خبرهای شوکهکننده فوت چهرههای سرشناس و هنرمندان برجسته همچنان ادامه دارد و مخابره دومینووار عبارتهای بهتآور اما واقعی درباره مرگ هنرمندان ایران و جهان، گاه و بیگاه هنردوستان را اندوهگین میکند.
یکی از خبرهای تلخی که در مقطع کنونی با بازخورد گستردهای در سطح جهان همراه شد، خبر درگذشت چادویک بوزمن بازیگر محبوب نقش پلنگ سیاه در مجموعه پرطرفدار مارول بود که قلب اکثر علاقهمندان به سینما در سراسر جهان، با شنیدنش فشرده شد. شاید پس از مطلع شدن از واقعه، چند ثانیهای طول کشید تا عاشقان سینما بتوانند مرز بین دنیای فانتزی مارول و جهان واقعی را پیدا کنند و برای پرسش فانتزی «مگر پلنگ سیاه هم میمیرد؟» پاسخی واقعی بیابند.

خبر اما حقیقت داشت. باور کردنش سخت است. پادشاه دوستداشتنی سرزمین واکاندا، درست در تمام آن روزهایی که در شمایل ابرقهرمان تازه نفس و رنگین پوست مارول میدرخشید، در جبههای دیگر مخفیانه با بیماری سرطان پیشرفتهاش مبارزه میکرد. مبارزاتش در جبهه نخست را میلیونها تماشاگر میدیدند و میدانستند که همیشه به پیروزی منجر خواهد شد؛ اما جنگ نابرابرش با سرطان، چونان که از یک شاه برای حفظ آرامش مردمش برمیآید، پنهانی و صبورانه پیش میرفت تا اینکه بالاخره پس از چهار سال، کشور واکاندا بیشاه شد و دنیای مارول از جاافتادهترین ابرقهرمان سمبلیکش در سالهای اخیر، محروم شد.
چادویک بوزمن، بازیگر رنگین پوست آمریکایی متولد ۱۹۷۶، از آن هنرپیشههایی نبود که کارنامهاش پر از آثار درخشان در همکاریهای پیاپی با فیلمسازان سطح اول جهان باشد یا طاقچه اتاقش به ریل قطاری بماند که واگنهایش را مجسمههای اهدایی فستیوالهای مختلف تشکیل دادهاند. برعکس، او یک بازیگر کاملا معمولی بود که اکثر تیرهایش در زندگی به سنگ خورده بودند؛ اما خودش را در زمان مناسب به مکان درست رساند تا شانس و پشتکارش بر هم منطبق شوند و جام اکسیر جاودانگی را در جهان جادویی مارول بنوشد.
شکی نیست که اگر فرشته مرگ مهلت بیشتری به او میداد، بوزمن تازه در سراشیبی سپری کردن دوران ستارهبودن قرار گرفته بود و میتوانست انواع نقشآفرینیهای ماندگار در سینما را به نام خودش ثبت کند. ولی بدبختانه فرشته مرگ نه از کسی اجازه میگیرد و نه رزومه افراد برایش کوچکترین اهمیتی دارد.

