، «قصههای مجید» را از روی داستان هوشنگ مرادی کرمانی ،این قصهگوی ایرانی، اقتباس کرد و با دمیدن روح سینمایی در آن و پرورشش، این قصه را به شاهکاری ماندگار بدل کرد. او با بازی گرفتن زشتیها و ناملایمات، واقعیت زندگی مجید را در عین سادگی به مخاطبش القا میکند.
به قول پور احمد: « من داعیهی بیان معانی بزرگ ندارم، اما میدانم که راز، هرچه هست، در همین واقعیت هستی نهفته است که ما در آن حضور داریم.»
همه چیز در این سریال شیرین است از کاشیهای مسجد شیخ لطفالله، طاق ضربی، هشتی، حوض، پاشویه، باغچه و بهار خواب گرفته تا لهجهی شیرین اصفهانی.
و بیخود نیست که سید مرتضی آوینی دربارهی این اثر میگوید: « چقدر ایرانی است! … دلم میخواهد «قصههای مجید» را تنهای تنها تماشا کنم تا ناچار نشوم که جلوی گریهام را بگیرم. دوستت دارم، ایران!»
حال با تمام تفاسیری که گفتیم و نکاتی که شاید بازگوییاش در این مجال نگنجد، قصد داریم به بررسی ماندگاری این سریال هنوز پس از دو دهه بپردازیم.
نوشته چرا قصه های مجید هنوز جذاب است؟ اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.