
نیروی فضایی واقعی – که در واقع، تازهترین شاخهی ارتش آمریکا است که تب تند ترامپی، پارسال آن را علیرغم مخالفت آشکار و پنهان عدّهی بسیاری، راهاندازی کرد – اولین آگهی استخدامش را چند روز پیش، پخش کرد. او از داوطلبانش دعوت کرد که «برای چیزی که ممکن است، زمانی که هنوز ناممکن است؛ برنامهریزی کنند.»
ممکن است این سؤال کاملاً منطقی برایتان پیش بیاید که کمدیای که دربارهی نیروی فضایی باشد، از کجا ممکن است سر در بیاورد؟ خب، در حال حاضر یک کمدی دربارهی نیروی فضایی، به اسم «نیروی فضایی» space force توسط فارغالتحصیلان سریال «آفیس» یعنی استیو کارل و گرگ دنیلز ساخته شده است که در آن ستارههای تلویزیونی قدرتمندی همچون استیو کارل، جان مالکوویچ، لیزا کودرو، جین لینچ و نوح امریچ نقشآفرینی میکنند و از طریق نتفلیکس قابل تماشا است. گرچه، به نظر میرسد که عوامل و بازیگران موفق نشدهاند قبل از شروع به کار دوربینها، پاسخی برای این سؤال بیابند.
کارل نقش یک ژنرال چهارستاره (که به تازگی به این درجه نائل شده است) به نام «مارک آر نیرد» را ایفا میکند که رؤیایش مبنی بر هدایت کردن نیروی هوایی، با برگزیده شدنش به عنوان اسباببازی جدید رئیسجمهور، یعنی نیروی فضایی، کاملاً نابود میشود. زمانی که «مارک» به همسرش «مگی» (با نقشآفرینی لیزا کودرو) میگوید که باید از واشینگتن دیسی به کلورادو بروند و زندگیای جدید و یک ایستگاه فضایی بنا کنند، او مثل ابر بهار میگرید. دفعهی بعدی که او را میبینیم، بنا به دلایل نامشخصی در زندان است و بعد از آن هم به طرز مضحکی هیچگونه نقش خاصی در سریال ندارد. درست مانند بقیهی بخشهای این محصول پراکنده و درهم.
اشاراتی نیز به کاخ سفید واقعی در سریال وجود دارد. برای مثال آن قسمتی که وزیر دفاع اعلام میکند که رئیسجمهور توییت کرده است که «آرزومند است که در سال ۲۰۲۴ روی سطح ماه چکمه (Boots) ببیند، در واقع گفته است که «آرزو دارد که روی سطح ماه … ببیند» ولی ما گمان میکنیم که این فقط یک اشتباه تایپی بوده است. اما این اشارات هرگز به مرحلهی طنز نمیرسند، چه برسد به این که اثری که میگذارند، پایدار باشد. البته این تقصیر نویسندهها نیست چون غیرممکن است بتوانند چیزی دیوانهوارتر و احمقانهتر از چیزهایی که رئیسجمهور تا به حال گفته است، خلق کنند. اما به این معنی است که باید در منبع و بستر دیگری به دنبال محتویات برای طنزشان باشند.
سریال تقریباً شبیه به یک پارودی محل کار است، با این تفاوت که گروه اصلی به قدر کافی بزرگ و ثابت نیست که امکانی برای شکل گرفتن دوستیها و روابط وجود داشته باشد. مالکوویچ در نقش دانشمند «آدرین مالوری» حریف قدر «نیرد» است. و این دو در کنار یکدیگر فوقالعاده هستند، حتی با این که مالکوویچ هر صحنهای که در آن حضور داشته باشد را مال خود میکند. حتی زمانی که بازیگر کارکشتهای مانند کارل در مقابلش حضور دارد.
با این که سریال مشکلات فراوانی دارد، اما یک لودگی محض هم نیست. «نیرد» به گونهای رفتار میکند که به دور از شأن اوست، منتها او اصلاً شأنی ندارد. او در اکثر موارد دلقکیست که در لحظاتی به قدر کافی صلاحیت و شایستگی هم دارد (و گاهی هم نسبت به اشتباهات و شکستهای اطرافیانش احساس ناامیدی میکند.) او منشیای دارد که مدام فراموش میکند به او گوشزد کند که چه کسی در دفترش منتظر اوست. (کلیشهایترین جوک ممکن، برای شروع) اما خود «نیرد» هم به قدر کافی سبکمغز است. ما مثلاً قرار است باور کنیم که این مردی که به نظر میآید پدر، همسر و ژنرال چهارستارهای لایق و نرمال است؛ اصرار دارد که شامپانزهای به منظور تعمیر کردن ماهوارهای در فضا، آموزش داده شود. آن هم به جای این که بگذارند دانشمندان به راه حل قابل اجرا و کارآمدی دست یابند.

گذشته از همهی اینها، علیرغم خندههای گاهوبیگاه که لابهلای دیالوگهای ناامیدکنندهی مالکوویچ یافت میشوند، «نیروی فضایی» خندهدار و بامزه نیست و این موضوع باعث میشود که دستهبندی کردن آن به عنوان یک اثر کمدی، کار آسانی نباشد.
اولین قسمت کاملاً ارزش تماشا کردن دارد، چرا که فرد ویلارد را داریم که نقش پدر «نیرد» را بازی میکند و این آخرین نقشآفرینی اوست. احتمالاً این قسمت مدت کوتاهی قبل از مرگ او فیلمبرداری شده است و او فوقالعاده ظاهر میشود. دستهایش میلرزد، اما صدایش محکم و باصلابت است. اجرایش تحت کنترل کامل است و زمانبندیاش حرف ندارد. چقدر خوشایند است که بدانیم او هیچگاه استعداد و تواناییاش را از دست نداد.
نوشته نقد سریال space force – پارودی استیو کارل موفق نمیشود به مدار برسد اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.