نقد فیلم شوالیه تاریکی ساخته کریستوفر نولان – فاعلیّتی به نام جوکر

امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

«شوالیه تاریکی» نقطه‌ی اوج کارنامه‌ی «کریستوفر نولان» است، به طوری که حداقل کاری که در صنعت -و نه هنر- سینما با این فیلم صورت گرفت، تغییر و بهبود وجهه‌ی سینمای ابرقهرمانی در میان عموم و بخصوص صاحب‌نظران و منتقدان بود، آن‌چنان که این فیلم توانست کاندیدای جوایز متعددی در آکادمی‌ها و فستیوال‌های گوناگون از جمله اسکار شود و چند جایزه را نیز آنِ خود کند و این مورد برای یک فیلم اقتباس شده از کامیک‌‌بوک‌ها تا آن زمان تقریباً بی‌سابقه بوده است.

قطع به یقین بخش اعظم این مهم با یگانه کاراکتر خلق شده در این فیلم یعنی «جوکر» گره خورده است که در قامتِ یک آنتاگونیستِ کاریزماتیک، شماتیکی جذاب از یک villain (شرور) را روانه‌ی پرده‌ی سینماها کرده و البته مرگِ تراژیکِ «هیث لجر» نیز چندی پس از پایان فیلمبرداری و پیش از اکران عمومیِ فیلم در این زبان‌زدشدنِ «شوالیه تاریکی» بی‌تأثیر نبوده است.

فیلم شوالیه تاریکی

سوای جنبه‌های ظاهری این موضوع، در حقیقت امر نیز این کاراکتر جوکر است که گوی سبقت را در جذابیتِ روایی و وجهِ سمپاتیک قصه از پروتاگونیستِ محبوبِ دنیای ابرقهرمانی یعنی «بتمن» ربوده و توانسته مخاطب را با خود و فیلم همراه کند و مبدل به جوهره‌ی اصلی و اعتنای «شوالیه تاریکی» شود؛ و این‌ را سکانس افتتاحیه می‌گوید که در اختیارِ «جوکر» -برای معارفه‌ی خویش- قرار می‌گیرد آنهم بدون دخالتِ عاداتِ نابجایِ نولان (جامپ‌کات‌های زمانی)، این‌ را دکوپاژ نیز می‌گوید که در عمرِ کوتاه خود در هرجا که توانسته یک میزانسنِ آنارشی برای «جوکر»ش دست و پا می‌کند و همچنین این را «هیث لجر» می‌گوید که بازیِ بشدت درست و پیش‌رواش را نولان -و فیلمنامه- حمایت کرده و نقشه‌هایش را جامه‌ی عمل -و دیدن- می‌پوشاند تا در نهایت در شمایلی تیپیکال اما مستحکم به خوبی تبدیل به عاملِ شرّ (villain) شده و نه تنها در «شوالیه تاریکی» بلکه در فرهنگِ عامه نیز یک دگرخوانی در مفهومِ شرورِ – حداقل سینمایی- ایجاد کند.

از طرفی برخلاف تعریف و تمجیدهای بعضاً بسیار اغراق‌آمیز پیرامون «شوالیه تاریکی» و موفقیتش، این فیلم ضعف‌هایی اساسی نیز در فیلمنامه و قصه‌ی خود دارد، به طوری که مانع از تبدیل‌شدنش به اثری خوب و سرپا شده و نمی‌توان به آسانی واژه‌ و صفت ارزشیِ ″خوب″ را برای آن به کار برد.

فیلم شوالیه تاریکی

ابتدا با همین جوکرِ محبوب آغاز کنیم که در عینِ فاعلیّتی دیدنی و دارای حدود و چارچوب در روایت و خلقِ منشی اصطلاحاً ″جوکریسم″ از او به عنوان عاملِ شرّ در فیلم، اما از جانب فیلمنامه حمایتی برای او تعبیه نشده تا در کارشکنی‌هایِ رادیکال و آنارشیستی‌اش یک نقطه‌نظر و جهان‌بینیِ شخصیت‌پردازانه و یکّه را بتوان مشاهده -و جلوتر حسّ- کرد تا بالطبع در منش و رفتار عمیق‌تر شده و مخاطب بتواند با پرسوناژ جوکر و پرتره‌ی رفتاری او مواجه و همراه شود.