چادویک بوزمن که نقش اول فیلم «۴۲»، محصول ۲۰۱۳ و اثر برایان هلگلند را ایفا کرده بود، توانست گوشهای از تواناییهایش را با بازی در این فیلم درام ورزشی و بیوگرافیک به نمایش بگذارد. یک سال بعد، بوزمن با نقش اصلی فیلم «برخیز»، اثر تیت تیلور، که آن هم یک درام بیوگرافیک دیگر درباره جیمز براون خواننده رنگینپوست و مشهور آمریکایی بود، حسابی خوش درخشید. او که در نقشهای مکمل و فرعی دو فیلم «خدایان مصر» و «روز عضوگیری» هم اجراهای آبرومندی به نمایش گذاشته بود، از سال ۲۰۱۶ با ذوب شدن در یکی از بهترین ابرقهرمانهای قرن حاضر، تصویر خود را برای همیشه در ذهن مخاطبان پرتعداد مجموعه فیلمهای مارول حک کرد.
بوزمن در دقایق پایانی فیلم «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» در قالب شخصیت جدید و متفاوت جهان مارول به مخاطبان معرفی شد و دو سال بعد با فیلم منحصربهفرد خودش، یعنی «پلنگ سیاه»، به کارگردانی رایان کوگلر (کسی که خودش هم نخستین کارگردان سیاهپوست دنیای سینمایی مارول محسوب میشد)، ابرقهرمان سیاهپوست جهان مارول را به صدر اخبار سینمایی رساند. پلنگ سیاه در شرایطی به اوج محوبیت رسید که جامعه جهانی و بالاخص جامعه آمریکا به شدت از تبعیض نژادی رنج میبرد و ورود او به تیم قهرمانان گروه «انتقامجویان» برای جوامعی که از مسائل نژادپرستانه به ستوه آمدهاند، جذابیتی دوچندان داشت.
بوزمن در «پلنگ سیاه» شخصیتی محبوب و ابرقهرمانی متفاوت را خلق کرد که توانست از میان لباس تیره پلنگ سیاه، به قلب میلیونها مخاطب سینما در جهان، تونل بزند. طراحی ویژه پلنگ سیاه، به عنوان رهبر شجاع کشور خیالی واکاندا که همه ویژگیهای یک کشور واقعی را داشت، در کنار پرداخت مناسب شخصیت در سلسله فیلمهای جهان مارول و لباس منحصربهفرد او، عواملی بودند که به واسطه بخت بلند بوزمن، در اختیار او قرار گرفتند تا پلنگ سیاه محبوب شود.

بعلاوه، تلاش ستودنی این بازیگر فقید، روی دیگر سکه محبوبیت پلنگ سیاه بود. آمادگی بدنی بالای بوزمن، او را در به اوج رساندن پلنگ سیاه یاری کرد و تسلط قابل ملاحظهاش به شیوه بیان و حالات چهره، طی زمانی کمتر از پنج سال، پلنگ سیاه را به یکی از محبوبترین شخصیتهای سینمایی جهان تبدیل کرد. بهتآور است که امروز، پس از حدود چهار سال، مردم دنیا فهمیدهاند که آن آمادگی بالای بدنی که بیشتر از یک ورزشکار انتظار میرفت تا یک هنرپیشه، از مردی بروز میکرده که بعضی اوقات، در بین جلسات فیلمبرداری، برای شیمیدرمانی به بیمارستان مراجعه میکرده است.
چادویک بوزمن، پس از فیلم اختصاصی خودش یعنی «پلنگ سیاه»، دو بار دیگر هم این شخصیت را جلوی دوربین فیلمهای مارول برد که مجموع فعالیتهای او با این نقش را به چهار فیلم میرساند. او که نخستین بار جلوی دوربین برادران روسو به شهرت جهانی رسیده بود، در دو فیلم آخر مجموعه «انتقامجویان» با عناوین فرعی «جنگ بینهایت» و «پایان بازی»، تحت هدایت همین دو فیلمساز درخشید تا پلنگ سیاه را به یکی از مهمترین ابرقهرمانهای جهان معاصر تبدیل کند. «پنج همخون» نام تازهترین کار اوست که اخیرا در سینماها به نمایش درآمده و کارگردانی آن را اسپایک لی، فیلمساز مشهور فیلم تحسین شده «کار درست را انجام بده»، بر عهده داشته است.
فوت بوزمن در سن ۴۳ سالگی، یک ضایعه بزرگ برای سینمای جهان بود که نهتنها اهالی سینما، بلکه چهرههای مهم و شناخته شده حوزههای دیگر نیز به آن واکنش نشان دادند و اظهار تاسف کردند.
با این حال، همان تک فیلم «پلنگ سیاه» به تنهایی برای جاودانگی مردی که حرفه خود را در آغوش کشیده، کافی به نظر میرسد. به خاطر همین محبوبیت زایدالوصف است که از لحظه انتشار خبر فوتش، مردم سراسر جهان با شعار معروف کشور خیالی تحت رهبری پلنگ سیاه، یعنی «زنده باد واکاندا»، یادش را گرامی میدارند. همچنین توییت مربوط به خبر فوت چادویک بوزمن رکورد لایک در توییتر را شکسته و با نزدیک به شش میلیون لایک، اندوه مردم سراسر جهان از فوت پلنگ سیاه را نشان میدهد.
نوشته درباره میراث ماندگار بجا مانده از چادویک بوزمن – زنده باد واکاندا اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.