
اگر رضا میرکریمی را فردی مولف در عرصهی فیلمسازی به شمار آوریم، طبعا تاثیر این مولف بودن را در «تاج محل»، که تهیهکنندگی آن را برعهده داشته، به وضوح میتوان دید. وجه مشخصهی غالب آثار میرکریمی پرداخت بیپیرایه زندگی انسانهای معمولی در شهرهای کوچک است. چیزی که نه تنها در «تاج محل» به خوبی مشهود است، بلکه برگ برندهی آن نیز محسوب میشود. چرا که سینمای اجتماعی ایران به قدری کلیشهای و بیمایه گشته که اگر فیلمسازی دوربینش را به خارج از تهران و حاشیهی آن ببرد، یحتمل نیمی از مسیر موفقیت را طی کرده است.
اقباشاوی با نیمنگاهی به «بیچارگان» ویکتور هوگو فیلمنامهاش را به نگارش درآورده است. «تاج محل» داستان مردی به نام سیدحسین (عبدالجبار اقباشاوی) را روایت میکند که مسئول بخشی از یک کارخانهی کشتیسازی است. به دستور رئیس کارخانه مبنی بر تعدیل نیرو، حسین تعدادی از کارگران را اخراج میکند. حمید یوسفی (یکی از کارگران اخراج شده) برای سیر کردن شکم برادرانش دست به دزدی از خانهی سیدحسین میزند و بعدها در گریز از دست پلیس کشته میشود. سیدحسین که در عذاب وجدان مرگ حمید گرفتار شده، برادران یتیم حمید را به سرپرستی قبول میکند. 
اما چه چیز «تاج محل» را به فیلمی ویژه و قابل اعتنا بدل میکند؟ هرچند که روایت داستان در خارج از تهران نقطهی قوتی برای فیلم به حساب میآید، اما کارگردانی مستندگونه و کم خرج مزیت اصلی فیلم نسبت به سایر فیلمهای اجتماعی است. این تفاوت با آثار جریان اصلی در تیم بازیگری، فیلمبرداری، طراحی صحنه و انتخاب لوکیشنها به روشنی خود را نشان میدهد. به جز پریوش نظریه و جهانگیر میرشکاری دیگر بازیگران فیلم اقباشاوی را بازیگران ناشناس یا نابازیگران تشکیل میدهند. بازیگرانی که لهجه دارند، بیان درستی ندارند و عملا بعضی از کلمات را به بدترین شکل ممکن ادا میکنند، ولی در عوض بسیار واقعی و طبیعی به نظر میرسند.
سعید براتی، فیلمبردار «تاج محل»، تصاویر چشمنوازی را تحویلمان نمیدهد و تقریبا نورپردازی نظرگیری در فیلم وجود ندارد. حتی تصحیح رنگ اثر نیز همچون سایر فیلمهای تجاری نیست و تفاوت چندانی با واقعیت فیلمبرداری شده ندارد. به همین ترتیب طراحی صحنهها نیز کاملا رئالیستی صورت گرفته و احتمالا تلاشی برای ساخت دکور یا چنین چیزهایی انجام نشده است.
اگرچه میتوان تصور کرد که فیلم مستقل اقباشاوی بودجهی اندکی داشته، اما او به درستی این محدودیت را به یک فرصت بدل کرده است. روایت انسانهای عادی و لهجهداری که در یک شهر کوچک جنوبی زندگی میکنند، نه نیازمند ستارگان و نورپردازیهایی آنچنانی است و نه قابهایی زیبا، بلکه نیازمند فرمی است که بیشترین نزدیکی را به واقعیت داشته باشد؛ یعنی روشی که اقباشاوی انتخاب کرد و برای آن نامزد سیمرغ بهترین کارگردانی نگاه نو از جشنواره فیلم فجر شد.

در همین راستا به سکانس دزدی از خانه نگاهی بیندازیم تا رویکرد صحیح اقباشاوی در کارگردانی برایمان ملموستر شود. در این سکانس دوربین از دور به نظاره کنش مینشیند و نه به کاراکترها نزدیک میشود و نه آنها به طور واضحی نشان میدهد، بلکه تنهای صدای زد و خورد به گوشمان میرسد. فیلمساز در این سکانس حتی از تمهیداتی نظیر اسلوموشن، موسیقی و نورپردازی خیرهکننده نیز استفاده نمیکند. کنشی در این سطح از اهمیت در سادهترین شکل ممکن به تصویر درمیآید، چرا که اینها دزدانی معمولی هستند که از انسانهای کاملا عادی دزدی میکنند، نه ستارگانی که درگیر یک موقعیت دراماتیک سینمایی گشتهاند.
سانتیمانتالیسم فیلمهای اجتماعی ایران که غالبا انگیزهی تجاری دارد و در تعارض با هدف فیلمساز میباشد، در فیلم اقباشاوی کمتر به چشم میخورد؛ چه در سطح تصویر و چه در فیلمنامه، که قهرمانش را بیش از حد بزرگ نمیکند.
اقباشاوی فیلمساز دغدغهمندی است که به اطرافش توجه بسیاری دارد. اما در «تاج محل» ظاهرا یا یک نکتهی بسیار مهم را فراموش کرده یا عامدانه یک مسالهی مهم را در نظر نیاورده است. کد اشتباه دادن به تماشاگر گناه بزرگی است که فیلمساز باید به آن توجه کند. سیدحسین که یک مسئول جزئی در کارخانه است و اتفاقا با فداکاری، خودش را زودتر بازنشسته کرده عامل بدبختی و فلاکت یه عده کارگر است یا رئیسی که دستور تعدیل نیرو میدهد و کارکنانش را بیکار میکند؟
اقباشاوی آنچنان دوربینش را روی سیدحسین نگه میدارد که اگر مخاطبی دقت نکند، نمیتواند تا انتهای فیلم عامل اصلی را تشخیص دهد. علتی که نه تنها اشارهی کوچکی در میان دیالوگها به آن نمیشود، بلکه حتی در سکانس اولیهی فیلم که در کارخانه میگذرد نیز به آن پرداخته نمیشود. هرچند که فیلمساز به طور مستقیم سیدحسین را عامل بیچارگی حمید معرفی نمیکند، منتها فداکاری سیدحسین و همسرش تنها تماشاگر را از علت اصلی دور میکند. موضوع بر سر این است که یک فیلمساز دغدغهمند چرا نگاه جامعتری به اطرافش ندارد و درگیر یک سری علتهای پیش پا افتاده میشود؟
نوشته نقد فیلم تاج محل ساخته دانش اقباشاوی – روایتی از انسانهای معمولی اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.
