
موضوعی که کشف توطئهای را نشانه رفته است، غالباً در سینمای آمریکا با تهییج همراه است اما در «همه مردان رئیسجمهور» خبری از هیجان متاثر از اکشن یا روایتی پر از رویداد نیست. اغلب لحظات فیلم پر است از جستجو و گفتگو با کسانی که در ماجرای واترگِیت در دههی ۷۰ میلادی در آمریکا نقش یا به نوعی از آن اطلاعاتی داشتند.
این عدم تهییج در اکشن در جایی دیگر و به شکلی دیگر جبران میشود. سوالات پیدرپی از سوژههای مرتبط توسط دو روزنامهنگار واشینگتنپست به نامهای باب وودوارد و کارل برنستاین با ایفای نقش رابرت ردفورد و داستین هافمن سبب میشود تا خلاء حوادث مهیج پر شود.

با وجودی که فیلم بر پایه کشف یک حقیقت یا توطئه استوار است اما نکته اصلی در ارزشگذاری فیلم، جدای از درخشش بازیگران و ریتم و روند رو به رشد رویداد اصلی، به شدت از تکرار بیهودهی جزییات ماجرا و یا تکراری شدن نحوه جستجو آسیب میبیند. بارها و بارها دو خبرنگار با یک شیوه و با یک روش طرح سوال به سراغ مرتبطین با ماجرای واترگیت میروند. این روند، جز اینکه فقط یافتن اطلاعاتی تازه که منجر به نزدیک شدن بر حقیقت است، فراز و فرودی دیگر ندارد. خاصه در چنین روایاتی که شخصیت یا شخصیتهای محوری در پی آشکارسازی رازی هستند، از ابتدا تا پایان، خطی از تکاپوی آنها به عنوان مسیر یافتن همان راز، جذابیت روایی ایجاد میکند اما چنین خطی، آنچنان مسیری صعودی از نظر فرم دارد که در نتیجه، اثر نهایی را قابل اعتنا خواهد کرد.
در «همه مردان رئیسجمهور» چنین رویهای مشهود نیست. حتی در سکانسهای پایانی که باید احتمالاً منتظر تلاش و تکاپویی بیشتر از دو شخصیت محوری باشیم، همچنان گفتگوها با عوامل واترگیت همان شمایل آغازین و میانی فیلم را دارد. در این حالت باید گفت امر پیش برندهی روایت و جذابیت داستانی در «همه مردان رئیسجمهور» فارغ از عوامل تزئینی همچون بازیگری و…، بیشتر متکی بر دیالوگهایی است که در خود، راز اصلی نهایی را تا حدودی افشا میکند.

دیالوگ، دیالوگ، دیالوگ که در طول فیلم با یک مود بیان میشود و اغلب صحنهها شبیه مصاحبههایی هستند که بین شخصیتهای محوری و کاراکترهای فرعی شکل میگیرد. لوکیشن به شدت تکراری است؛ چرا که قابهایی یک شکل در طول فیلم، در یک فاصله زمانی تقریباً برابر، از دفتر روزنامه وجود دارد که هم از نظر بصری و هم محتوایی یکسان است. دو روزنامهنگار بعد از هر بار تجسس در سوژه و گشت و گذار در دل آدمهای مرتبط، ملاقاتی با سردبیر دارند و این صحنههای داخلی دفتر روزنامه در طول فیلم همواره دارای یک حالت هستند.
با این حال میتوان تا حدودی این روند کسالتبار فیلم را با ذات حرفهی روزنامهنگاری توجیه کرد. اینکه فیلمساز همان شکلی را برای فیلمش در نظر گرفته که خود حرفهی مورد بحث در جهان واقعی میطلبد. شکل مصاحبهای و گفتگوهایی که شبیه بازجویی دارند. با این وجود اینجا سینماست و تنها متکی بودن بر عنصر جذابیت بازیگری یا محتوایی که سعی در افشای حقایقی تاریخی دارد یا صرف اینکه فیلم پروژهای سیاسی را کالبدشکافی میکند نمیتواند همه دین بر اصالت هنری را ادا نماید.

«همه مردان رئیسجمهور» به شدت متکی بر بازیگرانی است که جذابیت ایجاد میکنند و این به نظر امری غیر قابل اتکاست. آنچه فارغ از بازی داستین هافمن و رابرت ردفورد برای ما باقی میماند را خط به خط میتوان در تاریخ دهه ۷۰ آمریکا در همان روزنامه مورد بحث مطالعه کرد. فیلم اینجاست که جز یک آلبوم عکس که اسنادی را در قالب تصویر برای مدتی در ذهنها تثبیت میکند، کارکرد و رویکردی مستقل ندارد. آنچه پیش از دیدن فیلم در قبال واترگیت و ماجرای شنود محل استقرار ستاد انتخاباتی حزب دموکرات آمریکا توسط افبیآی و رئیسجمهور وقت شنیده و خوانده بودیم، در خود «همه مردان رئیسجمهور» فقط به تصویر کشیده میشود.
فیلم همان رویداد تاریخی را مگر در چند صحنه و یا با دخل و تصرف در ماجراهای فرعی پیاده میکند. این مستندنگاری در قالب فیلم داستانی ایراد نیست، چرا که در زمره یک زیرگونه ژانر قابل بررسی است؛ اما بحث اینجا بر سر استقلال هنری است که در «همه مردان رئیسجمهور» فقط بر بازیگرانش، تدوینش، فیلمبرداریاش و… استوار است. چه چیزی فارغ از اینها میتواند انگارهی یک فیلم باشد؟ به طور مثال موضوع ارزش و اعتبار آزادی بیان و شفافیت خبری و ترس افراد از مواجهه با یک روزنامهنگار که در فیلم به شدت بر آن تاکید میشود، میتوانست دستمایه ایجاد انگارهای فراتر از بعد تاریخی اثر کنونی باشد.
مرد در سایهای که هر از گاهی در زمانهایی که پیشرفت رویداد قفل میشود، با روزنامهنگار جستجوگر فیلم دیدار میکند و اطلاعاتی گرانبها به او میدهد تا روند روایت و کشف حقیقت مجدد آغاز شود و هم او که همچون پیر دانا در کهن الگوی سفر قهرمان راه را از چاه نشان میدهد، نیز میتوانست فقط یک کارکرد نداشته باشد.
او شخصیتی است که در حالت کنونی دو روزنامهنگار را با حقایقی تازه مواجه میکند و سکون را از آنها میگیرد اما بیشک وظیفهاش در فیلم فقط در همین نکته روایی خلاصه میشود و هیچ تلاشی از سوی فیلمساز برای تعمیم جایگاه او در حدی کلانتر دیده نمیشود. کلیشه رایج آمریکاییِ «مرد در سایه» که از قضا همه چیز را هم میداند کار امروز و دیروز نیست، سینمای آمریکا به این تکبُعدی نگریستن خو کرده است.
شخصیتی که کاملاً قابلیت تولید انگارهای قدرتمند دارد اینجا در حد یک تسهیلکننده عمل میکند. چیزی که میتواند اشارهای باشد بر حقایقی که همیشه در سایهاند، یا دانایانی که در سایه قرار گرفتهاند و خود را نمایش نمیدهند، یا آگاهی و حقیقتی سیاسی، همواره در پشت پردهای است که بازیگرانش را هم نمیتوان شناخت. چیزی فراتر از یک پیردانا شدن میتوانست ایدهپردازی را با وجود چنین شخصیتی گسترش دهد.
نوشته نقد فیلم همه مردان رئیس جمهور – نقل واترگیت با دیالوگ اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.