
«دوباره زندگی» نخستین ساختهی سینمایی رضا فهیمی است که فیلمنامهی آن را مجید اسماعیلی و امیرمحمد عبدی نوشتهاند و فیلم درباره یک زوج سالخورده است که دیگر چندان انگیزهای برای ادامهی زندگی ندارند. نگاه فیلمساز به مسالهی یک زوج سالخورده مبنی بر انگیزه نداشتن برای ادامهی زندگی و تصمیم برای رفتن به خانهی سالمندان با پای خود، نگاهی است که در فیلم به ورطهی شعار و درشتگویی نمیافتد و از همان ابتدا فضای خانه، زندگی و خلقیات شخصیتها طوری تعریف میشوند که این خمودگی و فرتوتی زندگی زوج را باور نماییم.
کاتهای فراوان ابتدای فیلم که با دوربینی ثابت و ایستا همراه شدهاند، خیلی زود ما را با زوج پیر فیلم آشنا میکنند. ایستاییای که کاملا همسو با زندگی این دو نفر است و به بنبست رسیدن آنها را به خوبی به نمایش میگذارد و سردی و بیروحی زندگیشان که از پی مشکلات تنهاییشان به وجود آمده را مورد قبول جلوه میدهد.

معرفی با حوصلهی فیلم که تنها مختص به شخصیتها نیست و جغرافیا را نیز برای ما عیان میکند، با چرخش درست فیلم به مسیر دیگری میرود. پسر این زوج خبر میدهد که از خارج به دیدنشان خواهد آمد، به همراه همسر و فرزندش، همین کافی است تا آنها خانهی سالمندان را فراموش کنند، به تکاپو بیفتند و خود را برای مهمترین اتفاق زندگیشان در روزهای کاملا کسل کننده و کمرمق اینسالها آماده نمایند. حضور پسر با خانودهاش در خانهی پدر و مادر پیر، محرکی برای این دو شخصیت است و نرسیدن پسر و همسرش به خانه در پی یک حادثه، و زنده ماندن فرزند خردسال آنها محرکی برای ادامهی قصهی فیلم.
نوهی زوج سالخورده، که یک رگ خارجی دارد، پس از مرگ پدر و مادرش،به آنها تحویل داده میشود و حالا آنها باید این کودک را بزرگ کنند. نگاه شخصیت مرد به زندگی از همان ابتدا، نگاهی ناامیدانه و سرد است و او که یک مریضی هم به همراه خود دارد، تنها راه فرار را مرگ میداند و حتی برای خود کفن میخرد، پول کفن و دفن کنار میگذارد و معتقد است ورزهای پیشرو روزهای آخر زندگی هستند.
اما در نقطهی مقابل او، زنی قرار دارد که امیدش را از دست نداده و میخواهد هرطور شده در همان خانه زندگی کند و در همان خانه بماند و بمیرد. پس از ورود نوزاد به زندگی این دو، مرد همچنان بیحوصله، خسته و ناامید است و میگوید توان نگهداری بچه در وجود آنها نیست و زن همچنان امیدوار و حتی امیدوارتر از قبل است. این تناقض و تقابل در عین حال که آنها کنار یکدیگر هستند، کشمکشی جذاب را در پیرنگ ایجاد مینماید.

فیلم از حیث پرداخت به دو نیمه تبدیل میشود. نیمهی نخست که مربوط به معرفی شخصیتها، فضای زندگیشان و محرک آنهاست و حتی کمی از فضای زندگی این دو شخصیت با حضور کودک را نیز شامل میشود، بسیار اصولی، دقیق و بیادعا و جمعوجور ساخته شده و المانهای خوبی از فهم سینما در فیلمساز را میتوان در آن دریافت کرد.
قابهای داخل خانه، سینمایی هستند و شکل روایت با توجه به کاتهای به موقع ضرباهنگ خوبی به خود میگیرد. اما در نیمهی دوم و از جایی که این دو تلاش میکنند که از حضور بچه خلاص شوند، گویی فیلم دچار یک بیحوصلگی و تشویش در روایت میشود. به ورطهی تکرار و کشآمدن میافتد و انگار حرف تازهای برای پیشبرد پیرنگ ندارد. حتی حضور پدربزرگ و مادربزرگ خارجی کودک نیز دردی را دوا نمیکند و پرداخت به جزییات درستی که در نیمهی نخست به وضوح میشد دید، در نیمهی دوم به هیچوجه دیده نمیشوند و با اینکه فیلم زمان نسبتا کوتاهی دارد (۷۶ دقیقه) اما در همین حال نیز دچار معضل در عریض کردن و عمیق کردن روایت پیرنگ میشود.

اتفاقی که در نیمهی اول فیلم به خوبی رخ میدهد، داستان در عرض پهن میشود و مسائل و مشکلات شخصیتها به درستی و به دور از اغراق مطرح شده و از طرفی از طریق ورود شخصیتی جدید و یک محرک برای شخصیتها، پیرنگ عمق نیز میگیرد، اما خیلی زود این عریض و عمیق شدن جای خود را به تکرار و عدم پیشرفت پیرنگ میدهند.
با این همه، «دوباره زندگی» اثری کوچک و کمادعاست که شروعی خوب دارد و تا نیمه نیز به درستی ادامه پیدا میکند، از بازیگران بازیهای قابلقبولی میگیرد و فرم روایی آن در نیمهی نخست کاملا همسو با قصه و شخصیتهاست و از نیمه به بعد دچار افت محسوسی میشود که دلیلش میتواند قصهی لاغر و کوتاه آن و عدم داشتن ایدههای بیشتر برای عریض کردن پیرنگ باشد که سبب رخ دادن این اتفاق میشود، اما به طور کلی فیلمی شریف و قابلقبول به ما عرضه شده است.
نوشته نقد فیلم دوباره زندگی – معرکه ناخواسته سر پیری اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.