
پولاد کیمیایی بازیگری است که همیشه او را در سایهی پدرش مسعود کیمیایی میشناسند؛ فردی که متعلق به جهان پدرش است و برای نخستینبار به پشت دوربین رفته تا فیلم خودش را بسازد. همیشه پرداخت به روایت گنگستری در سینمای ایران دچار تناقضهایی فاحش شده چون اساساً مشکل اصلی این دسته از آثار عدم توانایی در دراماتورژی و ساخت ساحت زیستی و جغرافیایی به مثابهی سوژه است.
«معکوس» هم دقیقاً از این پارامتر رنج میبرد. چند سال پیش سام قریبیان فیلمی بنام «۳۶۰ درجه» ساخت که در همین حال و فضا بود؛ یعنی به تصویر کشیدن محیطی گنگ با کاراکترهایی شبه گنگستری. اما اینگونه فضا برای مخاطب ایرانی غریب است و از همه مهمتر توانایی مینیمال کارگردانان این سری آثار در بومی نمودن اتمسفر با حال و هوای مخاطب ایرانی، تبدیل به پاشنهی آشیل این فیلمها میشود.

«معکوس» در کلیت خود دقیقاً مشخص نیست خط رواییاش چیست یا محور درامش حول چه چالشی گردش دارد. از ابتدای فیلم با شخصیتی بنام سالار با بازی بابک حمیدیان آشنا میشویم که در واقعهای بشدت مخدوش و مفروض در تصادفی همسرش را از دست داده و اکنون باید دیهای گزاف را بپردازد تا بتواند از میلههای زندان نجات یابد و به اصطلاح فرزندش را پس بگیرد.
در طول روایت با اینکه حمیدیان با تجربهی هنروریاش تلاش میکند تا اکت کاراکتر در لحظه دربیاید اما به دلیل اینکه این پرسوناژ در متن فیلمنامه و سوژهگی دچار لکنت و ابتری است، بازیها راه به جایی نمیبرد. «معکوس» درست مانند «۳۶۰ درجه» دچار یک بازی با روایت گنگستری است و همه چیز را در ساحت دکور میخواهد ترسیم نماید. حال در این دکوراسیونِ بیکنتراست، کاراکترها نقش اکسسوآرهای متحرک را بازی میکنند که از درون پوشالی و بدون قوام هستند.

برای نمونه در کاراکتر سالار هیچ زیست و منیتی ساخته نمیشود تا به مثابهی آن چالش خودبنیان پیرنگ ما را در فرم درگیر خود نماید. ما نه حس پدر بودنش را میفهمیم و نه عشق و همسرداریاش را، به جای این موضوع فیلمساز پلانهایی تقطیع شده از تصادف را در جایجای اثر پخش کرده است که مثلاً به روان سالار فشار روحی وارد میکند.
به بیانی میتوان گفت جزئیات برای کیمیایی در این فیلم اهمیتی ندارد بلکه فقط نمایش یک سری دکور ظاهری مهم است؛ ماشینهای آمریکایی، دیالوگهای پرطمطراق به سبک کیمیایی پدر و در دنبالهی همین موتیف، رفاقت اُوراکت از جنس کیمیایی اما مسعودش میبینیم.
گویی «معکوس» فیلمی است از کیمیایی بزرگ در حال و هوایی جوانپسند با بریز و بپاشهای اکشننما و گنگبازیهای خمود. فیلمساز دقیقاً فقط خواسته که یک سری پارامتر بصری را بسازد که این ساختنش هم به حدی کاریکاتوری و غیر بومی است که با دیدن کاراکترها انگار احساس میکنیم آنها آمریکایی هستند و نه ایرانی.

فیلم زیستبوم و اکولوژی در هویتش ندارد و فضای اینجایی نمیدهد. اتمسفر گنگستری یعنی پرداخت به یک شالودهی ناهنجار اجتماعی، پس در قدم نخست باید کانسپت و مرکز ایستایی این گنگسترها ساخته شود تا پس از آن، ساحت بودنشان شکل ایجابی بگیرد.
اگر کیمیاییِ پدر عاشق فیلمهای وسترن است و در آثارش به کرات میخواهد همان پارامترها را جایگزین نماید (که در بعضی از آثارش به خوبی موفق شده است، مثلاً در «گوزنها»، «قیصر» و «دندان مار»)، کیمیاییِ پسر هم درگیر گنگستر بازی به سبک آمریکاییاش با اتمسفری اکشن میباشد.
وقتی که به پایان فیلم و مسابقهی مورد نظر میرسیم دیگر فیلم به امان خدا ول میشود و این ولشدگی کاملاً در راستای گمگشتگی فضاست. ماشینها، آدمها، اکتها، همه کپی برداری از فیلمهای هالیوودی است به نوعی که گویی در حال تماشای «سریع و خشن» دست چندمی و قراضهای هستیم.

حتی ماشین ندا (لیلا زارع) و سالار شبیه به ماشینهای دو کاراکتر «سریع و خشن» یعنی برایان و دومنیک تورتورو طراحی شده است و همین موضوع این بالماسکهی کاریکاتوری را خندهدارتر و بیمحتواتر میکند. البته اینکه میگوییم محتوا منظور آن محتوای بیرون آمده از بستر فرم نیست، چون اساساً «معکوس» فرم که هیچ، حتی ساختار مکانیکی هم ندارد و منظور ما از بیمحتوایی؛ بیقاعدگی در مضمون و بیبنیانی در اصول روایی فیلم است.
«معکوس» برای پولاد کیمیایی که فیلم اولش میباشد یک قدم منفعل محسوب میشود و باید بداند که اگر با همین فرمان بخواهد فیلم بسازد، جلوجلو به عقبافتادگی و انفعال و بیقاعدگی دنده معکوس میزند. ما در سینمایمان به آثار اکشن و هیجانی نیازمندیم بخصوص در مدیوم سینمای عامهپسند ولی این گونه از سینما باید به مثابهی زبان و اتمسفرمان ساخته شود وگرنه با کپی نسخههای هالیوودی بیشتر خودمان را به استهزا میگیریم، حال هر چقدر هم در چینش اکسسوآر تلاش کنیم تا عین فضای آن فیلمها طراحی شود یا با دوربینبازی و گرفتن نماهای فرار و دفرمه، هیجان آنی و کاذب به مخاطب تزریق نماییم.
نوشته نقد فیلم معکوس ساخته پولاد کیمیایی – گنگ بازی بی محتوا اولین بار در مجله نقد فیلم گردی. پدیدار شد.