
چشمهایی خیره و بیروح بدون حرکتهایی اضافه، هم حکایت از اعتمادبهنفسی مثالزدنی دارند و هم زیرکانه نگاه عاقل اندر سفیه کارآگاه فرانسوی به کابینهی دولت فرانسه را نشان میدهند. وقتی ارگانهای دولتی در کشف جزئیات ترور «ژنرال دوگل»، هجدهمین رئیسجمهور فرانسه در دهه شصت ناتوانند، از کارآگاهی کمک میگیرند که هیچ سمتی رسمی ندارد.
«زینه مان» واقعهای تاریخی که ما از چندوچون و عاقبتش مطلعیم را چنان روایت میکند که جذابیت روایی دستخوش این آگاهی تاریخی بیننده نخواهد شد. راهکار «زینه مان» تأکید بر دو شخصیت منحصربهفرد و مثالزدنی است تا در رقابتی موازی، رویدادی حادثهای را پیش ببرند.
اولی آدمکشی حرفهای است با نام «چارلز کالتروپ» که از ترکیب هجاهای ابتدایی نام و نام خانوادگیاش، کلمه رمز «شغال» شکل میگیرد و دارای ویژگیهایی فوقالعاده بکر در سینمای حادثهای-پلیسی است و دیگری «کلود لبِل» که او نیز شخصیتی مثالزدنی در نوعی از سینماست که بهزعم منتقدان تا سال تولید فیلم (۱۹۷۳) نمونهاش دیده نشده بود و از سویی حتی تاکنون نیز در محافل سینمایی به عنوانی شخصیتی بدیع از او یاد میشود.

«زینه مان» در «روز شغال» با ترکیب این دو شخصیت متضاد، شکلی از روایت را میسازد که بهشدت از نظر ریتم، سریع و حسابشده است. برگردیم به «کلود لبل» با آن چشمهای خیره و بیروحش در قبال دولتیها و اینکه در سکانسی کوتاه معرفی شد. «زینه مان» برای ورود او به رویداد اصلی فیلم بهشدت حرفهای و زیرکانه عمل میکند.
برای اینکه بدانیم تا چه اندازه این کارآگاه از امور شغلیاش منفعل شده، «زینه مان» او را زمانی وارد فیلم میکند که مشغول باغچهی گلهای خانهاش است. همین کافی است تا حد فراغتش از دنیای کارآگاهی را درک کنیم و در مقابل، قبل از معرفی او، میدانیم که مأمور قتل کیست و دارای چه ویژگیهای بدیع در قبال ترور است.
فردی که به تنهایی از عهدهی امور برمیآید و برای ترور بزرگترین شخصیت سیاسی وقت فرانسه غیر از یک رابط تلفنی با سازمان ترور، هیچ همکار یا تیم مشاوره ندارد. چنین شخصیتپردازی و چنین رویکردی برای فیلمی حادثهای-پلیسی بیشک در نوع خود در تاریخ سینما غیرقابل مشاهده است. «زینه مان» حادثهای تاریخی را با چنین رویهای در شخصیتپردازی به روایتی جذاب بدل میکند. دو قطب مخالف و دو شخصیت مرموز در سمت کارآگاه و جنایتکار پایه و اساس درامی جدید را شکل میدهند.

آگاهی پله به پلهی کارآگاه «کلود لبل» از پیچیدگیهای عملیاتی تکنفره از جانب شغال، جزئی از جذابیت قابلاعتنای ریتم فیلم است. این دو هیچگاه با یکدیگر رودررو نمیشوند مگر در ثانیههایی هیجانی و پایانی فیلم، آن زمان که کارآگاه، خود، عامل ترور را به رگبار میبندد. بااینحال روایت در طول فیلم بین دو شخصیت اصلی و یا عوامل مرتبط با این دو، بهصورت موازی پیش میرود.
هر حرکتی از سوی شغال با حرکتی موازی از سوی کارآگاه پاسخ داده میشود و جذابیت این شکل از روایت آنجاست که هیچگاه در طول فیلم شاهد تعقیب و گریز که کلیشهی رایج در چنین گونهای است، نیستیم. درگیری حاصل از رودررویی آدمها در فیلم بیشتر معطوف بر دولتیها و کارآگاه «لبل» است.
این نقدی است که «زینه مان» بر روایت تاریخی افزوده و حد فاصل بین نقل روایتی مبتنی بر تاریخ را با سینما مشخص نموده است. دولتیهایی که منفعلاند و حتی در برخی موارد بر آتش معرکه میافزایند. بیاطلاع از جاسوسی سوگلیهای رخت خوابشان هستند و در عمل جلساتشان هیچ سودی به حال جلوگیری از ترور دوگل ندارد. اینجاست که میمیک کارآگاه لبل جواب میدهد. چهرهای مبهوت در قبال دولتیها و نگاهی خیره به بلاهتشان.

جذابیت دیگر روز شغال در تضادی است که بین شناساندن شخصیت شغال در اوج بیهویتی دارد. در حین دیدن فیلم امری وجود دارد که ما را بدون شعارزدگی و بدون اینکه علنی پرده از آن برداشته شود تحت تأثیر قرار میدهد. اینکه ما با کاراکتری مواجهیم که از سویی سعی دارد با اشکال مختلف خود را ناشناس و بدون هویت بنماید و از سویی ما با جزئیات شخصیتی او برای شناخت کاملش درگیریم.
«چارلز کالتروپ» یا شغال، چیزی برای توضیح ندارد. تمامی اعمالش در طول فیلم قابلرؤیت است. از مراجعه به تهیه سلاحی منحصربهفرد تا جعل پاسپورت. حتی مراجعه کوتاه مدتش به یک گورستان برای تهیه نامی جعلی از مردگان گورستان نیز در فیلم به نمایش گذاشته میشود. فیلم با این عدم افشای هویت و افشای ریزهکاریهای شخصیتی تا پایان پیش میرود که کنایهای از ناشناس بودن عامل ترور در یک سیستم پیچیدهی سیاسی دارد.
اوج این عدم افشای هویت و بحث ناشناس بودن «چارلز کالتروپ» (شغال) در فرود فیلم و در لحظات خاکسپاری او نیز بهشدت قابلتأمل است. پایانبندی به این نکته مهجور اشاره دارد که حتی بعد از مرگ نیز ما و تاریخ قادر نخواهیم بود هویت اصلی کسی که میخواست ژنرال دوگل را ترور کند بشناسیم.
سکانس درخشان تدفین شغال با حضور تکنفرهی کارآگاه که در مرکز توجه قاب قرار دارد و ترک صحنه توسط او، اوج این سؤال در کشف هویت شغال است. «زینه مان» روایت سینماییاش را با پرداختن بر همین پنهانکاری در شناسایی هویت میسازد تا در پایانبندی نیز این سؤال تاریخی را مجدد برایمان خاطرنشان کند. شخصیتی که در طول فیلم چهرهاش، نام و پاسپورتش، حتی پلاک خودرواش جعلی است، در پایان نیز بدون افشای هویت میمیرد.
نوشته نقد فیلم روز شغال به کارگردانی فرد زینمان – چشم هایی خیره بر بلاهت سیستم اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.