همچنین و در واقع جوکر با فاعلیّت خود، «بتمن»، «هاروی دنت» و «گاتهام» را به مفعولان و کنش‌پذیرانی در فیلم تبدیل می‌کند که در اعمال‌ فشار قرارگیری‌هایی ناخواسته، می‌بایست ابراز وجود کرده و پا به پای جوکر -و هیث لجرِ- سرپای اثر، سایر حفره‌های فیلم را پوشانده و روایت را در حد مقبولی دیدنی کنند. اما این انتظار و ″بایدها″ متاسفانه بیشتر کلامی و حتی شعاری‌ نمود پیدا کرده‌اند تا دیدنی و احساس‌شدنی؛ از «گاتهام» که محیطِ سرراست و دارای جغرافیایِ سینمایی‌‌شده‌ای نمی‌بینیم و تنها یک اسم است که از منبعِ کامیک اقتباس شده است.

فیلم شوالیه تاریکی

«هاروی دنت» یا همان «شوالیه سفید» گاتهام نیز نقطه‌نظری متعیّن نسبت به گاتهام و مهم‌تر از آن به مفهوم عدالت ندارد، در این مورد هرچه که هست حرف می‌باشد و حرافیِ صرف هم که در سینما ارزشی نداشته و اصطلاحاً بادِ هواست. عشقش به «ریچل» نیز شخصیت‌پردازانه نیست! ″دوچهرگی″ و سکه‌ی شانس -مثلاً به عنوان نمادی از عقیده‌ی او- در هیچ خلوتگاهی به خصیصه‌ای از «هاروی دنت» تبدیل نشدند تا تغییراتش و تبدیل‌شدنش به ″عاملِ جوکرشدن″ (آلت دست شدنش) را بتوان باور کرد.

مهم‌تر از همه وضعیتِ پرداختیِ «بتمن» نیز چنگی به دل نمی‌زند زیرا نگاهِ نولان به او از خیالش نشأت نگرفته تا به عنوان یک ″سوپرهیرو″ نمود داشته باشد در عوض نولان با منطق‌تراشی‌های بعضاً افراطی برای نشان دادن قابلیت‌های «بتمن» آن هم به آغشتن به تکنولوژی، به نوعی از او یک ″سوپر-رئالیست″ خلق کرده است هرچند که او نیز همچون شوالیه سفیدِ گاتهام، در یک زمینه‌‌ی آغشته‌شده به شعار و سطحی‌نگری قرار گرفته و مفاهیمی همچون «عدالت» و «خوبی» به منشِ رفتاریِ او تحمیل می‌شود و آن ″دروغ″ پایانی برای ″انتخاب شوالیه تاریکی″ به «دل‌ماندنی» نمی‌شود -به یادماندنی شاید!- .

فیلم شوالیه تاریکیدر مجموع اما «شوالیه تاریکی» نه تنها با دستاوردهای خود بخصوص در عرصه تکنیک برای سینمای اکشن تبدیل به فیلمی مهم شده است بلکه در خودِ سه‌گانه‌ی بتمنِ کریستوفر نولان نیز آنقدر خودبسنده است که همچون قسمت اول لزومی به شروع و آغاز‌کردن نداشته باشد یا مانند قسمت سوم نیازی به برخواستن؛ و این موفقیت را سمپاتیِ نولان به کاراکترِ بیادماندنیِ «جوکر» میسر کرده است به گونه‌ای که در این خصوص هرزیاتِ روایی‌اش در منطق‌تراشی‌های بی‌مورد را کنترل کرده و به همراه یک بازیِ خوب و به یادماندنی از «هیث لجر»، کاراکتر جوکر را در قابِ عکسِ شرورهای کاریزماتیکِ تاریخِ سینما به ثبت می‌رسانند.

نوشته نقد فیلم شوالیه تاریکی ساخته کریستوفر نولان – فاعلیّتی به نام جوکر اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.

source https://mag.filmgardi.com/%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%b4%d9%88%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%87-%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%81%d8%b1/

بیان دیدگاه

طراحی یک سایت مانند این با استفاده از WordPress.com
شروع کنید